آفرین بانو از شخصیت مستقلی که داری واقعا خوش امد

بنظر من بشخصه با مادر و یا پدرت هرکدام که راحتتر هستی بشین و صحبت کن و دلایلت را توضیح بده و بدقت به حرفهایشان توجه کن.این پیشنهاد را بده خانواده تحقیق کنن اگر مورد موافقت واقع نشد تابع حرف پدر و مادرت هستی اینجوری انعطاف خودت را نشان میدهی و حرفتم هم که زدی دیگه بقیشو بسپر به خدا هرچی قسمت باشه همان میشه.بنده بعنوان فردی که میخوام برای شما پست بزارم این اجازه را ندارم که به شما بگم جواب مثبت بدید یا جواب منفی فقط شرایط را در حد اطلاعات و تجربیات خودم توضیح میدم.در مورد زمان زایمانی که فرمودید مثلا یکی از دوستان همسرم بنده خدا بچش با مشکل مواجه شد و شوربختانه در دوران بارداری سقط شد این موضوع توی روحیش خیلی تاثیر گذاشت و چون توی یه شهر دیگه بود فشار مضاعفی بهش وارد شد.خانواده انسان شاید مهارت لازم را برای برقراری بهتر و درست با فرزندان نداشته باشند این فقط مشکل شما نیست ولی توی مواقع سختی پشتوانه بسیار خوبی برای فرد هستند.بنظر من بشخصه اگر میبینی بهش علاقه داری و معیارهایی که داری در این فرد مشاهده میکنی یا از طریق انجمن آزاد یا رفتن پیش مشاور و مشورت بگیری در مورد راههایی که میتوانی با خانواده ات این موضوع را مطرح کنی.اینجوری فکر کنم بهتر به نتیجه برسی
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
ویرایش توسط khaleghezey : دوشنبه 26 آبان 93 در ساعت 15:51
علاقه مندی ها (Bookmarks)