به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    48
    Array

    با حس تنفرم چیکار کنم؟

    سلام.

    هر روز دارم بدتر میشم. یعنی یه مدته این جوری ام ولی هر روز احساس میکنم که یه مقدار وضعیتم بدتر شده . مطمئنا تا یکسال دیگه به یه آدم کش یا جانی تبدیل میشم.

    مطمئنم اونقدر استعداد دارم که هیچ وقت هیچ وقت یه آدم رو حتی با یه اشتباه کوچیکش تا آخر عمرم نبخشم. کینه شتری!!!!


    فک نکنم کسی بتونه کمکم کنه چون قبلا در موردش تایپیک زدم و کلی هم منو نصیحت کردین و گفتین که اصلا نباید به حرف مردم و مسخره کردن گوش بدم ولی من قبلا تحت

    تاثیر قرار میگرفتم و ناراحت میشدم الان هم ناراحت میشم هم از طرف متنفر میشم و خوب مشخصا پاسخ از روی لج بازی . اینا تقریبا جدیده و الان کاملا احساس میکنم تو

    وجودم تثبیت شده.

    علت مشکلم کاملا تکراریه. با خانواده ام مشکل دارم و مشکلم حل بشو نیست!!!!

    تو ظاهر حرفم با خانواده ام اینه که اونا میخوان من ازدواج کنم و منم میگم نمیخوام ازدواج کنم.

    اما اگه بخوام واقعا و با انصاف به قضیه نگا کنم، خوب به این نتیجه میرسم که اونا راست میگن!!!

    این منم که دارم اشتباه میکنم. ولی واقعا اونقدر ازشون متنفرم که راست میگن!!! و این حرف راست اونا اونقدر آزارم میده که دلم میخواد به غیر پدر و مادرم که واقعا احساس

    میکنم که براشون مهم هستم و فقط و فقط به خاطر اینکه منو دوست دارن، باشن اما بقیه بمیرن. واقعا این جوری فکر میکنم.

    دلم نمیخواد خودم بمیرم، اتفاقا دوست دارم هر روز موفق تر و بهتر باشم!!!

    اون چیزی که ناراحتم میکنه اینه که بالاخره هر آدمی باید ازدواج کنه. مجبوره و خودشم که نخواد بالاخره باید ازدواج کنه. منم شرایط خوب ندارم.

    قیافه ی درست درمون که ندارم، خانواده ی درست و حسابی و پولدارم که ندارم، خوب همین دو تا بسه دیگه!!!

    من خودم یه کمبودایی دارم ولی از دست یکی دیگه ناراحتم!!!

    البته همین جوری سر جای خودم ننشستم ناراحت بشما!!!، مدام منو تحریک میکنن و ناراحت.

    نمیدونم واقعا الان باید چیکار کنم؟

    کلی کار و زندگی دارم ولی واقعا تمرکز ندارم!!! بهم بگید که چیکار کنم که بتونم آدمای اطرافم رو مثل یه مرده متحرک ببینم؟ انگار مردن و نیستن. میخوام این جوری باشم.

    خیلی راحت میشم.

    من واقعا خانواده مو در حد پرستش دوست داشتم و بهشون اعتماد داشتم. وقتی فهمیدم که اونا منو دوست ندارن و فقط از من سو استفاده کردن این جوری شدم. خیلی دلمو

    داغون کردن خیلی!!!
    ویرایش توسط تیام : چهارشنبه 12 آذر 93 در ساعت 15:33

  2. 3 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 12 آذر 93), love less (چهارشنبه 12 آذر 93), بانوی آفتاب (چهارشنبه 12 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.