به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 93 [ 02:33]
    تاریخ عضویت
    1393-5-15
    نوشته ها
    40
    دستاوردها:
    3 months registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 138 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من اگه جاي خواهرت باشم با پيشنهاد هم خونه بودن موافقت ميكنم و كاري ميكنم در اين مدت كمترين اهميتي به شوهرم و كاراش ندم و در عوض به روش خودش بلايي به سرش مياوردم كه هر چي خوشي كرده از دماغش در بياد و مهمتر از اون غيرتش رو تحريك ميكردم اين روش چندين بار تست شده و توسط دوستم و دخترخالم جواب قطعي گرفتن اين دقيقا برعكس روشيه كه در اينگونه موارد زنهاي ايران عمل ميكنن زن ايراني در اينگونه موارد براي شوهر به خودش ميرسه به زنگيش ميرسه هي ميره سمت شوهره هي نشون ميده ناراحته شكسته و ضعيفه ولي دقيقا بايد برعكسش باشي وقتي شوهره ميبينه زنش به ظاهر عينه خيالش نيست و راحت قبول كرده هم خونه باشن و بعدم طلاق بگيرن بعدم يه كم شك ميكنه كه زنش چرا هپي هست و چرا بهم نريخته يه كم متفاوت تر تيپ ميزنه و ميره بيرون زنگهاي مشكوك بهش ميزنن خونه هميشه پر از گل هست خانم براي خودش موزيك گذاشته و ميرقصه شوهره به خودش مياد برميگرده مثل بچه ادم ميشينه سرجاش بارم ميگم اين روش تست شده و جواب ميده فقط خواهرت بايد از پسش بر بياد و اصلا احساساتي نشه خيلي خشك و جدي بگه منم موافقم با خوشحالي

    - - - Updated - - -

    من اگه جاي خواهرت باشم با پيشنهاد هم خونه بودن موافقت ميكنم و كاري ميكنم در اين مدت كمترين اهميتي به شوهرم و كاراش ندم و در عوض به روش خودش بلايي به سرش مياوردم كه هر چي خوشي كرده از دماغش در بياد و مهمتر از اون غيرتش رو تحريك ميكردم اين روش چندين بار تست شده و توسط دوستم و دخترخالم جواب قطعي گرفتن اين دقيقا برعكس روشيه كه در اينگونه موارد زنهاي ايران عمل ميكنن زن ايراني در اينگونه موارد براي شوهر به خودش ميرسه به زنگيش ميرسه هي ميره سمت شوهره هي نشون ميده ناراحته شكسته و ضعيفه ولي دقيقا بايد برعكسش باشي وقتي شوهره ميبينه زنش به ظاهر عينه خيالش نيست و راحت قبول كرده هم خونه باشن و بعدم طلاق بگيرن بعدم يه كم شك ميكنه كه زنش چرا هپي هست و چرا بهم نريخته يه كم متفاوت تر تيپ ميزنه و ميره بيرون زنگهاي مشكوك بهش ميزنن خونه هميشه پر از گل هست خانم براي خودش موزيك گذاشته و ميرقصه شوهره به خودش مياد برميگرده مثل بچه ادم ميشينه سرجاش بارم ميگم اين روش تست شده و جواب ميده فقط خواهرت بايد از پسش بر بياد و اصلا احساساتي نشه خيلي خشك و جدي بگه منم موافقم با خوشحالي

  2. 7 کاربر از پست مفید ماهك تشکرکرده اند .

    ali -guilan (شنبه 22 آذر 93), sanjab (شنبه 22 آذر 93), sevil73 (شنبه 22 آذر 93), szd (شنبه 22 آذر 93), کیت کت (شنبه 22 آذر 93), هم آوا (شنبه 22 آذر 93), دلسوخته (شنبه 22 آذر 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 آذر 93 [ 23:54]
    تاریخ عضویت
    1393-9-17
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    151
    سطح
    3
    Points: 151, Level: 3
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 18 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خواهرم بخاطر موقعیت اجتماعی خودش و خانواده پدریش حاضر نیست مهر طلاق به پیشونیش بخوره که یکی از سر دلسوزی هر روز براش یه تصمیم بگیره و یکی از سر بدخواهی از شرایطش ذوق کنه.خودشم هر چند منتظر برگشت شوهرشه ولی میگه تا آخر عمرش فراموش نمیکنه چه بی حرمتی در حقش شده.
    الانم به توصیه مشاورش سعی می کنه خودش رو نسبت به کارای شوهرش بی اهمیت نشون بده ولی از ته دلش نیست .میگه احساس حماقت می کنم . شما میگین غیرتش رو تحریک کنه ولی شوهرش همون روزایی که خواهرم فهمیده بود چکار میکنه بهش گفته بود برو تو هم هر کاری می خوای بکن دوست پسر برا خودت جور کن !مسافرت برو!با دوستات مهمونی بگیر!چه اشکالی داره!برو از زندگیت حالشو ببر! تو این دوازده سال که همش قید و بند تو دست و پات بوده کجا رو گرفتی!در صورتی که تا قبل این اتفاقا این دوتا زن و شوهر تو آشنا و فامیل زبانزد و ضرب المثل بودن. نه اینکه فکر کنین حتما تظاهر بوده و لی حداقل از طرف خواهرم صادقانه بوده.همه میگفتن شما اصلا شبیه زن و شوهرا نیستین بیشتر شبیه دوتا دوست خیلی صمیمی هستین.شوهر خواهرم از بس رفتارای صمیمی و مودبانه از خودش تو این سالا نشون داده که هیچکس باورش نمیشه یه روز بین این دوتا اختلافی بیفته.
    باید بگم خواهرم تو یه شهر دور با شوهرش زندگی میکنه و تماس ما فقط از طریق تلفن میسره .
    تو این مدت چند بار از ما سرزده ولی چون تنها اومده و شوهرش با اون همه ارادتی که به خانواده ما داشته و همه ما هم نسبت به اون همینطور،برای مامان و بابام هم عجیب بوده و هم نگران کننده .مامانم همش میگه نمیدونم این دختر چشه !چرا مثل همیشه شاد و شنگول نیست.خواهرم هم مجبوره به خاطر خانوادش چیزی نگه.میگم بذار ما بیایم ازت سر بزنیم ،میگه شوهرم که معمولا خونه نیست اگرم باشه میترسم مثل سابق شما رو تحویل نگیره یا با حضور شما اصلا خونه نیاد که این خیلی بدتره.توصیه های شما رو روانشناسشم بهش کرده ولی چون از نظر روحی وضع خوبی نداره نمیتونه بهش عمل کنه.
    خواهرم معتقده که صحبت کردن با اون خانم ارزش منو پیشش میاره پایین و جری ترش میکنه .تازه ممکنه به شوهرش بگه و باعث مسخره شدن خودش بشه.بعدشم اون خانم فکر میکنه حالا چقدر مهم و باارزشه که شخصیت مثبتی مثل خواهر من رو مجبور کرده به دامن همچه آدم زبونی مثل اون آویزون بشه.درضمن مگه این خانوم نمیدونه که طرفش یه آدم متاهله که به خودش اجازه میده وقت و بی وقت حتی تا دو نیمه شب بهش وایبر بزنه!مگه نمیدونه من خونه ام!این کارا مثل یه دهن کجی زشت میمونه و صحبت کردن در موردش چیزی رو ثابت نمیکنه مگر ضعف منو .که منم نمیخوام همچین اتفاقی حداقل پیش چشم اون خانم بیفته.
    شوهرخواهرم از نظر موقعیت اجتماعی در سطح خیلی بالایی قرار داره ولی متاسفانه خودش رو در حد یه نوجوون نادون پایین آورده!اون حتی همه دوستا و فامیلا و آشناها رو تو گوشیش بلاک کرده و یه اسم دخترونه !!!! برا خودش انتخاب کرده !!!و توی فرندای این خانم اد شده!!!!این خیلی مضحک و عجیبه!!!
    خواهرم بهش گفته از آدم مهمی مثل تو که چنین موقعیتی داره بعید و زشته که سطح خودت رو اینقدر پایین بیاری ولی اون در جوابش بلند خندیده و گفته این چیزا به کسی مربوط نیست!!
    به نظر شما این رفتارا نمیتونه یه اختلال شخصیت باشه که بعد این همه سال بروز کرده؟یعنی یکی میتونه 38 سال همه رو فریب بده و بعد خودواقعیشو اینجوری نشون بده؟!!

    - - - Updated - - -

    خواهرم بخاطر موقعیت اجتماعی خودش و خانواده پدریش حاضر نیست مهر طلاق به پیشونیش بخوره که یکی از سر دلسوزی هر روز براش یه تصمیم بگیره و یکی از سر بدخواهی از شرایطش ذوق کنه.خودشم هر چند منتظر برگشت شوهرشه ولی میگه تا آخر عمرش فراموش نمیکنه چه بی حرمتی در حقش شده.
    الانم به توصیه مشاورش سعی می کنه خودش رو نسبت به کارای شوهرش بی اهمیت نشون بده ولی از ته دلش نیست .میگه احساس حماقت می کنم . شما میگین غیرتش رو تحریک کنه ولی شوهرش همون روزایی که خواهرم فهمیده بود چکار میکنه بهش گفته بود برو تو هم هر کاری می خوای بکن دوست پسر برا خودت جور کن !مسافرت برو!با دوستات مهمونی بگیر!چه اشکالی داره!برو از زندگیت حالشو ببر! تو این دوازده سال که همش قید و بند تو دست و پات بوده کجا رو گرفتی!در صورتی که تا قبل این اتفاقا این دوتا زن و شوهر تو آشنا و فامیل زبانزد و ضرب المثل بودن. نه اینکه فکر کنین حتما تظاهر بوده و لی حداقل از طرف خواهرم صادقانه بوده.همه میگفتن شما اصلا شبیه زن و شوهرا نیستین بیشتر شبیه دوتا دوست خیلی صمیمی هستین.شوهر خواهرم از بس رفتارای صمیمی و مودبانه از خودش تو این سالا نشون داده که هیچکس باورش نمیشه یه روز بین این دوتا اختلافی بیفته.
    باید بگم خواهرم تو یه شهر دور با شوهرش زندگی میکنه و تماس ما فقط از طریق تلفن میسره .
    تو این مدت چند بار از ما سرزده ولی چون تنها اومده و شوهرش با اون همه ارادتی که به خانواده ما داشته و همه ما هم نسبت به اون همینطور،برای مامان و بابام هم عجیب بوده و هم نگران کننده .مامانم همش میگه نمیدونم این دختر چشه !چرا مثل همیشه شاد و شنگول نیست.خواهرم هم مجبوره به خاطر خانوادش چیزی نگه.میگم بذار ما بیایم ازت سر بزنیم ،میگه شوهرم که معمولا خونه نیست اگرم باشه میترسم مثل سابق شما رو تحویل نگیره یا با حضور شما اصلا خونه نیاد که این خیلی بدتره.توصیه های شما رو روانشناسشم بهش کرده ولی چون از نظر روحی وضع خوبی نداره نمیتونه بهش عمل کنه.
    خواهرم معتقده که صحبت کردن با اون خانم ارزش منو پیشش میاره پایین و جری ترش میکنه .تازه ممکنه به شوهرش بگه و باعث مسخره شدن خودش بشه.بعدشم اون خانم فکر میکنه حالا چقدر مهم و باارزشه که شخصیت مثبتی مثل خواهر من رو مجبور کرده به دامن همچه آدم زبونی مثل اون آویزون بشه
    ویرایش توسط دلسوخته : یکشنبه 23 آذر 93 در ساعت 10:59

  4. 3 کاربر از پست مفید دلسوخته تشکرکرده اند .

    ali -guilan (یکشنبه 23 آذر 93), elham.e (یکشنبه 23 آذر 93), szd (یکشنبه 23 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. احساس تعلق نداشتن به شهر محل زندگی
    توسط zolal در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 مهر 93, 21:15
  2. تعهد دادم ولی از عهدش برنمیام
    توسط چرخ و فلک در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 اسفند 90, 20:22
  3. چگونه به جاي تعقيب ، جذب كنيم؟
    توسط ستایش بارن در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 04 آذر 89, 10:45
  4. جذب به جای تعقیب
    توسط بالهای صداقت در انجمن خلاقیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 89, 11:52
  5. +اسلام و ازدواج موقت (دلیل جواز متعه ؟ )
    توسط lord.hamed در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 خرداد 87, 21:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.