سلام نرگس خانم. تمام مطالبتونو خوندم.
بنظر میرسه شما دلیل جدی برای طلاق ندارید. فقط بخاطر لجبازی ها و بی احترامی هایی که احتمالا باهم داشتید دیگه نمیتونید برگردید سر زندگیتون. درسته؟
خیلی صراحتا بگم اگر شما بخواید دوباره زندگی کنید حتما مشاوره داشته باشید و شرایط زندگیتون را باید عوض کنید طوریکه اتفاقات تلختون را بتونید فراموش کنید. اما از طرفی مطمئنا شما شرایطی را میخواید عوض بشه که شوهرتون نمیخاد و برعکس. بخاطر همینم به توافق نخواهید رسید مگر اینکه مشاوری به عدالت بین شما قضاوت کنه و هردوتون به دستوراتش عمل کنید. که اونم مشکلاتی داره برای خودش. مثلا یکیش اینه که مردا دوست ندارن کس دیگه ای بهشون روش زندگی و شرایط زندگی را یاد بدن. و یا لااقل کمتر غرورشون را زیر پا میذارن. بهر بود نمیداشتید مشکلات حادتر بشه. من در مورد قضیه شما راهکار جدیدی نسبت به دیگران نمیبینم. فقط به سوالتون جواب میدم. چون خودم هم مطلقه هستم و به تازگی دوباره ازدواج کردم. بنظرم بهتره ما هم مثل من با یه مطلقه ازدواج کنید. البته مطلقه ای که تو نامزدی طلاق گرفته باشه خیلی بهتره. دلیلشم اینه که اگه با مجردها ازدواج کنید ممکنه بعدا اگه مشکلی بینتون پیش بیاد طلاق قبلیتون را مایه خجالت شما قرار بده. البته همه مجردها اینطور نیستن. ممکنه شما پسری پیدا کنید که از صد تا مرد مطلقه تجربه زندگیش بیشتر و مدیریتش قویتر باشه. ولی اگر پسر مجردی هم به خواستگاریتون اومد نباید به دلیلی که گفتم ردش کنید. معمولا پسرایی که تحصیل کرده هستن و شخصیت اجتماعی دارن هیچوقت به مطلقه بودن شما فکر نمیکنند. و با مسائل منطقی برخورد میکنند و شما را به دلیل مطلقه بودن تحقیر نمی کنند. بهترین کار اینه که باهاشون خوب خوب در همه جوانب صحبت کنید و حتی قبل ازدواج باهم برید پیش مشاور و مشاوره ازدواج کنید. اینطوری ممکنه با پسر مجردی ازدواج کنید که باب میلتون باشه و مشکلی هم پیش نیاد. فقط سعی کنید همسر آیندتون از لحاظ مالی و سطح سواد خیلی با شما فرق نداشته باشه. هرچند به مقدار کمی مرد باید از زن سرتر باشه ولی دقت کنید کنید سطح اختلاف خیلی بالا نباشه.
اما درمورد خواستگار خاصی که مدنظرتون بود و همکارتون به شما معرفی کرده، بنظرم بهتره ایشون را ملاقات کنید و بیخودی جواب منفی ندید. سطح خانوادگی و تحصیلات را بسنجید و تصمیم بگیرید. اما در مورد طلاقتون اگه قصد زندگی دارید زودتر تصمیم به ادامه زندگی بگیرید و با راهکارهای مشاوره به زندگیتون برگردید. اما اگه راهی نیست و خودتون هم خسته شدید و قصد طلاق دارید، پس بیخودی وقتتون را تلف نکنید تا سنتون بالا بره و شرایط ازدواج مجدد را از دست بدید. الان 28 سالتونه و کارمند هستید. پس خیلی راحت میتونید ازدواج کنید. اما نگذارید سنتون وارد 30 بشه که هرچی بالاتر بره شرایط سختتر میشه. پس اگر راهی جز طلاق براتون نمونده خودتون را سرگردان نکنید و به امید گرفتن مهریه و ... نباشید. طلاق بگیرید و زودتر همسرتون را فراموش کنید و به زندگی جدیدتون فکر کنید. طلاق در فرهنگ ایرانی بده. اما از لحاظ دین اسلام مشکلی برای زن ایجاد نمیکنه. کار غیر شرعی که نکرده فقط ازدواجش ناموفق بوده. بنظرم اگر راهی نیست و قصد طلاق دارید زودتر اینکارو بکنید. چون به هر میزان که وقت تلف کنید به همون میزان هم خواستگارای جدید را از دست میدید. تازه اگه همین امروز طلاق بگیرید تا 3 ماه حق ازدواج ندارید. چه برسه به اینکه بازم وقتتون و عمرتون را تلف کنید.
بنظرم اگر راهی جز طلاق پیش روتون نمونده در مورد مهریه با همسرتون توافق کنید و زودتر به سرو سامان دادن خودتون فکر کنید. و از رویارویی با حقیقت نترسید. منم اولش میترسیدم ولی وقتی طلاق گرفتم با توجه به اینکه قیافم خوب بود تازه فهمیدم که شوهرم قدرمو نمیدونست. و الان دارم با همسر جدیدم زندگی میکنم و چون هردومون تجربه یه زندگی شکست خورده را داریم خیلی هوای همو داریم و همیشه به هم احترام میگذاریم. و تا حالا مشکلی برامون پیش نیومده. طوری که من الان فکر میکنم شوهرم آدم خوبی بوده و زنش بد بوده و شوهرم هم فکر میکنه من با این اخلاق خوبم حتما شوهر قبلیم آدم بدی بوده. واقعیتها را قبول کن و زندگیتو بلاتکلیف نذار و زودتر تصمیم قطعی را بگیر. یا زودتر برو سر زندگیت یا زودتر تمومش کن. همین
- - - Updated - - -
نرگس خانم یه سوال یادم رفت بپرسم. میخاستم بدونم شما الان اگه بخاید برگردید سر زندگیتون اصلا تمایلی و یا امیدی به درست شدن زندگیتون دارید یانه؟ یعنی همسرتون را از ته دل دوست دارید یا نه؟ و اگر دوسش دارید حاضرید براش چیکار کنید تا باهم زندگی کنید؟ همه این موارد را با مشاور درمیون بذارید و اگر واقعا عاشق شوهرتون هستید برگردید سر زندگیتون و با شرایط همسرتون به کمک مشاور کنار بیاید. زندگی ارزش درگیری و غرور و لجبازی را نداره. مگه یه انسان چقدر از عمرش میتونه براش مفید باشه. شما دارید جوانیتون را هدر میدید. اصلا تا حالا شده به دوست داشتن و عشق به همسرتون فکر کنید؟
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)