به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آبان 00 [ 20:15]
    تاریخ عضویت
    1393-7-16
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,678
    سطح
    62
    Points: 8,678, Level: 62
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    556

    تشکرشده 637 در 143 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام مینا جان
    من تجربه ازدواج راه دور رو دارم و تجربه ام رو در اختیارت میذارم.عزیزم دوستان به نکته های خوبی اشاره کردند که بستگی به روحیات خودت داره.من راه دور رو کلا تجربه نکرده بودم منظورم دانشگاه هست.آدم احساساتی هستم ولی میدونستم میتونم خودم رو وفق بدم.با اینکه نگران خانواده ام و نارحتی اونها هم بودم.ولی به روی خودم نمی اوردم.همسرم قبل از ازدواج همه شرایط رو به من یادآوری کرد یعنی بدترین حالتها رو به من گفت اینکه شاید سالی یه بار بشه بری پیش خانواده ات و ...من هم به همه اینها فکر کردم و چون از انتخابم راضی بودم سختیها رو خریدم.هرچند الام همسرم من رو آزاد گذاشته که هر وقت دلتنگ میشم برم ولی من تنها بدون همسرم نمیرم.باید قبول کنی که وقتی ازدواج میکنی مستقل میشی و باید همسرت و زندگیت برات اولویت اول رو داشته باشه.نمیگم آسونه،نمیگم دلتنگ نمیشم...اتفاقا زیاد دلتنگ میشم و گاهی هم دلم میگیره...وقتی خانواده ام میان پیشم هر بار که میخوان برگردن من غصه میخورم بروز نمیدم ولی همسرم می دونه دیگه مرخصی میگیره و پیشم میمونه بهم آرامش میده و جای خالی رو برام پر میکنه.همسرت تاثیر زیادی میتونه داشته باشه ولی نباید آسیب ببینه یا عاصی بشه.



    میان پرواز تا پرتاب...
    تفاوت از زمین تا آسمان است.
    پرواز که کنی، آنجا می‌رسی که خودت می‌خواهی!
    پرتابت که کنند، آنجا می‌روی که آنان می‌خواهند،
    پس پرواز را بیاموز...



  2. 2 کاربر از پست مفید گوش ماهی تشکرکرده اند .

    mina-mina (جمعه 30 آبان 93), واحد (پنجشنبه 29 آبان 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 مرداد 96 [ 10:06]
    تاریخ عضویت
    1393-7-02
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    3,277
    سطح
    35
    Points: 3,277, Level: 35
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    102

    تشکرشده 144 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رزا نمایش پست ها
    مینا جان ایشون حق دارن...خودت بودی دوست داشتی همسرت تنها یک مدت بدون شما بره شهر خودش؟؟!!
    حقیقتش اینه که نه اصلا دوست ندارم و همه سعیمو میکنم که همراهش برم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط واحد نمایش پست ها
    مینا جان سلام تجربه ای که خودم دارم رو بهت میگم . من با همشهری خودم ازدواج کردم ولی اون شهر دیگه ای کار میکرد و میدونستم که باید اونجا زندگی بکنیم . نه تنها با این موضوع مشکلی نداشتم . بلکه به نظرم بهتر هم بود . بیشتر از 15 ساله که ما در شهری دور از خانواده ها داریم زندگی میکنیم . البته بعضی از فامیلهامون اینجا هستند . هر یک یا دوماه یکبار هم به شهر خودمون میریم . هیچوقت هم تنها نرفتم و با همراهی همسرم بوده . بعضی وقتها هم پدر مادرم میان . و کلا تنوعی برای هر دو طرف میشه . یعنی دیدار همدیگر مسافرت هم محسوب میشه . موقع تولد بچه هامم مادرم اومد و ده روز پیشم موند . بستگی به شخصیت شما و خانواده تون داره . مادرم هم وابسته به بچه هاش نیست و همیشه میگه مستقل باشید و مسائلتون رو خودتون حل کنید .
    شما شهری که رفتین بهتر و با امکانات تر از شهر خودتون بود؟
    مادر من خودش ادم مستقلیه اما اصلا دلش نمیخاد بچه هاش مستقل باشن. دلش میخاد زندگی و مسائل بچه هاش و مخصوصا دختراش رو تحت کنترل خودش دربیاره.
    مثلا ب خاهر من که فاصله ی خونش با ما اندازه ی یک چهارراهه میگه که تو بچه دار بشی باید هرروز بعدظهر بیای خونه ی ما تا شب بمونی چون نمیتونی بچه تو نگه داری!!!
    یا مثلا هر موقع زن داداش من با بچه ی چهار ماهش میخاد تا ی خیابون بالاتر بره سعی میکنه که منم یا خودش همراهش بریم!!! در صورتی که من ی دختر 18 ساله رو تو همسایمون میبینم که نوزادی هم سن برادرزاده ی من داره اما همیشه خودش با بچش اینور و اون ور میره.
    مامان بابای من و مخصوصا مادرم علاقه ی زیادی در چلمن دونتستن بچه هاشون دارن :/
    و در عین حال سرکوفت پیشرفت و استقلال بچه های مردم رو هم ب ما میزنن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط abi.bikaran نمایش پست ها
    مینا جان به نظرم اونی که انگار کمال گراست خودت شما هستین نه خواستگارت!
    چون هم خواستگار خوب میخوای که تمام معیارهای تو رو داشته باشه هم همدیگه رو دوست داشته باشین هم تو شهر خودتون باشه و............

    بهتره شما یه خورده گذشت کنید! شما فکر کجاش رو کردین بچه هاتون تنها نرن شهر خودتون اوه ههههههه کو تا اون موقع .......
    اخه شرایط که یه جور ثابت نمیمونه که از الان داری شرط وشروط برای رفت امد خودت وبچه های اینده ات میزاری اینکه خواستگارت میگه خودم همراهت میام حتی شده مرخصی میگریم که خیلی خوبه
    یعنی دوست داره همیشه در کنارتون باشه چون کاملا احساس مسئولیت میکنه نسبت به همسرش !
    مینا جان خیلی داری روی این مسئله حساسیت نشون میدی اونقدر که ممکنه خواستگارت پا پس بکشه وسرد بشه.
    پس یه خورده گذشت داشته باش یه همسر و همراه وتکیه گاه خوب توی زندگی ارزشش رو داره که به خاطرش از یه سری خواسته هامون بگذریم ویه سختیهایی رو به خاطر رسیدن بهش تحمل کنیم!
    باور کن مسئله دوری راه اونقدر وحشتناک و غیر قابل تحمل نیست که تو داری به خاطرش موقعیت خوب رو از دست میدی.
    شاید هم واقعا من کمال گرام و زیادی حساس شدم رو این موضوع.
    این قضیه ی سرد شدن در شرف وقوع بود ... سر همین مسئله ی رفت و امد خاستگارم خیلی ناراحت بود و نزدیک بود اصن بهم بخوره ولی اجازش رو بهم داد اما بازم تاکید کرد همه کار میکنه تا من تنها نرم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده ی تاریک نمایش پست ها
    سلام خودم شخصا تجربه ی همچین موردی رو نداشتم ولی از اقوام هستن که مهاجرت کردن و استرالیا زندگی میکنن و این باعث نشده زندگیشون از هم بپاشه ، قبلش هم از خانواده خانوم دور بودن و یه شهر دیگه زندگی میکردن ... به نظرم فقط بستگی به خودت داره اگه میخوای بری شهر خواستگارت زندگی کنی و همیشه منت بذاری ازدواج نکن ،ولی اگه میتونی بخاطرش دوری رو تحمل کنی دیگه درنگ نکن.
    نقل قول نوشته اصلی توسط گوش ماهی نمایش پست ها
    سلام مینا جان
    من تجربه ازدواج راه دور رو دارم و تجربه ام رو در اختیارت میذارم.عزیزم دوستان به نکته های خوبی اشاره کردند که بستگی به روحیات خودت داره.من راه دور رو کلا تجربه نکرده بودم منظورم دانشگاه هست.آدم احساساتی هستم ولی میدونستم میتونم خودم رو وفق بدم.با اینکه نگران خانواده ام و نارحتی اونها هم بودم.ولی به روی خودم نمی اوردم.همسرم قبل از ازدواج همه شرایط رو به من یادآوری کرد یعنی بدترین حالتها رو به من گفت اینکه شاید سالی یه بار بشه بری پیش خانواده ات و ...من هم به همه اینها فکر کردم و چون از انتخابم راضی بودم سختیها رو خریدم.هرچند الام همسرم من رو آزاد گذاشته که هر وقت دلتنگ میشم برم ولی من تنها بدون همسرم نمیرم.باید قبول کنی که وقتی ازدواج میکنی مستقل میشی و باید همسرت و زندگیت برات اولویت اول رو داشته باشه.نمیگم آسونه،نمیگم دلتنگ نمیشم...اتفاقا زیاد دلتنگ میشم و گاهی هم دلم میگیره...وقتی خانواده ام میان پیشم هر بار که میخوان برگردن من غصه میخورم بروز نمیدم ولی همسرم می دونه دیگه مرخصی میگیره و پیشم میمونه بهم آرامش میده و جای خالی رو برام پر میکنه.همسرت تاثیر زیادی میتونه داشته باشه ولی نباید آسیب ببینه یا عاصی بشه.

    بچه ها ممنون که این عاصی شدن و منت نذاشتن رو بهم گفتین ... چون من ممکن بودکه ب همچین ورطه ای کشیده بشم ... الان میخام حواسمو جمع کنم که ی موقع اینطوری اون بنده ی خدا رو اذیت نکنم

  4. کاربر روبرو از پست مفید mina-mina تشکرکرده است .

    گوش ماهی (سه شنبه 04 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 بهمن 93, 15:05
  2. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 15 آبان 93, 00:49
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 04 مهر 93, 23:28
  4. راهنمایی برای ازدواج ( تو مرحله آشنایی هستم)
    توسط e-lampard در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 اردیبهشت 93, 19:16
  5. لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 فروردین 87, 04:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.