به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

Hybrid View

  1. #1
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 00:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-18
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    4,145
    سطح
    40
    Points: 4,145, Level: 40
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    462

    تشکرشده 404 در 152 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما میخواید در مورد کنترل احساسات به شما گفته بشه در حالی که شما خودتون اصلا نمیدونید حد احساسات تو رفتار چقدره که با حرفای گفته شده مقایسه بفرمایید و کمش

    کنید یا زیاد. شما درست و غلط رو نمیدونید. به نظر میاد مشکل مهم شما در کنار سایر مشکلاتتون بحث نداشتن الگوی رفتاری صحیحه. برمیگرده به کودکیتون.

    اول از همه خانواده. بچه ی اول بودن که خودش تاثیر گذارترین عامل رو رفتارهای شماست. این بحث جداست و جای بحث زیاد داره.

    در مورد مادرتون و پدرتون بگید.شبیه کدوم یکی هستید؟ لطفا راحت باشید و توضیح بدید. در دوران کودکیتون بین پدر و مادرتون درگیری و مشاجره بود؟ توضیح بدید.

    آیا تو دوران بچگیتون کتک خوردید یا نه؟ اونقدری که الان هم یادتون باشه. تحقیر و سرزنش چی؟ سعی کنید فکر کنید و اگه ناراحتتون میکنه هم به یادتون بیارید.

    در مورد حرفایی که گفتید از کودکیتون، بفرمایید که تو دوران مدرسه و کلا بچگی از داشتن چنین خانواده و چنین پدر و مادری خوشحال و راضی بودید یا نه؟ لطفا راستشو بگید.

    کلا آنچه که باعث خجالت شما بوده رو بگید. باعث تنفر شما باعث ناراحتی شما و ...

    راستی هم بازی های کودکیتون دختر بودن یا پسر؟

    دوباره تاکید میکنم که اگه فکر میکنید که بهتره جواب ندید خواهشا جواب ندید ولی بگید جواب نمیدم.

  2. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    داری قلب منو میشکنی ولی از جسارتت و پیگیریهات برای بحبود من خوشم میاد . جانزدی و موندی . یه سوال چند وقته تالار همدردی مطالعه میکنی ؟؟؟؟؟؟ واقعا پستهای منو خوندید . چقدر از نظر شما تونستم مفید باشم . با همین احساسات غلطم عرض میکنم ..........
    ادامه بدید به سوالاتتون پاسخ میدم . فقط خواهشا صندلی داغش نکن . شوخی کردم . راحت باش . پذیرایی


    نقل قول نوشته اصلی توسط شکوه نمایش پست ها
    شما میخواید در مورد کنترل احساسات به شما گفته بشه در حالی که شما خودتون اصلا نمیدونید حد احساسات تو رفتار چقدره که با حرفای گفته شده مقایسه بفرمایید و کمش
    حدشو میدونم خواستم ببینم طرز فکر شما در کدوم نقطه قرار داره و اختلافمون چقدره

    کنید یا زیاد. شما درست و غلط رو نمیدونید. به نظر میاد مشکل مهم شما در کنار سایر مشکلاتتون بحث نداشتن الگوی رفتاری صحیحه. برمیگرده به کودکیتون. فرق درست و غلط میدونم ولی بحث قاطعیت تلفیقی از این دو خواهد بود .

    اول از همه خانواده. بچه ی اول بودن که خودش تاثیر گذارترین عامل رو رفتارهای شماست. این بحث جداست و جای بحث زیاد داره. اون پست شناختی از پارسا رو برای همین گذاشتم که علت ریشه یابی بشه. چطور بود خیلی بد بود ؟؟ مفید بوده؟؟

    در مورد مادرتون و پدرتون بگید.شبیه کدوم یکی هستید؟ لطفا راحت باشید و توضیح بدید. در دوران کودکیتون بین پدر و مادرتون درگیری و مشاجره بود؟ توضیح بدید.شبیه پدرم ولی قاطعیت و جدیت اونو ندارم . مادرم برای همسرش یه زن مطیعه ولی تو پیشرفت همسرش پشتوانه خوبی براش بوده و پدرم براش احترام زیادی قائله (نه از لحاظ مالی از لحاظ باهم بودن)
    در گیری و مشاجره اینم سواله خب معلومه که بوده به اقتضای زمان خودشون و مشکلات خودشون ولی نه در اصل ازدواجشون در پستی بلندیهای راه زندگی شون در خستگیهای یکنواختی راهشون . کوتاه و بدور از بچه ها

    آیا تو دوران بچگیتون کتک خوردید یا نه؟ اونقدری که الان هم یادتون باشه. تحقیر و سرزنش چی؟ سعی کنید فکر کنید و اگه ناراحتتون میکنه هم به یادتون بیارید. کتک نه به اون معنا که فکرتو بخوایی خراب کنی . بله خوردم ولی برام شیرین بوده و برام محبت داشته ونه نفرت. تحقیر و سرزنش . نه زیاد . چون من بزرگتر بودم به کوچکترها بهای بیشتری داده میشد و من سرکوب اون دوران قبول دارم ولی پاداش سرکوبها رو دریافت کردم و عقده ندارم . خیلی هم خوشحالم . دوران شیرینی بود خیلی شیرین . کاش تکرار میشد

    در مورد حرفایی که گفتید از کودکیتون، بفرمایید که تو دوران مدرسه و کلا بچگی از داشتن چنین خانواده و چنین پدر و مادری خوشحال و راضی بودید یا نه؟ لطفا راستشو بگید. راست راستشو میگم به خانوادم افتخار میکردم . همه آرزوی داشتن خانواده منو داشتن . هنوزم دارن .(بزنم به تخته ) من اول دبستانو تو 5 سالگی پاس کردم و درسم خوب بوده ولیخب خطکش معلمو چشیدم به خاطر تقلب رسوندن به همکلاسیهام

    کلا آنچه که باعث خجالت شما بوده رو بگید. باعث تنفر شما باعث ناراحتی شما و ... 1. درسمو رها کردم . 2 تو ازدواج خودسری کردم 3 . دوسال از زندگیمو پس از از خدمت وظیفه رو تنها در اصفهان گذروندم . ماموریت کاری بود ولی لجاجتم توش بود . من کاستی تو زندگی نداشتم که خجالت بکشم . چی بگم

    راستی هم بازی های کودکیتون دختر بودن یا پسر؟ از خاله بازی و بالا بلندی که بگذریم بیشتر پسر بودن فوتسال پسرونه بود
    اون موقعها . ولی دخترها منو مثل برادر بزرگشون دوست داشتن چون مواظبشون بودم . حتی الان که یکیشون تو میامی درس میخونه یکیشون تو نروژ ازدواج کرده. با برادرشون به خاطر شکستش همدردی میکنن و باهام تو اسکایپ در ارتباطا

    دوباره تاکید میکنم که اگه فکر میکنید که بهتره جواب ندید خواهشا جواب ندید ولی بگید جواب نمیدم.
    چرا جواب ندم عیب که نیست شکستها و کاستی های گذشته باعث پیشرفت فردام خواهد شد .

    ادامه بده........

    - - - Updated - - -

    داری قلب منو میشکنی ولی از جسارتت و پیگیریهات برای بحبود من خوشم میاد . جانزدی و موندی . یه سوال چند وقته تالار همدردی مطالعه میکنی ؟؟؟؟؟؟ واقعا پستهای منو خوندید . چقدر از نظر شما تونستم مفید باشم . با همین احساسات غلطم عرض میکنم ..........
    ادامه بدید به سوالاتتون پاسخ میدم . فقط خواهشا صندلی داغش نکن . شوخی کردم . راحت باش . پذیرایی


    نقل قول نوشته اصلی توسط شکوه نمایش پست ها
    شما میخواید در مورد کنترل احساسات به شما گفته بشه در حالی که شما خودتون اصلا نمیدونید حد احساسات تو رفتار چقدره که با حرفای گفته شده مقایسه بفرمایید و کمش
    حدشو میدونم خواستم ببینم طرز فکر شما در کدوم نقطه قرار داره و اختلافمون چقدره

    کنید یا زیاد. شما درست و غلط رو نمیدونید. به نظر میاد مشکل مهم شما در کنار سایر مشکلاتتون بحث نداشتن الگوی رفتاری صحیحه. برمیگرده به کودکیتون. فرق درست و غلط میدونم ولی بحث قاطعیت تلفیقی از این دو خواهد بود .

    اول از همه خانواده. بچه ی اول بودن که خودش تاثیر گذارترین عامل رو رفتارهای شماست. این بحث جداست و جای بحث زیاد داره. اون پست شناختی از پارسا رو برای همین گذاشتم که علت ریشه یابی بشه. چطور بود خیلی بد بود ؟؟ مفید بوده؟؟

    در مورد مادرتون و پدرتون بگید.شبیه کدوم یکی هستید؟ لطفا راحت باشید و توضیح بدید. در دوران کودکیتون بین پدر و مادرتون درگیری و مشاجره بود؟ توضیح بدید.شبیه پدرم ولی قاطعیت و جدیت اونو ندارم . مادرم برای همسرش یه زن مطیعه ولی تو پیشرفت همسرش پشتوانه خوبی براش بوده و پدرم براش احترام زیادی قائله (نه از لحاظ مالی از لحاظ باهم بودن)
    در گیری و مشاجره اینم سواله خب معلومه که بوده به اقتضای زمان خودشون و مشکلات خودشون ولی نه در اصل ازدواجشون در پستی بلندیهای راه زندگی شون در خستگیهای یکنواختی راهشون . کوتاه و بدور از بچه ها

    آیا تو دوران بچگیتون کتک خوردید یا نه؟ اونقدری که الان هم یادتون باشه. تحقیر و سرزنش چی؟ سعی کنید فکر کنید و اگه ناراحتتون میکنه هم به یادتون بیارید. کتک نه به اون معنا که فکرتو بخوایی خراب کنی . بله خوردم ولی برام شیرین بوده و برام محبت داشته ونه نفرت. تحقیر و سرزنش . نه زیاد . چون من بزرگتر بودم به کوچکترها بهای بیشتری داده میشد و من سرکوب اون دوران قبول دارم ولی پاداش سرکوبها رو دریافت کردم و عقده ندارم . خیلی هم خوشحالم . دوران شیرینی بود خیلی شیرین . کاش تکرار میشد

    در مورد حرفایی که گفتید از کودکیتون، بفرمایید که تو دوران مدرسه و کلا بچگی از داشتن چنین خانواده و چنین پدر و مادری خوشحال و راضی بودید یا نه؟ لطفا راستشو بگید. راست راستشو میگم به خانوادم افتخار میکردم . همه آرزوی داشتن خانواده منو داشتن . هنوزم دارن .(بزنم به تخته ) من اول دبستانو تو 5 سالگی پاس کردم و درسم خوب بوده ولیخب خطکش معلمو چشیدم به خاطر تقلب رسوندن به همکلاسیهام

    کلا آنچه که باعث خجالت شما بوده رو بگید. باعث تنفر شما باعث ناراحتی شما و ... 1. درسمو رها کردم . 2 تو ازدواج خودسری کردم 3 . دوسال از زندگیمو پس از از خدمت وظیفه رو تنها در اصفهان گذروندم . ماموریت کاری بود ولی لجاجتم توش بود . من کاستی تو زندگی نداشتم که خجالت بکشم . چی بگم

    راستی هم بازی های کودکیتون دختر بودن یا پسر؟ از خاله بازی و بالا بلندی که بگذریم بیشتر پسر بودن فوتسال پسرونه بود
    اون موقعها . ولی دخترها منو مثل برادر بزرگشون دوست داشتن چون مواظبشون بودم . حتی الان که یکیشون تو میامی درس میخونه یکیشون تو نروژ ازدواج کرده. با برادرشون به خاطر شکستش همدردی میکنن و باهام تو اسکایپ در ارتباطا

    دوباره تاکید میکنم که اگه فکر میکنید که بهتره جواب ندید خواهشا جواب ندید ولی بگید جواب نمیدم.
    چرا جواب ندم عیب که نیست شکستها و کاستی های گذشته باعث پیشرفت فردام خواهد شد .

    ادامه بده........

  3. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا

    سلام ، سلامی به زلالی روح پارسا و به بلندی تمام هیاهوهای درونی پارسا که بسیارند و غالب!

    عذر تقصیر بنده رو در تاخیر حضور پذیرا باشید! البته بخشی از آن به خاطر گرفتاریهای شخصی بود ولی بخش دیگر این تاخیر برای لزوم سکوت در این ضمینه بود که باید اتفاق میوفتاد تا سایر دوستان نیز مطالب را از زاویه دید خودشان بیان میداشتند و مهمتر اینکه شما فرصتی را با خلوت خود میداشتی تا به منظور اصلی راهنماییهای دوستان برسی!

    اما به نظر میاد که این فرصت رو به خودت ندادی!
    رشد سریع تاپیک قبلیت ، و نگارش پستهای بلند ، و ایجاد تاپیک جدید بلافاصله پس از بسته شدن تاپیک قبلی ، نشانه هایی بر تایید این موضوع است.

    هدف اصلی ، تصحیح نگارش شما در پستهای این تالار نیست!!! چرا که این خود معلول علت دیگریست!
    اگر کسی نگرش و فکرش در موضوعی تصحیح گردد ، طبعا در نگارش او نیز نمود خواهد داشت. پس اولویت را روی ریشه مساله قرار بده.

    در تمامی نوشته هاتون خطاهای شناختی به وفور موج میزنه که البته همه ما به نوعی درگیر این خطاهای شناختی هستیم. فعلا پرداختن به آنها اولویت نداره ، چرا که بسیار میتوان در مورد آنها گفتگو کنیم که مجال بسیار میخواهد.
    .
    و اما اصل موضوعی که لازمه بهش پرداخته بشه اینه :

    آقا پارسا ، به نظر میاد درون شما خیلی شلوغه! و هم زمان چندین سخنران قهار آمادند تا به جای خود اصلیت سخنرانی کنند! و متاسفانه همانها نگذاشتند تا به حال زندگی رو با واقعیتهاش ببینی! تو رو مشغول هنرنمایی خودشون کردند و تو نیز در پناه حرکات نمایشی آنها آرامش کاذب برای خودت ایجاد کردی! یک چیزی مشابه منتقد درون که آقای sci به اون اشاره داشتند ولی برای شما سخنران و توجیه گر درونیتون فعاله!

    شاید لازم نباشه بلافاصله بریم سراغ راه حل!
    بعضی مواقع سکوت و تفکر در یک موضوع میتونه اصل مسئله رو برامون روشن تر بکنه و فهم مشکل خود نیمی از پاسخ مسئله است.
    .
    و اما برای شروع ، یک تمرینی رو پیشنهاد دارم، و میدونم که برات خیلی خیلی سخت خواهد بود اما برای خودت مشکلات رو به خوبی نشان خواهد داد:
    پیشنهاد میکنم که هر وقت تونستی بیایی اینجا امـــــــــــــــــــــــ ـــا ، فقط خواننده تاپیکها باشی و با خودت شرط کنی که به هیچ وجه در تاپیکها نظر ندی! میزان فشاری رو که بهت میاره در هر دفعه ، در یادداشتی بنویس و عدد دهی کن.
    همچنین اکیدا توصیه میکنم که از این لحظه به بعد تا اطلاع ثانوی!!! و حصول بهبودی ، در عالم غیر مجازی کمک به دیگران و دلسوزی برای دیگران رو جزو محرمات دینی و عقلی بدونی و میزان فشاری رو که بهت وارد میشه رو مثل بالا یادداشت کنی.

    روند اینکار و بررسی امتیاز دهی های یادداشت شده میتونه کمک شایانی به خودت بکنه!

    نگران نباش که با این کارها یک روزی فرد بی عاطفه و بی روحی بشی! بلکه پس از بهبودی و تعدیل ، فرصتهای فراوان و جدیدتری برای کمک رسانی خواهی داشت. من و سایر دوستان اینجا ، شاید یکی از افرادی باشیم که کمکهای وزین و پخته ات راهگشای رندگیمان گردد. به امید آن روز
    .
    دعا گوی آرامش درونی و بیرونی شمایم
    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا
    ویرایش توسط Aram_577 : شنبه 22 آذر 93 در ساعت 15:28

  4. 11 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    asal2013 (شنبه 20 دی 93), meinoush (شنبه 22 آذر 93), paiize (یکشنبه 23 آذر 93), parsa1400 (شنبه 22 آذر 93), reihane_b (شنبه 22 آذر 93), sevil73 (دوشنبه 24 آذر 93), میشل (دوشنبه 24 آذر 93), مدیرهمدردی (دوشنبه 24 آذر 93), zolal (شنبه 22 آذر 93), آرام عشق (چهارشنبه 24 دی 93), سوده 82 (یکشنبه 30 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ** برای رسیدن به همه چیز باید از همه چیز گذشت **
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 اسفند 03, 03:10
  2. سیر تکامل انسان در مسائل گوناگون ( طنز یا واقعیت )
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 شهریور 90, 17:57
  3. تست بسیار جالب برای شناخت یک واقعیت
    توسط سارا بانو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 اسفند 88, 20:36
  4. این میز اکه موندنی بود به تو نمیرسید.
    توسط fafa1360 در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 بهمن 87, 18:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.