سلام
حالتون خوبه؟حال من خوبه...حال دلم هم خوبه...
حال وهوای تالارهم که حسابی عوض شده!!راستی این چراغ سبزها چیه بعضی ها دارن؟؟؟
یادمه چندوقت پیش توی تالارازیکی ازآرزوهام گفتم...این روزها مدام آرزوم برآورده میشه...وهمش رومدیون خدای مهربونم هستم
باورتون نمیشه اینقدرآرومم که فکرمیکنم همه درآرامش هستن!!
خداخودش میدونه چرامن این روزها آرومم...چراحالم خوبه...
کاش میشدازحس وحالی که دارم اینجابنویسم اما نمیخوام حوصله تون روسرببرم!!دلم واسه دفتر خاطراتم تنگ شده...مخصوصا بادیدن دل نوشته دختربی خیال عزیز
خبرهای خوبی هم دارم خیلی خوب اما اول اجازه بدیدهمه چی درست بشه بعدمیام وبهتون میگم
خداروخیلی خیلی به خودم نزدیک میبینم...چندوقت پیش که تاپیک ازخدادورشدم روزدم خیلی حالم بدبود اماالان اوضاع واقعا متفاوت شده...
یه جورایی دارم میفهمم چطوربایدزندگی کنم...چطورخداروداشته باشم حتی وقتی اتفاق بدمیفته...
نمیدونم این حال خوب چطوراومده سراغم اما خوب میدونم که خداخودش اینو خواسته
یه حرفهایی دارم که شک دارم بنویسمشون...نمیدونم خداراضی میشه بگم یادوست داره فقط بین خودم وخودش باشه...
باشه خداجون ازعشق بینمون به هیچکی هیچی نمیگم!!!
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)