سلام دوستای عزیزم
اومدم بگم دیروز جواب آزمایشم مثبت بود
ولی خیلی عددش کم بود. 93 بود. رفتم به دکتر عمومی نشون دادم گفت یک هفته دیگه آزمایش بده.
شنبه می رم پیش دکتر با هر دو تا آزمایش.
یه سری مسائل دیگه مثل دل درد هست. دردای خیلی بد که حتی نمیتونم صاف بایستم. دکتر عمومیه گفت سعی کن تا زمانی که مطمئن نشدی کار سنگین نکنی.
شوهرم در کل آدم خوبیه ولی اخلاق های به خصوصی داره. مثلا دو سه روز پیشبه منی که خونم عین دست گله (اصلا کسی نمیاد خونم که بخواد کثیف بشه) می گفت ما که مثل خواهرت عفت خانوم نداریم بیاد خونمونو تمیز کنه. پنجره ها خیلی خاک گرفتن. راستی برو از خانم صاحبخونه شیلنگ بگیر که تراسو بشوری. حالا تراس پر از آشغاله و خورده ریزه. میگه بریز تو گونی بذار دم در. دیشب حالم خیلی بد بود گلاب به روتون همچین حالم به هم خورد که دویدم طرف دستشویی و رو پادری بالا آوردم و یکمی پاشید رو ویترین. بهش زنگ زدم می گم اینطوری شده. میگه زود باش بشورش بوی ... می گیره. ای بابااااا ما با تو برنامه ها داریم. روفرشی هم کثیف کردی؟ برو تو حیاط اونو بشور تو حموم جا نمیشه.
یهو عصبانی شدم نمیدونم چرا شروع کردم به داد کشیدن سرش که مگه نمیدونی من باردارم. برگشته گفته اووووووووووو حالا مگه چی شده؟ یعنی از ماه اول هم قراره دست به سیاه و سفید نزنی؟ بهش گفتم دکتر عمومی گفته مشکوک به سقطی با علائمی که داری. میگه دکتر عمومی چی حالیش می شه؟
بچه ها خیلی داد کشیدم. مثل دیوونه ها جیغ میزدم. اصلا دست خودم نبود. چرا انقدر کم طاقت شدم؟ خب بذار بگه من انجام نمی دم؟ اصلا چرا باید انقدر حساس باشم؟
راستش فکر می کردم حالا که فهمیده خبریه هوامو داره یا حداقا می گه بذار خودم می شورم. به خدا اصلا دست خودم نیست یهو میاد بالا گلاب به روتون.
اما فقط می ره تو نی نی سایت سرچ می کنه میگه این علائم تو طبیعیه!! لی لی و پارمیس و مامان امیرعلی می گفتن اونا هم این علائمو داشتن!!!
دوست دارم جیغ بزنم. آخه لی لی کیه دیگه؟؟؟
خودم و بچه امو که مدت ها منتظرش بودم عشقه.
بچه ها محتاجم به دعا. دعا کنین بچه ام سقط نشه. دعا کنین این داد و فریادها باعث سقطش نشه.
دیگه آخرای دعامونه. من که حاجتمو خدا بهم داده ولی نصفه نیمه می خواد بیشتر دعا کنم زاری کنم تا قدرشو بدونم.
بچه ها التماس دعا دارم.
آرام جون این نیز بگذرد. ما خانوما عادت کردیم به اینکه شوهرامون ما رو با حرف هاشون نیش بزنن بعد ما هم مقابله به مثل کنیم و بعد اونا به حد جنون برسن و شد آنچه شد!!
در نهایت هم عذاب وجدان بگیریم که ای خدا توبه من کار بدی کردم.
خدا به همه و شما صبر بده. خودتو ناراحت نکن این هم تموم می شه. صبور باش.
آرام من فکر می کردم خبر حاملگیمو شوهرم بفهمه کلی ذوق کنه. اما انگار نه انگار. میگفت خب مگه چیه؟ این همه آدم بچه دار میشن دیگه. حتی یه حرف خوشحال کننده نزد. خیلییییی عادی!
آرام جون اگر اونقدر قوی شدی که بتونی بدون کمک شوهرت دوران بارداری و بچه داری رو پشت سر بذاری و در برابر دستوراتشون طاقت بیاری، واسه بچه دار شدن اقدام کن عزیزم.
فقط اینو بهت میگم. توی این مدت به حرف بچه ها رسیدم که بچه دار شدن مشکلات را بیشتر هم می کنه.
خدایا به هممون صبر بده.
راستی کیت کت جان مبارک باشه. به سلامتی. خیلی خوشحال شدم.ان شاء ا.. بتونی درست تصمیم بگیری. و یک عمر با شادی زندگی کنی![]()







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)