شما اصلاً دقت دارید که باچه آب و تاب و احساساتی از شباهتهای زندگیتان می گویید ؟!!! اینکه فرزند اول شما چی هست ، فرزند ایشان چی ، فرزند دوم ایشان چی هست و فرزند دوم شما قراره چی باشه و .....
اگر دقت کنید می بینید بسیار موشکافانه به هرچه که به این خانم مربوط می شود دقت دارید و از آنها نشانه می سازید و ذهنتان درگیر این نشانه ها و احساسات نشأت گرفته از آن است .
متأسفانه شما به جای عقلانیت و بستر زدایی راه احساسات را البته با عقلانی سازی در پیش گرفته اید . عقلانی سازی یعنی چه ؟
یعنی اینکه اصل، توجه و میل مفرط شما به حفظ ارتباط شما با این خانم هست که با انحراف ذهن به سوی اینکه ، ما همکاریم ، مثل دو انسان بالغ با هم رفتار می کنیم و در ارتباطیم ، همسرش هم که هست ، رابطه خانوادگی هم که چیز غلطی نیست ، ایشون خانم با هوش و توانایی هست ، همسرم می تواند خیلی از او یاد بگیرد و کمک بگیرد و و و و و خودتون لیست کنید بقیه موارد از این دست توجیهات را که لباس منطق پوشانده .... اینها یعنی عقلانی سازی ... ممکن هست بگویید خب همه اینها منطقی هست چه اشکالی در آنها هست ..... می گویم عقلانی سازی دقیقاً همینجا معنا پیدا می کند چون به ظاهر همه اینها منطقی هست اما شما و هرکس دیگری که اینگونه با عقلانی سازی خود را گرفتار فریب ذهن و وساوسش می کنید غافل از یک نکته اساسی هستید و آنهم صورت مسئله اصلی هست یعنی توجه به این ندارید که بخش وسوسه گر ذهن شما صورت مسئله اصلی را از شما پنهان نگه داشته و یک صورت مسئله کاذب ساخته .
صورت مسئله اصلی شما : جذب این خانم شده اید و عواطف و احساسات شما به شدت در اعماق درون درگیر هست ولو اجازه ابراز به شکل احساسی به آن ندهید .
صورت مسئله کاذب : رابطه خانوادگی برای ما خوب هست من با همسرش دوست هستم و فقط مشکل عدم همراهی خانمم هست .
و اینگونه با عطف به صورت مسئله کاذب توجیهات که همان عقلانی سازی ها هست آغاز می شود و ....... حرف و خواسته اتان منطقی می شود
بیدار شوید و اصل صورت مسئله را دریابید و قویاً در پی بستر زدایی باشید یعنی هم کات محل کار با این خانم هم کات وجود او در ذهن و قلبتان .... اگر نمی خواهید چنین کنید باید بدانید سم مهلکی را به مرور در اعماق جان خود و زندگیتان ریخته و دارید می ریزید که از آن غافل هستید و روزی متوجهش می شوید که یا درگیر مشکلات روحی و روانی و حتی جسمی ناشی از آن هستید ( اگر بدون بستر زدایی ، با خود بخواهید مبارزه کنید ) و هم درگیر مشکلات با خانمتان و زندگیتان که چنان بهانه های ظاهراً غیر مرتبط با این موضوع پیدا می کند که هوار می زنید مشکلات ربطی به اون مسئله ندارد اما بدانید که خواهد داشت .
این پیش بینی من برای زندگی شماست در صورت ادامه این روند .
راه حل همانطور که گفتم و بطور قاطع همان تغییر محل کار ، قطع هر نوع ارتباطی با ایشان و همسرش و کات ایشان در ذهن و قلبتان است ....
عصبانی نشوید ...... راه دیگری هم هست آنهم جدایی هرکدام از شما از همسرانتان و ازدواج با هم هست .... مشکلات و تبعات این را هم خود می توانید لیست کنید و بنده اطاله کلام نمی کنم
موفق باشید
=============================
پاورقی :
این پست نصب العین همه کسانی هست که چنین گرفتاری به ظاهر پنهانی در درون در رابطه با شخص ثالث غیر هم جنس دارند









علاقه مندی ها (Bookmarks)