سلام نرگس خانم.
منم با بیشتر نظرات لطافت باران موافقم. واقعا شما فکر چی را کردید و با چه هدفی جهازتون را پس گرفتید اگه واقعا دوست داشتید به زندگی برگردید چرا پس بعضی کاراتون بوی برگشت نمیداده؟ بنظرم بجای اینجور تاپیک ها بهتر بود مشاوره می گرفتید که چیکار بکنید که بتونید به زندگیتون برگردید. در اینصورت دوستان راهنمایی های خوبی بهتون می کردند. ولی واقعا برام سواله شما گاهی دم از برگشت به زندگی می زنید و در عین حال با کارای مختلف لجاجت همسرتون را برانگیخته کردید تا به طلاق راضی تر بشه.
از طرفی هیچکدوم از حرفاتون بوی قطعیت و 100 درصد بودن را نمیده. لطفا با قاطعیت اینجا بحث کنید و کمک بخواید. مثلا دوست دارم بدونم و اصرار دارم که جواب این سوال را با توضیح کامل بنویسید که:
اصلا شما بطور کل راضی به ادامه زندگیتون هستید یا به طلاق راضی هستید؟
اگر هستید پس چرا حرفاتون مخالف این را نشون میده مثل بردن جهیزیه و اگر نیستید چرا خودتون زودتر باهم تمومش نمی کنید تا هم خیالتون راحت باشه و هم از ذلت بیرون بیاید؟ و اگر قبلا راضی به ادامه زندگیتون بودید پس چرا ازش شکایت کردید و با تحقیر کردنش به 40 ضربه شلاق کار خودتون را سختتر کردید؟ بنظرم شما هم بابت کارها و شکایتهاتون و چیزایی که فقط خدا میدونه و شماهم مقصر بودید به همراه شوهرتون، باید با شوهرتون مفصل صحبت کنید و ازش معذرت بخواید و گوش به فرمانش باشد و زندگیتون را ادامه بدید.
عزیزم شما باید گوش به فرمان شوهرتون باشید. من با نظرات لطافت باران موافقم. هر طوری که بحث میکنم میبینم راست گفته. چون وقتی زن تابع شوهرش باشه مرد دلیلی نمیبینه زن به این خوبی و مطیع را طلاقش بده. من تو ازدواج اولم با شوهرم همیشه بحث میکردم و نتیجش شد طلاق. اما باور کن تو ازدواج دومم برام تجربه شده و تا حالا رو حرف شوهرم حرف نزدم چون میدونم اگه تحریکش کنم دعوامون میشه. ولی الانم که یه بچه داریم و همش به حرف شوهرم گوش میدم تا حالا مشکلی پیش نیومده. حتی شوهرم وقتی میبینه من اینطوری احترامش میکنم برام سنگ تموم میذاره و همه کار میکنه و به خواسته هام جواب مثبت میده. ولی مسلمه که من براش کاری نکنم اون بیشتر لجبازی میکنه. بهتون بگم شما هم گیر غرورتون افتادید. بهتره برای شوهرتون ناز کنید و ازش مطالبه کنید. نه که برید با شکایت به 40 ضربه محکومش کنید. با محکوم شدنش چی گیرتون اومد؟ آیا زدگیتون برگشت سرجاش؟ اگه هیچکاری نمی کردید و شوهرتون مظلومیت شما را میدید فکر نمی کردید نتیجه بهتری می گرفتید؟ شما با شوهرتون وارد جنگ و لجبازی شدید. درست مثل رفتارای من با شوهر اولم. ای کاش خدا منو ببخشه. هرچند با شوهر دومم هیچ مشکلی ندارم و زندگیم شیرینه. اما به هرحال آدم وقتی به اشتباهاتش پی میبره که دیر شده. عزیزم یادت باشه قانون دادگاه را وارد زندگی عاطفی نکن. عواطف انسانی بسیار والاتر از این هستند که شما با چند تا مساله کوچیک وارد دادگاه بشی و بخاطر یه مساله گذرا شوهرت که از پدر و مادر بهت نزدیکتره را به 40 تا شلاق محکوم کنی و یا شکایت کنی و از طریق قانون جهیزیه را ببری. خوب به نظرم شما هم برا شوهرت کم نذاشتی. هر چی علیه اون بگی خودتم بدترش را انجام دادی. پس لطفا به خودت بیا و خودت قاضی رفتارها و اعمالت باش.
- - - Updated - - -
راستی شما اگه واقعا خواستگار داری و آدم مطمئنیه و از طرفی شوهر اولت آدم بدیه و هزار تا مساله دیگه بنظرم پس هیچ دلیلی برای موندنت نیست. خیلی راحت توافق کن و طلاق بگیر و برو زندگی دوباره را شروع کن. مطمئن باش با مهریه برات زندگی درست نمیشه. وقتی وارد زندگی شدی دیگه مهریه به دردت نمیخوره. اگه طلاق توافقی بگیری هم برای آیندت بهتره چون در اینصورت از این لحاظ که حتما مشکلی داشتی که شوهرت طلاقت داده و حاضر شده مهریه هم بده برات دردسر میشه. و نمیتونی خوب شوهر کنی. لااقل اگه توافقی بگیری ادعا میکنی شوهرم بد بود و مثلا مقدار زیادی مهریه را بخشیدم و طلاق گرفتم. اما اگه شوهرت با این دلایلی که الان گفتی و با این سرگذشت عجیب و غریب یکطرفه طلاقت بده، بعدا از لحاظ شخصیتی برات گرون تموم میشه. چون تو هیچ دلیل عاقلانه ای تو نوشته هات برای هیچکس نگفتی و همش داره یکطرفه به نفع شوهرت تموم میشه. اینو گفتم چون مطلقه هستم و تجربه دارم. نذار وقتی این قضیه را بفهمی که خیلی دیر شده باشه. مواظب باش.
- - - Updated - - -
مواظب باش توافقی بگیری برای ازدواج دومت خیلی به نفعت میشه.آدم عاقل از یه سوراخ دو بار رد نمیشه. احتمالا شوهرت هم با این ترفند شخصیت تو رو نشونه گرفته. خودت باید حواست جمع باشه. چون اگه مهریه را بگیری خواستگارای بعدیت به فکر میرن و اگه باهات ازدواج کنن یا بیشتر از 14 سکه نمیدن و یا شما را رد میکنن. و همش این مورد تو ذهنشون هست که شمایی که به شوهر قبلیتون رحم نکردید چطوری میخواید به شوهر جدید وفادار باشید.
من از هر دو نظر چه طلاق و چه موندن به زندگیتون راهنماییتون کردم. چون احتمال میدم شما مواردی را نگفته باشید و احساس شرم کنید. شما خودتون وضعیت خودتون را بهتر می دونید و بهتر میتونید تصمیم بگیرید که واقعیت زندگیتون چیه و کدوم راهنمایی بیشتر بدردتون میخوره. پس خوب فکر کنید. یه تصمیم برای باقیمانده عمرتون بگیرید و با عزت زندگی کنید نه با ذلت.
- - - Updated - - -
ولی خواهشا جواب سوالم یادتون نره








علاقه مندی ها (Bookmarks)