به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    بقدری شرایط روحی و جسمی بدی داشتم که بدون اینکه حتی لحظه ای به پیشنهاد دکتر فکر کنم ، بدون درنگ پیشنهادش رو قبول کردم ، ازمایش که سهل بود ، حاضرم بودم حتی اجازه بدم پیوند بین ابروهام رو هم دکترها بردارن و از ابهت و مردانگی بیفتم، ولی از این شرایط بد خارج بشم… خیلی مسکن و مورفین بهم تزریق کرده بودن ، طوری که چشمهام همه جا رو تار میدید ، اول فکر میکردم توی بیمارستان هستم ولی خیلی هم شبیه بیمارستان نبود ، محیط یک دست سفید و کاملا اروم ، نرده های اهنی پشت پنجره و قفلی که موقع خروج از اتاق ، یکی از پرسنل از اونطرف در باز کرد شکم رو به یقین تبدیل کرد که من توی بیمارستان نیستم….



    از اتاق که خارج شدم وارد یک دالان سرد و تاریک و طولانی و یکدست سبز رنگ شدم ، از انتهای سالن یک نور روشن زرد رنگ به چشمم میخورد ، مهتابی های روی سقف هم مثل فیلمهای ترسناکی که توی دوران دبیرستان میدیدم ، یکی در میون خاموش و روشن میشد و یک صدای نویز مخوف هم تولید میکردن … بقدری چشمهام تار بود که فقط تونستم شماره اتاقم رو تشخیص بدم …" اتاق 219" … همینطور که دو نفر زیر بغلهام رو گرفته بودند و به حالت کشان کشان ، منو به سمت ازمایشگاه میبردن ، از اتاق شماره 215 ، یک صدای ناله همراه با سوزی میومد که مدام فریاد میزد " شهناز… شهناز…" از پزشک همراهم پرسیدم ، اقای دکتر جریان چیه ، چرا این بنده خدا یکسره فریاد میزنه شهناز … شهناز … دکتر گفت : اینم یک خل و چل دیگه مثل تو هست که عاشق یکی از دخترهای محلشون به اسم شهناز شده بوده و اخر سر که به دختره نرسیده دیوانه شده… همینطور که داشتیم میرفتیم وقتی به اتاق 213 رسیدیم ، دیدم باز از اون اتاق هم داره یک صدای فریاد دردناک میاد که اون هم داره با صدای نابهنجار داد میزنه و میگه : شهناز.. شهناز… دوباره به اقای دکتر گفتم ، دکتر جریان این یکی دیگه چیه؟ چرا این هم داد میزنه و اسم شهناز رو میبره… دکتر گفت: این یکی ، به همون شهنازه رسیده و باهش ازدواج کرده ، از دست شهناز دیوانه شده و کارش به اینجا کشیده شده…



    خلاصه همینطور که داشتیم توی راهرو مسیر رو طی میکردیم ، یهو دیدم یکی مثل من داره از روبروم به طرف من میاد و اون هم زیر بغلشهاش رو گرفتن … یهو داد زدم … " هوشنگ… هوشنگ" .. اره "هوشنگ مرجانی" بچه محل قدیممون بود که اینجا میدیدمش… طوری بغلش کردم که مادر اونطور بچه اش رو بغل نمیکنه و ناخوداگاه اشکهام جاری شد و همینطور که در اغوشم محکم گرفته بودمش و میزدم به پشتش و هوشنگ هوشنگ میکردم… تمام خاطرات دوران کودکی که با هوشنگ داشتم رو مرور میکردم… حالا هر چی دکتر ها میگن ول کن اقا ، ول کن… مگه من ول میکردم… خلاصه به هر ضرب و زوری بود من رو از هوشنگ جدا کردن … اما به محض اینکه من از اون جدا شدم و یکبار دیگه به چهره اش نگاه کردم … دیدم اصلا اینکه هوشنگ نیست و من چون چشمهام تار میدید، یکی دیگه رو با هوشنگ اشتباه گرفته بودم… خلاصه با کلی غر غر دکتر ها به ازمایشگاه رسیدم و اماده ازمایش دادن شدم…


    أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
    آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟

    ( زمر / 36 )

    ویرایش توسط محمد 93 : سه شنبه 25 آذر 93 در ساعت 13:46

  2. کاربر روبرو از پست مفید محمد 93 تشکرکرده است .

    واحد (سه شنبه 25 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. یک حدیث،یک منظره
    توسط راحیل خانوم در انجمن گسترش خلاقانه افکار و احساسات
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 15 فروردین 98, 10:41
  2. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  3. پاکت پیشتاژ پاره!!!! ،یکی منو اروم کنه
    توسط کاربر19 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 مهر 93, 14:09
  4. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.