ممنون از نظراتتون.احتمالا من طرز نگارش نوشته هام وبیانشون خوب نیست.من زود سرد شدم؟!من از آبان پارسال غافلگیرانه همسرم دادخواست طلاق داده بود.کی هست که با وجود دادخواست طلاق 8ماه با همسرش زندگی کرده باشه؟! من حتی مهریه مو تا الان که 1ساله اجرا نگذاشتم.کم مونده همسرم ازمن مهریه هم بگیره و خودشم طلاق بده.من پارسال قبل عید حالم خیلی بد بود وقتیکه همسرم با وجود حرفهای وکارهای رکیک برادرش بهم گفت پای برادرم رو ببوس.اینقدر بهم برخورد که گفتم محبت منو به برادرش فروخت کلی قرص خوردم چون آبروم وشرفم مهمتر از زندگیم بود.میدونم اشتباه کردم. کسیکه خودشو به خواب زده کسی نمیتونه بیدارش کنه.اینقدر سطح فکرش پایین بود که میگفت چون من درخاست طلاق میدم همه میگن تو مقصری.ولی خوب همه من وشخصیتم رو میشناسند حتی فامیلاشون هم در جریان دخالتهای برادرش هستند وبا چشمشون دیدند.هرچند من به تایید کسی نیازندارم مهم زندگیم بود که سرهیچ و ترس همسرم فناشد. بقول دوستان خدا از باعث وبانیش نگذره.آمین.ضمنا من عقاید خودم وفرهنگم ترجیح میدم همین زندگی رو بسازم تا حتی یه زندگی بهتر.ولی مگه کاری از دستم برمیاد؟؟امیدی هست وقتی هیچی دست من نیست؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)