به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 08 مهر 01 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1393-9-17
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,831
    سطح
    54
    Points: 6,831, Level: 54
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 119
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    112

    تشکرشده 59 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکیا نمایش پست ها
    سلام دلدار جان
    خودت از دیگران میپرسی که به هم میاید یا نه؟ خودت دنبال تایید گرفتنی یا اونا خودشون نظرشون رو میگن؟
    نیکیا جان خودم نپرسیدم . اونایی که عکسمونو دیدن بهم گفتن . و همین جوری که گفتم پدرم بعد جلسه آشنایی گفت . یه بارم مامانم گفت فکر می کردم تو که رو همه چی سخت سلیقه ای رو انتخاب شوهرم این جوری باشی که دیدم نیستی

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ida bahrami نمایش پست ها
    سلام و وقت بخیر...
    ببینید این چیزی که الان مشخصه اینه شما از دیگران خیلی دارین تاثیر میپذیرین.. اینو باید باور داشته باشید که شما برای دیگران ازدواج نمیکنید این خودتونین که باید با ایشون زندگی کنید.. و حتما هم طی دو سال از رفتار و اخلاق ایشون اگاهی پیدا کردین..این چیزی که معمولا افراد متاهل میگن اینه که اصولا قبلش باید ظاهر مورد پسند باشه یعنی به دلتون نشسته باشه تا بعد ازدواج عادی بشه ولی اگه اصلا به دلتون نشسته باشه خب بعدا هم خوب پیش نمیره... اما در مورد شما که همدیگرو میشناسین باشد از این مرحله به دل نشستن گذشته باشید که رابطتون 2 سال طول کشیده.. درباره دیگرانم شما باید به خودتون رجوع کنید که تا چه حد میتونین از دیگران تاثیر نگیرین .. البته من فکر میکنم الان که در مرحله انتخابه دیگران شاید نظر بدن بعد ازدواج اینقدر نیست... اگر درمورد مشکلات دیگه ای که پیش اومده دوست دارین صحبت کنید دوستان حتما بهتون راهنمایی میکنن...امیدوارم بهترینا براتون پیش بیاد
    آیدا جان ایشون و من مال دو تا شهر مختلفیم که با هم 300 کیلومتر فاصله داریم . قبلا که درسم تموم نشده بود و اونجا بودم زیاد همو میدیدیم ولی الان دیدنمون محدود شده شاید دوماه یک یک بار . این دیر دیدنا خیلی منو اذیت می کنه . احساس می کنم واسم یه غریبه شده انگار وجود خارجی نداره . بیشتر موقع ها که زنگ می زنه فقط در مورد درساش و کاراش حرف میزنه . قبلنا خیلی بیشتر با هم حرف میزدیم . ازونایی بودیم که همه روزمونو واسه هم تعریف می کردیم . الان هم من درگیر پایان نامم هم ایشون درگیر کنکور . کلا هر دومون خیلی عصبی شدیم .
    تقریبا اگه هر روزم نشه یه روز در میون دعوا می کنیم . خود من بعضی موقع ها احساس می کنم دوس دارم چند روز گوشیم خاموش باشه فقط تو حال خودم باشم . انگار شادی از رابطه ما رفته . احساس می کنم همه چی تکراری شده . هیچی دیگه قشنگ و عاشقانه نیس . قبلنا خودم بیشتر سعی می کردم رابطه رو جذاب کنم بیشتر من موضوع میدادم که با هم حرف بزنیم . ولی الان دیگه اون زیاد وقت نداره همه حرفامون شده چه خبر ؟ چه خبر ؟ . متاسفانه یا خوشبختانه من آدمیم که از چیزا و حرفای تکراری زود خسته میشم . الان حس می کنم حرفامون خسته کننده شده.
    البته مثل همیشه بهم محبت کلامی می کنه ولی من دوس دارم مث قبل باز همون قدر زیاد حرف بزنیم . احساس می کنم تخلیه نمیشم . اینم بگم که تک دخترم و با مادرم هم صمیمی نیستم .یه جورایی همه حرفای حتا خاله زنکی که دخترا به مامانشون میگن رو من همیشه به اون میگفتم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ida bahrami نمایش پست ها
    سلام و وقت بخیر...
    ببینید این چیزی که الان مشخصه اینه شما از دیگران خیلی دارین تاثیر میپذیرین.. اینو باید باور داشته باشید که شما برای دیگران ازدواج نمیکنید این خودتونین که باید با ایشون زندگی کنید.. و حتما هم طی دو سال از رفتار و اخلاق ایشون اگاهی پیدا کردین..این چیزی که معمولا افراد متاهل میگن اینه که اصولا قبلش باید ظاهر مورد پسند باشه یعنی به دلتون نشسته باشه تا بعد ازدواج عادی بشه ولی اگه اصلا به دلتون نشسته باشه خب بعدا هم خوب پیش نمیره... اما در مورد شما که همدیگرو میشناسین باشد از این مرحله به دل نشستن گذشته باشید که رابطتون 2 سال طول کشیده.. درباره دیگرانم شما باید به خودتون رجوع کنید که تا چه حد میتونین از دیگران تاثیر نگیرین .. البته من فکر میکنم الان که در مرحله انتخابه دیگران شاید نظر بدن بعد ازدواج اینقدر نیست... اگر درمورد مشکلات دیگه ای که پیش اومده دوست دارین صحبت کنید دوستان حتما بهتون راهنمایی میکنن...امیدوارم بهترینا براتون پیش بیاد
    آیدا جان ایشون و من مال دو تا شهر مختلفیم که با هم 300 کیلومتر فاصله داریم . قبلا که درسم تموم نشده بود و اونجا بودم زیاد همو میدیدیم ولی الان دیدنمون محدود شده شاید دوماه یک یک بار . این دیر دیدنا خیلی منو اذیت می کنه . احساس می کنم واسم یه غریبه شده انگار وجود خارجی نداره . بیشتر موقع ها که زنگ می زنه فقط در مورد درساش و کاراش حرف میزنه . قبلنا خیلی بیشتر با هم حرف میزدیم . ازونایی بودیم که همه روزمونو واسه هم تعریف می کردیم . الان هم من درگیر پایان نامم هم ایشون درگیر کنکور . کلا هر دومون خیلی عصبی شدیم .
    تقریبا اگه هر روزم نشه یه روز در میون دعوا می کنیم . خود من بعضی موقع ها احساس می کنم دوس دارم چند روز گوشیم خاموش باشه فقط تو حال خودم باشم . انگار شادی از رابطه ما رفته . احساس می کنم همه چی تکراری شده . هیچی دیگه قشنگ و عاشقانه نیس . قبلنا خودم بیشتر سعی می کردم رابطه رو جذاب کنم بیشتر من موضوع میدادم که با هم حرف بزنیم . ولی الان دیگه اون زیاد وقت نداره همه حرفامون شده چه خبر ؟ چه خبر ؟ . متاسفانه یا خوشبختانه من آدمیم که از چیزا و حرفای تکراری زود خسته میشم . الان حس می کنم حرفامون خسته کننده شده.
    البته مثل همیشه بهم محبت کلامی می کنه ولی من دوس دارم مث قبل باز همون قدر زیاد حرف بزنیم . احساس می کنم تخلیه نمیشم . اینم بگم که تک دخترم و با مادرم هم صمیمی نیستم .یه جورایی همه حرفای حتا خاله زنکی که دخترا به مامانشون میگن رو من همیشه به اون میگفتم

    - - - Updated - - -

    هم آوا جان من 26 سالم هست.ولی شخصیتم مث دخترای کم سن و سال تره . معمولا هم همه در مورد سنم اشتباه می کنن.
    تصمیمات احساسی زیاد میگیرم انگار اصلن دوس ندارم بزرگ شم . یه جورایی کودک بودن رو همیشه ترجیح میدم . و همیشم دوس دارم تو حال زندگی کنم در صورتی که ایشون خیلی آینده نگره . میدونم که الان خیلیاتون به من میگین تا کنکورش صبر کن همه چی دوباره خوب میشه . تو دلمم میدونم این حرف درسته ولی تو عمل نمی تونم . این که الان رابطه مث قبل نیس ناراحتم می کنه درونی . این ناراحتی درونی باعث میشه وقتی زنگ میزنه بی حوصله باهاش بحرفم .خب اونم بهش بر میخوره دعوا میشه.

  2. 4 کاربر از پست مفید Deldar تشکرکرده اند .

    ali -guilan (سه شنبه 18 آذر 93), maryam240 (سه شنبه 20 مرداد 94), sevil73 (سه شنبه 18 آذر 93), هم آوا (سه شنبه 18 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 61
    آخرين نوشته: جمعه 17 اردیبهشت 95, 22:06
  2. ماموریت این دو فرشته چه بود .... ؟؟؟؟؟؟ هاروت و ماروت
    توسط parsa1400 در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 06:46
  3. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 13 مرداد 91, 19:56
  4. تفاوت سنی 8 سال، آیا از یک نسلیم؟
    توسط jodiabot در انجمن تفاوت سنی در ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 05 فروردین 90, 23:53
  5. تشخیص تفاوت میان عشق و شهوت !!!
    توسط erfan25 در انجمن عشق
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 16 آبان 88, 13:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.