سلام
تلاش شما واسه تغییر زندگیتون قابل تحسینه
اما به نکاتی باید توجه کنید
یکیش اینه که زیاد رو حرفاتون تکرار کردید بحث خیانت بوده ... گاهی بعضی از خانوما اصلا تحمل نمیکنن و کلا از شوهرشون طلاق میگیرن یا شاید کنارش باشن اما طلاق عاطفی گرفتن! شما خیلی خوب با این موضوع کنار اومدید اما نه کاملا! و از اون بدتر خودتون اگاه نیستید که چقدر با این موضوع کنار اومدید! شما عاشق شوهرتون هستید و پی بردن به خیانتش ضربه سنگینی به شما وارد کرده ... و یه جورایی میخوایید بهتون ثابت کنه که هنوز خودتون زن رویاهاش هستید و به هیچ کسی جز شما فکر نمیکنه و بهتون نشون بده که هر لحظه به فکر شماست تا شما به این اطمینان برسید و اب سردی باشه روی دلتون که با خیانت اتیش گرفته ...
شما با محبت کردن و خودتونو فدا کردن نمیتونید به خواسته خودتون برسید و این کارا بیشتر توقع شما رو بالاتر میبره
بهتون توصیه میکنم
نگاهتونو از شوهرتون بردارید... تمام ارزش و وجود خودتونو در شوهرتون خلاصه نکنید! که اگر مثلا فلان کارو واسم نکرد، زندگی به کامم زهره ماره!
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)