به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آذر 93 [ 22:17]
    تاریخ عضویت
    1393-8-14
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    87
    سطح
    1
    Points: 87, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    در وهله اول بايد ازتون تشكر كنم بابت اينكه وقت گرانبهاتون رو در اختيار حقير قرار داديد.
    راستش نميدونم. دارم ديوانه ميشم. بيايد با هم بحث بكنيم؛
    خب همونطور كه به استحضارتون رسوندم من مثل بقيه پسرها نيستم و حتى وقتى توى خيابان راه ميرم به ناموس مردم حتى نگاه هم نميكنم چه برسه به خيلى حركات ديگه.
    خب من هم پسرم. من هم غريزه دارم. غريزه ميل به جنس مخالف. خواهشا سريعا به سراغ غريزه جنسى نريد. عشق من با اين بنده خدا پاك هست. خيلى از اطرافيان بنده ميگن (((معمولا))) ازدواج هايى كه توى شبكه هاى مجازى اتفاق افتادن بعدا به طلاق منجر شدن اما خب من وقتى ميبينم كه پسر عموى دوستم با دوست فيسبوكى خودش ازدواج كرد و الان يكسال از ازدواجشون ميگذره و خيلى هم خوش زندگى ميكنن قبول كردن اين موضوع از اطرافيان براى من دشوار ميشه.
    من نميخوام حرف اطرافيان و همچنين شما رو رد بكنم و همچنين نميخوام حرف شما رو تأئيد بكنم اما ميخوام بگم اگر بدبين هستيد خب خوشبين هم باشيد. اگر ميگيد اون دختر خانم به خاطر مسائل شخصى خودش و به ظاهر عاشق من شده خب به اين هم فكر بكنيد كه اون واقعا من رو دوست داره. نميدونم. يكسرى چيزها رو ميبينم ديوانه ميشم.
    من كلا يكبار با اين بنده خدا قرار ملاقات تنظيم كردم و حتى وقتى ايشون رو از نزديك ديدم خب اولين و شايد آخرين تجربه من در ارتباط با جنس مخالف بود چون (خيلى عذرميخوام) من هرزه نيستم خيلى خجالت ميكشيدم و نميتونستم ايشون رو حتى نگاه بكنم اما ايشون اصرار داشت كه من ايشون رو نگاه بكنم. من نميتونستم به ايشون نزديك بشم چون خجالت ميكشيدم اما ايشون اصرار داشت كه انقدر با فاصله از هم راه نريم. من نميتونستم دست ايشون رو بگيرم چون خجالت ميكشيدم. البته قلبا دوست داشتم اما خجالت ميكشيدم. ايشون دست من رو گرفتن و من هم دست ايشون رو. من اين ماجرا رو فقط براى بهترين دوستم و شما به طور كامل تعريف كردم. دوستم گفت اون دختر خيلى حرفه اى هست و احتمال ميره كه قبلا با كسى به غير از تو در ارتباط بوده كه از وقتى اون اين حرف رو زد و مادرم از اون طرف حرف دوستم رو تائيد كرد داغون شدم. واقعا دارم كم ميارم. اميدم فقط به شماست.

  2. کاربر روبرو از پست مفید PureLove تشکرکرده است .

    عشق آفرین (پنجشنبه 15 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.