سلام
من چنین نظری رو قبول ندارم!وقتی یه رابطه خرابه، دیگه هر کاری بکنی فایده ای نداره. مثل رابطه من و همسرم.
اما میپذیرم که داشتن تفاوت در شخصیت و .. زندگی رو سخت میکنه و تفاهم رو کم میکنه اما غیر ممکن نمیکنه
اگر شما اهل تغییر،رشد،پیشرفت در زندگی باشید میتونید به نتیجه خوبی برسید
اما اگر نگاهتون جمله زیر باشه
از سال 90 که عقد کردیم مشکل داشتیم. مشاوره و حتی این تالار به من کمکی نکرد.
بله بهتون حق میدم! پس تا آخر عمر باید بسوزید و بسازید و منتظر بمونید که فرشته مرگ کی میاد ...
شما در هر زمینه ای که مشکل داشته باشید میتونید به تفاهم برسد (ایا دقیقا میدونید کجاها با هم مشکل دارید؟)
حتی اگر در شخصیت شما مشکلی وجود داشته باشه به مرور زمان میتونید تغییر ایجاد کنید اما این تغییر در صورتی ایجاد میشود که هر دو طرف قبول کنند وجود تفاوت ها مسئله ساز هست پس باید تغییر کنیم
و این تغییرات رو در طول زمانو با اموزش،خواستن،بکار بردن تمرینات و .. ایجاد کنید(اما قبلش ذهنتونو از تعصبات پاک کنید)
اما یادتون باشه شما به عنوان پدر و مادر مسئولید در قبال این بچه
پس بهتره این خودخواهی ها و... رو کنار بذارید
من معتقدم که بزرگترین نقش رو در چنین روابطی رو خانوم ها ایفا میکنن پس اگر میخوایید رابطه شما خوب بشه شما نقش خیلی بیشتری ایفا میکنید تا شوهرتون
یه زندگی رو عشق و علاقه مهر و محبت و ... میسازه و سرچشمه اینها شما به عنوان مادر خانواده دارا هستید
مثلا شما پیش قدم بشو
با همین حالت وقتی شوهرت اومد خونه ی هطوری که تورو ببینه یه چایی رو با زحمت بیار بذار جلوش و برو...(اگه برخورد بدی هم انجام داد نشنیده بگیر) سنگ که نیست !توی ذهنش میشینه و روش اثر میذاره،همون طور که شما عکس این کارارو انجام دادید و اینها به مرور زمان روی هم تلنبار شد و به اینجا رسیدید!
شما باید از خودتون عشق و ایثار نشون بدید،اما تا زمانی که از شوهرتون متنفر باشید... نمیگم نمیشه اما به سختی میشه
میتونستی بهش بگی هیچ غلطی نمیتونی بکنی!امشب همسرم با اینکه از دیروز باهام حرف نمیزنه. اومد توی اتاق خواب و گفت هر بلایی سر بچه بیاد دهنتو سرویس می کنم و سریع رفت توی اتاق خودش.
اشتباه کردی رفتی جلو!غرورتو حفظ میکردی!یادت باشه دیگه هرگز چنین کاری نکن!هرگزمن 10 دقیقه صبر کردم بعد گذاشتم روی حساب اینکه میخواد آشتی کنه اما غرورش اجازه نمی ده واسه همین من رفتم توی اتاقش وکنارش نشستم و گفتم مگه این بچه هردوی ما نیست پس چرا تهدید؟
دیدی رفتی جلو چه پر رو شد!اونم گفت تهدید میکنم تا حساب دستت بیاد اون فقط بچه منه. و باعصبانیت شروع به تهدید و توهین به من کرد منم از توی اتاق اومد بیرون. فهمیدم دنبال آشتی نبوده.
افرین.. حقشو گذاشتی کف دستش! کاش یه چوبی،چیزی هم با خودت میبردی همچی...!گفتم فکر کردم میخوای آشتی کنی نه تهدید! هیچ کاری نمی تونی بکنی اگه قرار باشه کسی طلب کار باشه منم. چون تو بدترین شرایط روانی رو واسم توی این مدت بوجود آوردی.
بله درست میگیدو اینگونه دوباره قهر ما ادامه پیدا کرد.
مثل دو تا کودک باهم لجو لج بازی!!!! اما خوبی بچه ها در اینه که به دقیقه نکشیده فراموش میکنن اما شما .....وقتی یه رابطه خرابه، دیگه هر کاری بکنی فایده ای نداره. مثل رابطه من و همسرم.
موفق باشید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)