همه چیز بهم ریخت تمام رشته هام پنبه شد .. داغون شدم ... دیروز به پسره گفته من اصلا نمیخوام دختر تا چند سال دیگه شوهر بدم ... برو پی زندگیت تو و مائده به درده هم نمیخورید گفته برین تو زندگی تازه میفهمین چه اشتباهی کردین گفت بزرگترین مشکل من اختلاف مذهبیمون ... گفته هی دارم مسئله رو میندازم عقب که خودتون بفهمید به درد هم نمیخورید ... درصورتی که دیشب اجازه داد باهاش برم بیرون ... واقعا دچار دوگانگی شدم از یه طرف میگه برو مشاوره از یه طرف اینطوری
دیگه واقعا موندم باید چیکار کنم
هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
"راهش را پیدا میکن "
هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
"بهانه اش را"
علاقه مندی ها (Bookmarks)