سلام محسن خان!
اميدوارم حالا كه اينجا اومدي اينقدر زود نا اميد نشدي باشي كه فكر كني معجزه اينقدر عجيبه كه اتفاق نمي افته.با توجه به حرفهائي كه درمورد خودت و اون خانم زدي(منظورم دختر خاله اته)من يه حسي نسبت به موضوع پيدا كردم و اونم اينه كه تو داري يكطرفه به قاضي ميري.
ناراحت نشو و تا آخر گوش بده .شما با هم فاميليد و براي برقراري رابطه راههاي زيادي وجود داره ولي تازه با هم رابطه جدي پيدا كردين .پس هنوز اول راهيد چون احساسات تا به زبون ميادو بالفعل ميشه يه صورت جديدي پيدا ميكنه. حالا تازه ميرسيم به اولين قدم:
شما ها خيلي جوونيد و براي شروع زندگي وقت زياد داريد عشقي رو كه به مرور سعي در ايجادش كردي رو با حفظ غد بازي و شخصيت و غرور خودت آميخته كردي تا جائي كه حتي گاهي به بي توجهي كشونديش و انتظار داشتي كه اون دنبلشو بگيره.راستش ما خانومها براي حفظ شئونات اجتماعي و براي اينكه بخصوص بعدا اين تهمت را از آقايون محترمي كه ادعاي عاشقي مارو يه روزي داشتند نخوريم كه:توعاشق من شدي و تو برام ميمردي!(چون خيلي مهمه كه اين ادعائي كه ميكنيدو بعدا هم بهش پايدار بمويد)نمي تونيم خيلي كارا رو انجام بديم،مگراينكه مطمئن بشيم اونقدر مطمئن كه براي عشقي كه داريم هر كاري بكنيم و اون تحت فشار و تو اين رابطه هنوز نتونسته به همچين تصميمي برسه.شايد شما بگي فشاري نبوده ولي باناز كشيدنا و توقعاتي كه براي همين عاشقي از طرف اون ازش داشتيد اونم كم آورده و نتونسته به يقين قطعي برسه.
بهتر كه يه كمي صبر داشته باشيد و به خدا توكل كنيد ولي انتظار نداشته باشيد كه اون بيادو ومنت كشي كنه(بعدها)
اميدتون رو از دست نديد و به مهربوني تون وحمايتائي كه دريد ادامه بديد .بگذاريد اگه عشقي هست به مرور شعله ور بشه تا يه حرارت پايدار داشته باشه.
اميدوارم موفق باشيد!








علاقه مندی ها (Bookmarks)