ممنون که به حرفام گوش می کنین بنظرتون توقع زیادی از همسرم می خوام که واضح وروشن نیازامو بهش می گم اما اون هیچ واکنش فعالی نداره یعنی تا اخر زندگیمون همینطوری خشک وبیروح پیش بره من روی خودم دارم کار می کنم ولی من زندگی خونوادگی می خوام می خوام شوهرم بهم محبت کنه نوازشم کنم من مریض هستم اما علیل نیستم که همه ی کارامو خودم انجام می دم ایشون فقط داروهای منو می گیره اگه بدونم اونم براش سخته خودم می گیرم حتی هزینه درمانم هم خونوادم دادن واقعا سرنوشت من در ادامه زندگی متاهلی تنهاییه مگه این مریضی دست من بود؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)