کیت کت عزیزنمیدونم چرا با شما اینقدر احساس آرامش می کنم. ممنون از دقت نظر و راهنمایی هاتون.خواهرم فوق العاده زن منطقی و فهیمیه خودشم عقیده اش همینه و امکان نداره خودشو در سطح اون خانم پایین بیاره و ازش شوهرشو گدایی کنه.
شوهرش بهش گفته بود من همه زندگیمو به تو مدیونم و میدونم تو اگه زن یه مرد درجه جهار و پنجم هم که بودی میتونستی خوشبختش کنی( فکر کنم خودش رو درجه یک!میدونه) ولی مسئله اینجاست که من این زندگی رو دوست ندارم .از اولشم نداشتم!همه کارایی که تا حالا کردم به خاطر تربیت زورکی بوده که به خوردم دادن!ولی الان میخوام خودم باشم . زندگی لذتبخش الانم خیلی بهتره!
من اصلا نمیتونم باور کنم این حرفا از دهن این مرد درمیاد !همش فکر میکنم حرفاش به خاطر یه مشکل روحی روانیه.چون اگه غیر ازاین بود باید تو این 12 سال یه جاهایی سوتی می داد.
اینا اینقدر به هم علاقمند بودن که کوچکترین نیازهایشون توسط همدیگه رفع می شد.شوهر خواهرم تو این 12 سال یک بارم آرایشگاه نرفت!همش موهاشو خواهرم کوتاه می کرد .میگفت دوست دارم فقط دستای تو موهامو لمس کنه!ولی تو این چند ماه به خواهرم گفته یعنی چی که آدم خودشو و دیگران رو علاف کنه!الان حتی لباساشو میده خشکشویی و غذاشم بیرون میخوره و میگه اگه دلت میخواد آشپزی نکنی نکن زنگ بزن برات از بیرون بیارن!
چطور یه آدم میتونه اینقدر خوب نقش یه جنتلمن رو 12 سال تمام بازی کنه و همه هم باور کنن!و یهو پشت پا به همه چیز بزنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)