عنوان تاپیک با محتوا نمی خونه.عوضش کن.
شما شماره نمی دین،اجازه می دید اون آشنا شماره بده.در واقع شما معرفی شدی.1-اینکه وقتی خانواده دختر در چنین شرایطی شماره بدن یعنی عملا دارن اعلام میکنن که اون پسره رو میخوان...و تازه خانواده پسر و خود پسر بعدش بیان ببینن اصلا دختر و خانواده دختر رو میپسندن یا نه.
اینجوری به نظر من شبیه اینه که دختر فرستاده دنبال پسره. و اینجوری من حس بدی دارم. حس اینکه به حراج گذاشته شده ام یا شبیه یک کالا پشت ویترین به نمایش گذاشته شده ام تا ببینم اونا منو میپسندن یا نه.
هیچ کس حق نداره تو خاستگاری شرط بذاره یا خواسته هاشو تحمیل کنه،باید ببینه2-اگر هم فرضا همدیگه رو پسندیدیم و خواست بشه. آیا جایی برای من باقی میمونه که واقعا خواسته هامو بگم یا شروطی رو برای اونا بذارم؟
چون اونا که اول خودشون خواستار نبودن. من فکر میکنم اینجوری یه حالتی پیش میاد که انگار باید به هرچه اونا خواستن و بودن قانع باشم و بیشتر حرف نزنم.
آیا مخاطبش خواسته ها و شرایط مورد نظرشو داره یا نداره.
خودشون نمی خواستن،چون از وجود شما آگاه نبودن،ولی بعد از اینکه بهشون معرفی شدی
اگر برای خاستگاری اقدام کردن، صرفن خواستار آشنایی بودن.خواستنشون م به معنای انفعال
شما نیست.
ناز کردن بمونه بعد از ازدواج،خاستگاری که هیچ آشنایی با شما نداره،نمی تونه نیتتو3- خب به هر حال در روحیه دختر یک نیازی به نام "ناز کردن" و "نیاز به خواسته شدن" هست. که به نظر من دختر قلبش به سمت کسی باز میشه که حداقل این نیازهاشو پاسخ بده. و من اینطوری به نظرم اصلا جایی برای اینکه حس کنم واقعا خواسته شده ام و یا جایی برای ناز کردن نخواهم داشت و من اینطوری اصلا دوست ندارم.
بخونه تا بفهمه رفتارت از سر ناز کردنه یا ...
شما معرفی شدی؛خودت که نرفتی یقه پسرو بگیری بیا ازدواج کنیم.4- فرضا هم اصلا ازدواج سر گرفت. اینطوری پس فردا توی زندگی سر هر اعتراض کوچیکی که بکنم یا سر هر خواسته و توقعی که از طرف مقابلم داشته باشم، طرف در نمیاد بگه خودت اول خواستی پس بسوز و بساز و همینه که هست؟
کاملن حساسیتت بی جاست،اجازه بده بیان خاستگاری،اگر شرایطش مد نظرت
نبود،جواب نه بده تموم بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)