به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 47
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    75
    Array
    سلام...

    آرام جان اول از همه اینکه عنوان تاپیکت نامفهومه و باید تا حدی گویای مشکلت باشه...البته موفرفری عزیز هم بهتون گفتن و شما گوش ندادی..

    دوم اینکه درباهره مشکلت خیلی کلی توضیح دادی گفتی با همسرت به مشکل برخوردی اونم شما رو کتک زد بعد شما رفتی مهرت رو گذاشتی اجرا الانم هفت ماهه که منزل پدرت هستی

    عزیزم خودت باشی میتونی به کسی که در یک خط توضیح میده راه حل بدی؟؟؟

    مثلا: همسرت و خودت چند سالتونه؟ چطور باهم آشنا شدید؟ از اول نمیدونستی اعتیاد داره؟ یا مثلا از اول نمیدونستی باید تو چه خونه ای زندگی کنی و کلا یکم با جزییات از مشکلت صحبت کن...

    شما از زنگی که مادر همسرت بهت زده خیلی راحت عبور کردی..شاید همسرت به مادرش گفته باهاش صحبت کن..اگر واقعا قصد ادامه دادن این زندگی رو داشتی حالا لازم نبود

    به دست و پای همسرت بیفتی اما میتونستی از فرصتی که در اختیارت بود استفاده کنی و به مادر همسرت بگی خودتون قراری ترتیب بدید تا ما باهم حرف بزنیم..اما شما درجواب چی

    گفتی؟؟ که پسرت خودش باید بهم زنگ میزد؟؟!!!

    خوب دختر گل شوهرت اگر میخواست باهات مستقیما تماس بگیره که تو این هفت ماه میگرفت...

    مساله بعدی اینه که چرا اصلا همسرت ازت سراغی نمیگیره؟ چه مشکلی در شما دیده که هفت ماهه ولت کرده به امون خدا؟؟ با اینکه میدونسته تو ترک کردنش بهش کمک کردی وخیلی

    لطف های دیگه....
    همه آبهای دریا هم نمی توانند یک کشتی را غرق کنند

    مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

    بنابراین

    تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

    مگر اینکه شما اجازه بدهید...





  2. 3 کاربر از پست مفید رزا تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 26 آذر 93), کامران (چهارشنبه 26 آذر 93), واحد (شنبه 22 آذر 93)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 01 [ 17:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-10
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    6,404
    سطح
    52
    Points: 6,404, Level: 52
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 34 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رزا نمایش پست ها
    سلام...

    آرام جان اول از همه اینکه عنوان تاپیکت نامفهومه و باید تا حدی گویای مشکلت باشه...البته موفرفری عزیز هم بهتون گفتن و شما گوش ندادی..

    دوم اینکه درباهره مشکلت خیلی کلی توضیح دادی گفتی با همسرت به مشکل برخوردی اونم شما رو کتک زد بعد شما رفتی مهرت رو گذاشتی اجرا الانم هفت ماهه که منزل پدرت هستی

    عزیزم خودت باشی میتونی به کسی که در یک خط توضیح میده راه حل بدی؟؟؟

    مثلا: همسرت و خودت چند سالتونه؟ چطور باهم آشنا شدید؟ از اول نمیدونستی اعتیاد داره؟ یا مثلا از اول نمیدونستی باید تو چه خونه ای زندگی کنی و کلا یکم با جزییات از مشکلت صحبت کن...

    شما از زنگی که مادر همسرت بهت زده خیلی راحت عبور کردی..شاید همسرت به مادرش گفته باهاش صحبت کن..اگر واقعا قصد ادامه دادن این زندگی رو داشتی حالا لازم نبود

    به دست و پای همسرت بیفتی اما میتونستی از فرصتی که در اختیارت بود استفاده کنی و به مادر همسرت بگی خودتون قراری ترتیب بدید تا ما باهم حرف بزنیم..اما شما درجواب چی

    گفتی؟؟ که پسرت خودش باید بهم زنگ میزد؟؟!!!

    خوب دختر گل شوهرت اگر میخواست باهات مستقیما تماس بگیره که تو این هفت ماه میگرفت...

    مساله بعدی اینه که چرا اصلا همسرت ازت سراغی نمیگیره؟ چه مشکلی در شما دیده که هفت ماهه ولت کرده به امون خدا؟؟ با اینکه میدونسته تو ترک کردنش بهش کمک کردی وخیلی

    لطف های دیگه....
    رزا جان ممنون از توجه شما
    در مورد عنوان من تغييراتو دادم اما تا تاييدش کنند يه خورده زمان برد
    در مورد توضيحاتم حق با شماست
    بنده 25سالمه و همسرم 31سالشونه هر دوی ما ليسانس داريم .تقريبا مدت 1سال دوست بوديم بعد ازدواج کرديم از اعتيا ايشون اصلا اطلاعنداشتم توی زندگی متوجه شدم در مورد خونه هم قرار بود 2سال اونجا باشيم.
    من انتظار داشتم کم کم مادر شوهرم حظورا اقدام کنند البته بعد از اين مدت بی خبری،مادر شوهرم ميگفتند با اطلاع همسرم زنگ زده و ايشون گفتند به خاطر اينکه مهرو گذاشتم اجارا هيچ اقدامی نميکنه.ميدونيد چيه چون هر سری خودم کوتاه اومدم و برگشتم الانم منتظر برگشتمه ولی اينبار ديگه خودم نميرم اميدوارم تونسته باشم توضيحات لازمو بدم.ممنون ميشم راهنمايی کنيد.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزا نمایش پست ها
    سلام...

    آرام جان اول از همه اینکه عنوان تاپیکت نامفهومه و باید تا حدی گویای مشکلت باشه...البته موفرفری عزیز هم بهتون گفتن و شما گوش ندادی..

    دوم اینکه درباهره مشکلت خیلی کلی توضیح دادی گفتی با همسرت به مشکل برخوردی اونم شما رو کتک زد بعد شما رفتی مهرت رو گذاشتی اجرا الانم هفت ماهه که منزل پدرت هستی

    عزیزم خودت باشی میتونی به کسی که در یک خط توضیح میده راه حل بدی؟؟؟

    مثلا: همسرت و خودت چند سالتونه؟ چطور باهم آشنا شدید؟ از اول نمیدونستی اعتیاد داره؟ یا مثلا از اول نمیدونستی باید تو چه خونه ای زندگی کنی و کلا یکم با جزییات از مشکلت صحبت کن...

    شما از زنگی که مادر همسرت بهت زده خیلی راحت عبور کردی..شاید همسرت به مادرش گفته باهاش صحبت کن..اگر واقعا قصد ادامه دادن این زندگی رو داشتی حالا لازم نبود

    به دست و پای همسرت بیفتی اما میتونستی از فرصتی که در اختیارت بود استفاده کنی و به مادر همسرت بگی خودتون قراری ترتیب بدید تا ما باهم حرف بزنیم..اما شما درجواب چی

    گفتی؟؟ که پسرت خودش باید بهم زنگ میزد؟؟!!!

    خوب دختر گل شوهرت اگر میخواست باهات مستقیما تماس بگیره که تو این هفت ماه میگرفت...

    مساله بعدی اینه که چرا اصلا همسرت ازت سراغی نمیگیره؟ چه مشکلی در شما دیده که هفت ماهه ولت کرده به امون خدا؟؟ با اینکه میدونسته تو ترک کردنش بهش کمک کردی وخیلی

    لطف های دیگه....
    رزا جان ممنون از توجه شما
    در مورد عنوان من تغييراتو دادم اما تا تاييدش کنند يه خورده زمان برد
    در مورد توضيحاتم حق با شماست
    بنده 25سالمه و همسرم 31سالشونه هر دوی ما ليسانس داريم .تقريبا مدت 1سال دوست بوديم بعد ازدواج کرديم از اعتيا ايشون اصلا اطلاعنداشتم توی زندگی متوجه شدم در مورد خونه هم قرار بود 2سال اونجا باشيم.
    من انتظار داشتم کم کم مادر شوهرم حظورا اقدام کنند البته بعد از اين مدت بی خبری،مادر شوهرم ميگفتند با اطلاع همسرم زنگ زده و ايشون گفتند به خاطر اينکه مهرو گذاشتم اجارا هيچ اقدامی نميکنه.ميدونيد چيه چون هر سری خودم کوتاه اومدم و برگشتم الانم منتظر برگشتمه ولی اينبار ديگه خودم نميرم اميدوارم تونسته باشم توضيحات لازمو بدم.ممنون ميشم راهنمايی کنيد.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ماهك نمایش پست ها
    وقتي شما رو كتك زدن و معتادم بوده خونه اي هم كه در شان شما باشه برات مهيا نبوده جلوي خانواده اش تحقيرت كرده الانم مادرش مياد ميگه طلاق توافقي بگيرين به نظرم بايد سر خودتو حسابي گرم كني و تا وقتي نيومدن دنبالت خودت برنگردي حالا اگه برات خونه جدا نميگيره يا سرويس بهداشتي جدا نداري حداقل حداقل حداقل بايد بيان دنبالت و با احترام ببرنت پس غرورتو حفظ كن و صبر كن و البته مشغول باش كه فكر و خيال نكني افرين به تو كه هم داري درستو ادامه ميدي هم كار ميكني افرين
    ماهک جان خودمم همچين فکری دارم تا خودش نياد نميرم-

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ماهك نمایش پست ها
    وقتي شما رو كتك زدن و معتادم بوده خونه اي هم كه در شان شما باشه برات مهيا نبوده جلوي خانواده اش تحقيرت كرده الانم مادرش مياد ميگه طلاق توافقي بگيرين به نظرم بايد سر خودتو حسابي گرم كني و تا وقتي نيومدن دنبالت خودت برنگردي حالا اگه برات خونه جدا نميگيره يا سرويس بهداشتي جدا نداري حداقل حداقل حداقل بايد بيان دنبالت و با احترام ببرنت پس غرورتو حفظ كن و صبر كن و البته مشغول باش كه فكر و خيال نكني افرين به تو كه هم داري درستو ادامه ميدي هم كار ميكني افرين
    ماهک جان کاملا با نظرتون موافقم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ماهك نمایش پست ها
    وقتي شما رو كتك زدن و معتادم بوده خونه اي هم كه در شان شما باشه برات مهيا نبوده جلوي خانواده اش تحقيرت كرده الانم مادرش مياد ميگه طلاق توافقي بگيرين به نظرم بايد سر خودتو حسابي گرم كني و تا وقتي نيومدن دنبالت خودت برنگردي حالا اگه برات خونه جدا نميگيره يا سرويس بهداشتي جدا نداري حداقل حداقل حداقل بايد بيان دنبالت و با احترام ببرنت پس غرورتو حفظ كن و صبر كن و البته مشغول باش كه فكر و خيال نكني افرين به تو كه هم داري درستو ادامه ميدي هم كار ميكني افرين
    ماهک جان کاملا با نظرتون موافقم.

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 01 [ 17:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-10
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    6,404
    سطح
    52
    Points: 6,404, Level: 52
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 34 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از يکی از دوستام شنيدم شوهرم رفته کربلا فردا مياد خيلى دلم گرفته دوست داشتم الان تو همچين موقعيتی کنارش باشم اما...

  5. 5 کاربر از پست مفید aram68 تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 26 آذر 93), pbsm (پنجشنبه 27 آذر 93), sasha (جمعه 28 آذر 93), szd (سه شنبه 25 آذر 93), کامران (چهارشنبه 26 آذر 93)

  6. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یادت باشه همیشه واسه خراب کردن وقت هست ولی برای ساختن..........
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  7. 3 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 26 آذر 93), واحد (چهارشنبه 26 آذر 93), هم آوا (دوشنبه 01 دی 93)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 دی 99 [ 19:06]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    216
    امتیاز
    8,297
    سطح
    61
    Points: 8,297, Level: 61
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 153
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 201 در 111 پست

    Rep Power
    35
    Array

    Posticon (5) عجله نکردن

    سلام عزیزم
    خلاصه ای از زندگی یکی از دوستانم رو براتون می نویسم شاید به دردتون بخوره:
    شوهر دوستم دست به زن داشت و دوستم نزدیک یک سال خونه ی مادرش بود و تا حد طلاق رفتن اما بعدا داماد شوهرشون واسطه شد و آشتی شون داد اما بازم شوهرش خودش نیومد دنبالش می دونی چرا؟ چون نمی خواست غرورشو بشکنه و اول واسطه فرستادن و وقتی مطمئن شد که دوستم قصد برگشتن داره خودش پیش قدم شد و بهش زنگ زد و بعدا هم اومدن دنبالش و بردن سر خونه زندگیش.
    حالا نتیجه ای که میشه گرفت شاید این باشه :
    شوهرتون مادرش رو واسطه فرستاده که اگه دید شما راضی به برگشتن هستید بعدش خودش پیش قدم بشه


  9. 3 کاربر از پست مفید بی همدم تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 26 آذر 93), کامران (پنجشنبه 27 آذر 93), هم آوا (دوشنبه 01 دی 93)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 01 [ 17:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-10
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    6,404
    سطح
    52
    Points: 6,404, Level: 52
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 34 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط کامران نمایش پست ها
    یادت باشه همیشه واسه خراب کردن وقت هست ولی برای ساختن..........
    خيلى خيلی خيلی باعث افتخارمه که لايق دونستيد برای من پست بذاريد.کاملا با نظرتون موافقم اما الان بايد چه کاری انجام بدم که هم غرور خودم حفظ بشه ،هم همسرم پی به اشتباهش ببره؟
    ویرایش توسط aram68 : چهارشنبه 26 آذر 93 در ساعت 14:40

  11. کاربر روبرو از پست مفید aram68 تشکرکرده است .

    کامران (پنجشنبه 27 آذر 93)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 اسفند 93 [ 11:51]
    تاریخ عضویت
    1393-7-22
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    2,189
    سطح
    28
    Points: 2,189, Level: 28
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 45.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 213 در 91 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام ارام جان اینکه همیشه تحمل میکردی چیزی نمی گفتی کارت اشتباه بوده شما رفتارت منفعلانه بوده لطفا تاپیک کارگاه اموزشی رفتار جرات مندانه رو بخون شما توی این زندگی یا منفعلانه عمل کردی یا پرخاشگرانه توخودت ریختی همه دلخوری ها رو وبایک یخ ریختن همه رو بروز دادی اون روز رفتی بالا گریه کردی شوهرت اومد هیچی نگفتی همینطوری بی بهونه اومد شروع کرد به زدن

  13. 4 کاربر از پست مفید کیانا 93 تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 26 آذر 93), کامران (پنجشنبه 27 آذر 93), هم آوا (دوشنبه 01 دی 93), zolal (پنجشنبه 27 آذر 93)

  14. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    وقتی تاپیکتو کامل خوندم ناخواسته یاد این چند خط شعر افتادم

    اشاره کن که بشکفم حتی در این یخ بستگی ............ در این ترانه سوزیو در این غزل شکستگی
    .................................................. .................................................. ................................
    اشاره کن که من به تو به یک اشاره میرسم ...............رنگین کمان من تویی که به ستاره میرسم
    .................................................. .................................................. ..............................
    خب به نظر شخصی من کمی تند رفتی و تو ناراحتی و راهنمایی های غلط دلسوزانه اطرافیانت زندگیتو به لبه پرتگاه رسوندی

    البته من کارای غلط همسرتو تایید نمیکنم
    خب برا بازگشت باید تلاش کنی در این راه شکی نیست . چون در طلاق دل به شک سپردی جانب احتیاط بر فرصتی دوباره خواهد بود ونه جدایی

    برا شروع اول باید روند پرونده مهریو رو متوقف کنی . همینطور الباقی پرونده هارو . از تو این پرونده ها چیزی در نمیاد جز شکست درونی و جراحت های روحی

    یه راهش : شخص سومیکه بین شما و همسرت رفاقت داره پیدا کن تا بدون اینکه غرورت بشکنه با همسرت صحبت کنه و اونو برا خواستگاری مجدد از شما ترقیب کنه . تاکید میکنم از بین خانوادها نباشه بهتره دوستی که از ازدواج هردوی شما خوشحال بوده .
    راه دیگش در حال حاضر اینکه به یه مشاور حضوری مراجعه کنی تا با ایشون تماس گرفته بشه و در مورد جدایی صحبت بشه ولی سمت سوی مشاوره در جهت وصال باشه .

    در بازگشت با همسرت با لحن تحدید و قانون صحبت نکن . دوستانه و همسرانه صحبت کن ولی جدی باش . در مورد خانه مجزا به همسرت فرصت بده .

    سوال چطور تونستی همسرت ترک بدی پس بازم میتونی اونو در جهت مثبت تغییر بدی .

    قبل بازگشت با استفاده از راهنماییهای پست های فوق که دوستان راهنمایی کردن شخصیت خودتو ترمیم کن .
    صبور باش و از ناراحتی و تخریب همسرت دوری کن . اعتماد ازبین رفته رو باید برگردونی
    ویرایش توسط parsa1400 : پنجشنبه 27 آذر 93 در ساعت 00:05

  15. 2 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    love less (پنجشنبه 27 آذر 93), کامران (پنجشنبه 27 آذر 93)

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 01 آبان 95 [ 16:30]
    تاریخ عضویت
    1393-9-25
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,839
    سطح
    25
    Points: 1,839, Level: 25
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 28 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم سعی کن اروم باشی و تصمیم عجولانه نگیری .به خودت و شوهرت یه مدت زمان بده و بعد تصمیم بگیر.سر خودتو گرم کن ...درست میشه.صبوری کن

  17. 2 کاربر از پست مفید samantasara تشکرکرده اند .

    parsa1400 (پنجشنبه 27 آذر 93), کامران (پنجشنبه 27 آذر 93)

  18. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خواهش میکنم.
    شما باید در ضمن اینکه طوری رفتار کنید که اونا متوجه کار زشتشون بشن و احتمال رخدادش در آینده کم بشه، در عین حال باید طوری هم باشید که ناگهان همه چیز خراب نشه و به نقطه ای برسیم که بازگشت سخت بشه راه به سمت طلاق سرازیر بشه!

    به نظر من حتما صبر کنید تا تماس از طرف اونها (خودشون یا مادرشون) انجام بشه. سپس بگید یک سری شرایط دارید که باید اونها بشنون. احتمالا با حضور یکی دوتا از بزرگترها باید بنشینید و اون موقع شما جلوی همه مسائلی را تحت عنوان "خط قرمزهای زندکی" مطرح کنید و برگشتنتون را مشروط به رعایت اون موارد کنید. همسرتون باید جلوی همه به نوعی قول بده که رعایتشون میکنه.
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  19. کاربر روبرو از پست مفید کامران تشکرکرده است .

    zolal (پنجشنبه 27 آذر 93)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصميم به جدايی از شوهرم در دوران عقد به دليل عدم علاقه
    توسط مریم پاییزی در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 17 دی 90, 19:03
  2. خودارضايی روانی
    توسط setareh در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 18 خرداد 88, 07:15
  3. آقايان بيشتر جذب چه خانم هايی می‌شوند؟؟
    توسط keyvan در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 27 دی 87, 17:36
  4. راههايی برای ايجاد آرامش در زندگی زناشويی
    توسط saleh1360 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 آبان 87, 20:36
  5. توصيه هايی برای همسران دلشکسته
    توسط erfan25 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 23 فروردین 87, 13:49

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.