حديث نوزدهم
غیبت
قسمت چهارم
در بيان آنكه استماع غيبت حرام استچـنـانـچـه غـيـبـت حرام است ، گوش كردن به آن نيز رفيق آن است در حرمت . بلكه از بعض روايـات ظـاهـر شـود كـه مـسـتـمـع مـثـل مـغـتـاب اسـت در هـمـه عـيـوب.
گوش كننده بـه غـيـبـت نـيـز غـيـبـت كـن اسـت
از روايات بسيارى ظاهر مى شود كه رد غيبت واجب است :
پيغمبر اكرم ، صلى الله عليه و آله ، از غيبت و گوش كردن آن نهى فرمود. و بعد از آن فـرمـود: "آگـاه بـاش كـه كسى كه بر برادر خود منت گذارد و غيبتى را كه درباره او شـنـيد در مجلسى رد نمايد از او، خداى تعالى از او رد فرمايد هزار باب از شر در دنيا و آخـرت . و اگـر رد نـكـنـد آن را بـا آنـكـه قـادر بـر رد آن بـاشـد، مـى بـاشـد بـر او مثل گناه كسى كه غيبت كرده است او را هفتاد بار."
فرمود رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، در ضمن وصيتهايش به حضرت اميرالمؤ منين ، عليه السلام : "اى على ، كسى كه پيش او غيبت شود برادر مسلمانش و قادر باشد بر يارى او و يارى نكند او را، رسوا كند او را خداوند در دنيا و آخرت ."
عـلامـه عـلمـاى مـتـاءخـريـن ، مـحـقـق جـليـل و جـامـع فـضـيـلت عـلم و عمل ، شيخ انصارى ، رضوان الله تعالى عليه ، مى فرمايد: ظاهر اين است كه اين رد غير از نهى از غيبت است . و مراد به آن يارى كردن از غايب است به آن چيزى كه مناسب غيبت اسـت :
پـس اگـر عـيـب دنـيـوى باشد، به اين طور يارى كند او را كه عيب آن است كه خداى تـعالى عيب شمرده ، مثل معاصى كه بالاتر آن همين غيبت تو است از برادرت به چيزى كه خـداى تـعـالى عـيـب نكرده او را. و اگر عيب دينى باشد، توجيه كند او را به چيزى كه از مـعـصـيت خارج شود. و اگر قابل توجيه نيست ، يارى كند از او به اينكه مؤ من گاهى مبتلا مـى شـود به معصيت ، پس سزاوار چنين كه استغفار شود براى او، نه تعيير شود از او، و شـايـد تعيير تو او را بزرگتر باشد پيش خداى تعالى از معصيت او
و گاه مى شود كه مستمع علاوه بر آن كه رد غيبت كه واجب است نمى كند، مغتاب را به غيبت وادار مـى كـنـد، يا به شركت با او و هم نفس شدن و عجبهاى بى موقع پى در پى گفتن ، يـا اگـر اهـل صلاح به شمار آيد، به واسطه ذكرى يا اسغفارى يا چيزهايى ديگرى كه وسـايـل شـيطانى است ، مغتاب را به غيبت وادار كند.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)