با سلام
بسیار تحسینت می کنم برای این جملاتت . این نشون دهنده این هست که شما در زندگی دچار غافلگیری شدید یعنی بدون آمادگی و صرفاً رمانتیک ازدواج کردی و زود هم بدون آمادگی و درک مناسبی از زندگی مشترک بچه دار شدی و ...... لذا همه چیز را از چشم همسرت می بینی . اما ته دلت خودت از این احساسات منفی از این بی احساسیت نسبت به همسر و فرزندت ناراضی هستی و این خوبه . اینکه به فکر حلش هستی خیلی خیلی خوب هست از این جهت که بهت انگیزه عمل می دهد .
تصمیمیت برای مشاوره حضوری هم بسیار عالی هست و همانطور که کیت کت اشاره کرد بهتر هست که یک مشاور مطمئن و ترجیحاً زن پیدا کنی و از همان اول هم بگویی قصد داری خودت را تغییر دهی و زندگیت را بازسازی کنی .
عشق زیاد همسرت و خرج احساساتش نسبت به شما هم آفتی هست که شما را بی تفاوت کرده . بهتره با درک درست این عشق با تصور اینکه اگر نبود و با کسی زندگی می کردی که مثل بعضی از خانمهایی که آمده اند تالار و از بی تفاوتی همسرانشان و عدم احساس ورزیشان گفته اند می بود چطور بود ؟؟؟
واقعیت این هست که وقتی درک عمیقی از زندگی و ضرورتهایش و مهارتها و همسری نداشته باشیم از هرچه که داریم ناراضی هستیم و دنبال آنچه فکر می کنیم نداریم هستیم و هدر می دهیم فرصتهای لذت بردن از آنچه داریم را و به آنچه چشم دوخته ایم هم نمی توانیم برسیم چون شدنی نیست .
شما هم از بودن با همسرت ، پسرت و لحظه لحظه زندگیت لذت نمی بری و حسرت تصوراتت را می خوری تصور همسری بهتر که می توانستی داشته باشی و موقعیتی بهتر و ..... ولی آیا اکنون می شود به آن تصورات رسید ... خودت هم فهمیده ای که خیر پس چرا امروز را فدای ای کاش ها می کنی . به این فکر نمی کنی این روزهای عمر است که از دست می رود ؟ خدای ناکرده اگر برای امروزمان فردایی در کار نباشد ( یک لحظه تصورش را بکنیم که فردا آخرین روز زندگی ماست ) بنگریم که چگونه گذرانده ایم ؟ ...... اگر می گوییم ای وای چرا بهتر از این استفاده نکردم بدانیم که بهتر است امروز را دریابیم و از داشته هایمان لذت ببریم و کوتاهی نکنیم که کوتاهی را درمانی نیست .
بر لب جویی نشین و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
مشاوره که رفتی بخواه که راه کار عملیاتی دهد و به شدت عمل گرا باش ما هم در حد توانمان بهت کمک می کنیم که زندگی را طوری دیگر ببینی











علاقه مندی ها (Bookmarks)