اول یه سوال بپرسم: من فقط 3 متن در روز میتونم بفرستم؟ با اینکه 1 ساله عضوم اما هنوز اینو نمیدونم. خواهش میکنم جواب این سوالو بدید.

وقتی همسرم به خواسگاری بنده اومد تصور داشتم مثل خودم انسان مقیدیه. چون خودم تا اون سن دنبال دنبال دوست پسر واینها نبودم و اعتقاد داشتم باید به همسر آیندم وفادار باشم اما چندماه بعد عقد پیامهاییکه واسه دو تا از دوست دخترهای قبل از ازدواج فرستاده بود دیدم و جا خوردم. چون هم خودش هم خانوادش مذهبین و خ ادعا دارن. بهش گفتم انکار کرد و گفت اینارو دوستم واسه دوست دخترش فرستاده. خ برام سخت بود اماگفتم خوب اینا مال قبل ازدواجه.

خانواده همسرم از سادات و خیلی با حجابن. اهل مسجد و ... هستن. البته غیر از پسرهاشون. از من هم توقع داشتن چادر بپوشم و با اینکه برام سخت بود پوشیدمو الان هم با اینکه ترکم کرده دارم میپوشم چون خودم دوست دارم. اما فقط تو مسائل ظاهری دین خوبن. باطنشون افتضاحه. که گفتن جزییات لزومی نداره. شوهرم که کتکم میزد برادرش که خ ادعای دانشمندی داره! چون یکمتوی مسائل فلسفی اطلاعات داره، میگفت توسوره نسا خداوند گفته زن رو باید زد در حالیکه خداوند در آیه 33 و34 سوره نساء گفته (فضرب)که اولا اون برای زنیه که به شوهرشخیانت کرده و ثانیا این فضرب به معنای زدن نیست بلکه ضرب در عربی 40 معنی داره که یکیش ترک کردنه. و در این آیه به معنای ترک کردن زن هست نه زدنش!

اینومیدونم که شوهرم فقط میخاد منو وادار کنه که از مهرم بگذرم تا طلاق بده. اما من اگه دادخواست طلاق بدم و مدارک پزشکی قانونی مبنی بر ضرب و شتم رو ببرم و شاهد ببرم که 8ماهه منزلرو بدون عذر موجه ترک کرده و تو این مدت نفقه نداده یا باید طلاق بده اونم با دادن مهر و نفقه یا خود قاضی یا نمایندش حکم طلاق رو صادر میکنه. اما نمیدونم واقعا ایا واقعا اینطور پیش میره و واقعا از حق قانونی من استفاده میشه یا باز هم پشت مرد رو میگیرن و میگن برو بساز! با کی! با مردی که وجود نداره و نیست!

بهزاد عزیز:

در خصوص خانواده: خانواده مامن بنده هستندو متاسفانه مجبور هستم کمی با آن ها را بیایم چرا که بعدها اگر اشتباهی رخ بده متهمم می کنند و برای ازدواج بعدی دیگر اختیاری از خودم نخواهم داشت.

در خصوص مهر:مهر حق شرعی هر زن است و مرد دانا از ابتدا باید در مورد مبلغ آن فکر کند. شوهرم مبلغ مهر را زود قبول کرد حتی اگر بیشتر پیشنهاد میشد. بنده خودم با 114 سکه موافق بودم اما خانواده گفتند 350 و من چاره ای جز پذیرش نداشتم چون هر دو طرف موافق بودند. در ضمن من این رو گفتم که من قصد ندارم کل مهر رو بگیرم فقط حق این 3 سال روکه در عقدش بودم و علاوه بر اینکه آسیب های فراوانی دیدم (کتک کاری، سقط جنین اجباری،آسیب های روحی روحی و اسیب های که الان و بعدها بخاطر تصمیمی که اون مبنی بر جدایی گرفته) حق دارم دست خالی و بدون پشتوانه به منزل پدرم برگردم.من مهر رو پشتوانه زندگی زن میدونم. البته مبلغ بالا نه. الان من 50 سکه رو واسه ازدواج کافی میدونم. اما این نظر همه خانم ها نیست. چنانچه مهریه حضرت زهرا مهریه ای بوده که هیچ احدی از پس دادنش بر نمیاد.

بهزاد عزیزشما شکست بزرگی در زندگیتون خوردید براتون متاسفم. اما نباید این موضوع باعث بشه که این آسیب بدبینتون کنه نسبت به همه. هر خانمی مثل خانم شما نیست که بیرحمانه همه دارایی شما رو بالا بکشه و هر آقایی مثل شما نیست که عاشقانه تمام زندگیش رو به نام خانواده همسرش بکنه.(البته من تو زندگی شما نبودم که ببینم چه خبر بوده)

من اون ابتدا که شوهرم بهم خیانت کرد و با تحقیر رهام کرد خ بدبین شدم اما خ زود به خودم اومدم و دیگه جبهه نگرفتم. مبلغ مهریه من بالاست اما من به 10تا 20 سکه راضی هستم.

بگذریم از مردان بیچاره ای که ناجوانمردانه به خاطر مهریه زندان می افتن و خدارو شکر شوهر من انقدر خوش شانسه که گیر زنی مثل من افتاده والا شاید اگر زنی دیگه جای من بود بعد این همه عذاب حتما در صدد تلافی بود.