عزيزم از نظر من شما دوچار توهم شدي اينكه فلاني گفته اي وايي ما ميخواستيم بياييم خواستگاري بشنو و باور نكن يا مثلا خاله ات گريه كرده كه من ميخواستمش اين همه وقت خاله كه مثل مادر ادم ميمونه يه ندا نداده بعدم از حرف تا عمل بسياره اصلا اطميناني به اين حرفا نيست من خودم بعد از بله برونم هفت هشت مورد شنيدم كه ميگفتن ما ميخواستيم بياييم خواستگاريت چرا انقدر زود ازدواج كردي پسر خاله ام هم دم در نشسته بود گوله گوله اشك ريخته بود خواستم بدوني از اين حرفا زياده ولي موقع تعهد كه شده اين همسرت بوده كه تنهات نذاشته و پات وايساده دو تا راه داري يا طلاق بگير و بشين كه با عزت و افتخار بيان خواستگاريت كه عمرن نيان لااقل همون دو نفري كه گفتن ميخواستن بيان يا انتخابتو بپذير پاي عشقت وايسا و خوشبخترين زن عالم شو بدون لحظه اي ترديد و دو دلي و حسرت ولي نمون تو اون زندگي با شرايط الانت كه هم زندگي رو واسه خودت زهر كني هم اون بنده خدايي كه شوهرت شده








علاقه مندی ها (Bookmarks)