به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 60
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 شهریور 96 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1391-12-07
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    3,752
    سطح
    38
    Points: 3,752, Level: 38
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 107 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما تا حالا با همسرت صادقانه صحبت کردید؟
    چرا بهش نمیگید دوست دارید بوی سیگار نده و به خودش رسیدگی کنه. میتونید بهش بگید یه کم زمان لازم دارید و بهتره یه مدت بهتون فرصت بده و به قول خودتون زیاد دوروبرتون نچرخه.
    به چیزهای خوبی که تو زندگی دارید فکرکنید. اینکه تو این سن یه پسر هشت ساله دارید اتفاقا به نظر من نکته مثبتیه چون کلی انرژی دارید که برای پسرتون بگذارید.
    حتما پیش یه مشاور خوب برید. امیدوارم به زندگیتون برگردید و ازش لذت ببرید

  2. 7 کاربر از پست مفید مهردخت تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 11 آبان 93), Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), rayehe (یکشنبه 11 آبان 93), SpecialBoy (یکشنبه 11 آبان 93), سنجاقک ابی (یکشنبه 11 آبان 93), شیدا. (یکشنبه 11 آبان 93), عشق آفرین (یکشنبه 11 آبان 93)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 خرداد 96 [ 08:04]
    تاریخ عضویت
    1393-6-08
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    3,423
    سطح
    36
    Points: 3,423, Level: 36
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    577

    تشکرشده 236 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array


    سلام دوست عزیز.


    به خاطر مشکلتون ناراحت شدم.شاید بیشتر به خاطر اینکه یه لحظه تصور کردم اگر با نامزد سابقم ادامه میدادم آینده ایی مثل شما داشتم!!!


    اینکه شما بهترید( به گفته خودتون) و همه متاسفانه این موضوعو به زبون میارن و نمیدونن چقدر باعث شکاف بین شما میشن.


    اینکه همسرتون سیگار میکشن و خیلی به خودشون رسیدگی نمیکنن


    اینکه با یه آقایی به اشتباه وارد رابطه شدید که باعث شده مهر تایید بخوره روی انتخاب اشتباه همسرتون


    اینکه همسرتون یه آدم فوق العاده زن دوسته که تشنه محبت شماست و شمارو کلافه کرده...


    ووووو خیلی چیزای دیگه دست به دست هم داده که خسته کنه شمارو از بودن در کنار همسرتون.


    اینا رو درک میکنم. من مطمینم مشاور خیلی بهتون کمک میکنه. به شما برای بیشتر دوست داشتن همسرتون و اصلاح خودتون و به ایشون برای رسیدن به یه فرد ایده آل برای شما.


    بهتره با همسرتون صحبت کنید، اما خیلی مراقب باشید از این موضوع که فکر میکنید از ایشون برترید حرفی نزنید یا حتی با نگاهتون هم این موضوع رو بهشون نرسونید، غرورشون میشکنه.شاید ایشون هم از این وضع ناراحته و توی خودش میریزه.ایشون یه مرده، دوست نداره همیشه همه بگن چقدر خانومت سر تره و ...
    در مورد اون آقا هم ، بهتره عکسها و یادگاریاشونو از بین ببرید.
    خواهشا، خواهشا و خواهشا انقدر به زبون نیارید که همسرتونو دوست ندارید و اون آقا رو دوست دارید، تو هر متنی که میذارید 10 بار میگید این موضوعو و مطمینا در طول روز هزار بار تو ذهنتون تکرارش میکنید. این بدترین سم برای شرایطه حاضره و شدیدا به این حس بدتون نسبت به همسرتون دامن میزنه.


    اون آقا الان دست نیافتنیه که جذابه، از کجا معلوم اگر با ایشون هم می بودید یه روز نمیگفتید دوستش ندارید؟ نه اون آقا هر مرد دیگه ایی.شاید مشکل از تنوع طلبیه شما باشه. من نمیگم قطعا همینه، اما بشینید از زوایای مختلف چک کنید همه چیو. اینو به این خاطر گفتم که شما میگید حتی پسرتونو دوست ندارید. پس همه چی بر نمیگرده صرفا به برتر بودن شما نسبت به همسرتون و انتخاب اشتباهتون که هزار بار تکرارش میکنید.

    شما انقدر محبت دیدید از همسرتون و انقدر همیشه در دسترستون بودن که ازشون زده شدید.

    در ضمن مشاور هم به هیچ عنوان صحبت مراجعه کننده اشو انتقال نمیده، این اصل اولیه ایی هست که هر مشاوره ایی یاد میگیره و ملزمه رعایت کنه.خیالتون راحت.

    به امید روزهایی که عاشقانه منتظر آغوش مهربون همسرتون باشید.





  4. 10 کاربر از پست مفید elham.e تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 11 آبان 93), bi nafas (یکشنبه 11 آبان 93), Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), sevil73 (چهارشنبه 19 آذر 93), SpecialBoy (یکشنبه 11 آبان 93), واحد (یکشنبه 11 آبان 93), سوده 82 (سه شنبه 13 آبان 93), سنجاقک ابی (یکشنبه 11 آبان 93), شیدا. (یکشنبه 11 آبان 93), عشق آفرین (یکشنبه 11 آبان 93)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام.منم فکر میکنم شما بهتره روی خودتون کار کنید.شما میگین شوهرتون رو دوست ندارین و جذاب نیست براتون.افراد دیگه ای هم هستن که مشکل شما رو دارن.

    ولی در مورد دوست نداشتن پسرتون من هیچ وقت نشنیدم یه مادر همچین حرفی بزنه.

    پس یه جای کار ایراد داره و موضوع فقط جذاب نبودن همسرتون نیست.

    این حرف دوستان رو هم من قبول دارم که جذاب نبودن همسرتون برای شما ممکنه به دلیل در دسترس بودن اونم باشه.غیر از دلایل دیگه ای که خودتون گفتین.

    اگه همسرتون اینقدر شما رو دوست داره ،چرا بدون شکستن غرورش بهش نمیگین که تغییراتی که مد نظر شما هست رو در خودش ایجاد کنه؟

    در مورد سیگار حق با شماست.ولی اینو با لحن خوب بهش بگین و خودتون هم برای کنار گذاشتنش بهش کمک کنید.

    به نظرم همسرتون هم نیاز دارن اعتماد به نفسشون بیشتر بشه و خودشون رو بیشتر قبول داشته باشن.اینجوری برای شما هم جذاب تر میشن.

    شما به عنوان همسرشون میتونین این اعتماد به نفس رو در ایشون تقویت کنید.بهشون احترام بگذارین،ویژگیهای خوبش رو پررنگ تر کنین.یه کاری کنین خودش رو به عنوان یه مرد باور کنه.

    حتما میدونین برای موفق شدن یاد اون آقا رو که باهاش ملاقات داشتین کلا باید از ذهنتون پاک کنید.

    این که موقع انتخاب همسرتون سن کمی داشتین دلیل نمیشه مسوولیت خودتون برای جواب مثبت دان به همسرتون رو نادیده بگیرین.

    شما انتخاب کردین که با این مرد ازدواج کنید و انتخاب کردین که توی سن پایین بچه دار بشین.مسوولیت انتخاب هاتون رو بپذیرین.

    ولی پسر معصوم شما خودش انتخاب نکرده مادری داشته باشه که دوستش نداره.لطفا این حسو بیشتر از این به اون بچه القاء نکنید که دوستش ندارین.شما به عنوان یه

    مادر وظیفتونه که به بچتون محبت بی نهایت و بی قید و شرط بدین.اون بچه گناهی نداره که مادرش فکر میکنه زود بچه دار شده.

    ضمنا امتیاز جوونی و زیبایی که شما دارین،خودتون هم میدونین که موندگار نیست.و چیزی نیست که بشه بهش تکیه کرد و افتخار کرد.زمان به سرعت میگذره و اینها از دست میره.

    از کجا معلوم افرادی که ممکنه براتون جذاب باشن(مثل اون آقا)شما رو وقتی دیگه جوون و زیبا نیستین ،قبول داشته باشن؟

    فکر کنم شما نیاز دارین یه سری پیش فرضها و ذهنیت هاتون رو عوض کنین.افکار برتر بودن و قربانی بودن رو اینقدر با خودتون تکرار نکنید.باور کنید این افکار شما هستن که

    باعث احساسات منفی میشن.

    چیزی که باعث برتری آدمها میشه افکار زیبا،فروتنی،عشق ورزیدن،طبع بلند داشتن و خیلی چیزهای دیگه هست که ظاهر و سن نمیتونه جزو این خصوصیات باشه.

    خیلی از آدمها رو میبینیم که ظاهر زیبایی ندارن ولی با رفتارشون آدم رو جذب میکنن.خیلیها هم علیرغم داشتن ظاهر زیبا با رفتارشون اطرافیان رو منزجر میکنن.شاید

    همسرتون با ایجاد یه سری تغییرات با کمک شما بتونن براتون جذاب تر بشن.به جای تمرکز کردن روی اینکه شما چهرتون بهتر از ایشونه و حروم شدین و دوستشون ندارین روی

    پذیرش شوهر و پسر عزیزتون فکر کنین.موفق باشین

  6. 11 کاربر از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 11 آبان 93), bi nafas (یکشنبه 11 آبان 93), elham.e (یکشنبه 11 آبان 93), Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), Quality (سه شنبه 13 آبان 93), reihane_b (یکشنبه 11 آبان 93), sevil73 (چهارشنبه 19 آذر 93), SpecialBoy (یکشنبه 11 آبان 93), آرنیکا (چهارشنبه 14 آبان 93), سوده 82 (سه شنبه 13 آبان 93), شیدا. (یکشنبه 11 آبان 93)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 14 آبان 93 [ 18:01]
    تاریخ عضویت
    1393-6-03
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    162
    سطح
    3
    Points: 162, Level: 3
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام راستش خیلی ناراحت شدم وقتی مطلبتو خوندم بخدا حیف زندگیته بیخیال این چیزا خیلی ها خیلی چیزها میخان این دلیل نمیشه بری سراغشون بچسب به زندگیت به پسرت برس برا خودت یکم سرگرمی جورکن به شوهرت توجه کن تازه شوهرتم که میگی خوبه قدرزندگی تو بدون باور کن هیچ چیز نمیتونه جای پسر و همسرتو پرکنه یکم خوب فکر کن موفق باشی

  8. 4 کاربر از پست مفید رهگذر@ تشکرکرده اند .

    Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), SpecialBoy (یکشنبه 11 آبان 93), سوده 82 (سه شنبه 13 آبان 93), شیدا. (یکشنبه 11 آبان 93)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    پینا رجان خیلی خوبه که تصمیم داری برای ساختن یه زندگی بهتر و صمیمی تر.
    مطمئنا کار نشد نداره!

    مرحله اولش که فکر میکنم خودت هم میدونی اینه که نفر سوم رو کلا از زندگیت حذف کنی. کلااا ... نه تنها هیچ ارتباطی نداشته باشی،بلکه کلا هر چی که شما رو یاد ایشون میندازه همین الان از زندگیت حذف کنی،عکساشو رو دور بریزی، شماره ای ازش داری پاک کنی، ایمیل نشونی کادو ... هرچی هست ،حتی اگه لباسایی که پوشیدی موقع ملاقات با ایشون،و شما رو یادش میندازه،بذاری کنار...

    بعدش هم حتما حتما مشاوره برید،و شما به تنهایی که با مشاور صحبت میکنید،با خیال راحت همه صحبتات رو بهش بگو. و بهش بگید که شوهر شما تا چه حد از احساسات شما خبر داره، و کامل همه چی رو نمیدونه. مسلما مشاور حاذق هیچوقت هیچوقت این حرفای شما رو به شوهرتون نمیزنه، چون هدفش بازسازی یه زندگی هست نه خراب کردنش!
    پس مشاوره رو با خیال راحت برید و حتما ادامه اش بدید تا وقتی که به نتیجه برسید

    --------------------------------------------------------
    در مورد همسرتون که میگین انتظار محبت دائمی داره ،و همش میخواد پیش ایشون و پسرتون باشید، خب بهشون حق بدید،حتما کم محبتی ازتون دیدن، و انتظارشون بیجا نیست...
    همینطور که خودتون هم تایید میکنید، اونا هم متوجه میشن که مهر ومحبت شما نسبت به هردوشون تا به الان کم بوده، و همون هم از ته دل نبوده، برای همین هست که ازتون محبت میخوان
    تازه خداروشکر کنید که همسرخوبی دارید، و تو این همه سال فقط سمت شما اومده، مراقب باشید که هر آدمی نیازهایی داری، و خدای نکرده ممکنه این کم توجهی شما،باعث بروز مشکلاتی بشه که متاسفانه خودتون میدونید کم هم نیست انواع خیانت ها و مشکلات و ...
    ولی همینطور که خودتون میگید همسر خوب وپاکی دارید. قدرش رو بدونید. خیلی از مردها با تمام توجه و محبتی که از سمت همسرانشون دریافت میکنن باز به سمت خیانت میرن،ولی همسر شما این کارو نکرده (انشاالله! )

    -----------------------------------------------------------------------------------
    اون آقایی که برای شما جذاب هست رو ما ندیدیم، ولی خیلی از پسرا و مردها جذابیت اولیه رو دارن، ولی "مرد زندگی " نیستن! اینجور افراد خیلی هم زیادن و متاسفانه خیلی از دخترانی که باهاشون ازدواج میکنن حسرت مردای چاق و زشت و... ولی اهل زندگی و پاک و سالم (مثل همسر شما) رو میخورن
    اینا از دور قشنگن، چه بسا شما با همین آقا ازدواج می کردید و الان تاپیک میزدید که همسرم پایبند زندگی نیست،همسرم به من توجه کافی نمی کند،بد اخلاق است، ال هست بل هست...

    پس اصلا به هیچ وجه اون آقا رو با همسرتون مقایسه نکنید،هیچوقت نمیشه به این راحتی زندگی خودمون و همسرمون رو با دیگران مقایسه کنیم، به ظاهر همیشه زندگی دیگران از ما بهتره! ولی وقتی میریم تو دل خانواده ها متوجه میشیم چقدر اشتباه فکر میکردیم.
    پس سعی کنید عادت مقایسه کردن رو خیلی خیلی کمترش کنید،یعنی کلا کنارش بذارید، چه با این آقا چه با هرکس دیگه ای...

    ---------------------------------------------------------
    یه مدت سعی کنید فقط به داشته هاتون و خوبیای همسرتون و پسرتون فکر کنید، و هر چند کم ولی محبت بهشون کنید
    در همین حین میتونید با محبت با همسرتون در مورد خیلی چیزا صحبت کنید،اول ازش تعریف کنید، از خوبیاش بگید،از خوش سلیقه بودنش، و.... بعد بگید مثلا اگه یه کوچولو لاغر تر بشی هنوز خوش تیپ تر میشی!
    واسش لباس با سلیقه خودتون بخرید تا بپوشه،
    کمکش کنید سیگار رو ترک کنه، میدونید من حدس میزنم یکی از دلایلی که باعث رو آوردنش به سیگار (اونم در این حد زیاد) شده، نداشتن آرامش فکری و ذهنی هست، که شما باید واسش فراهم کنید
    خیلی از مشکلات عصبی و ناراحتی ها و فشارها هست که باعث میشه مردا سمت سیگار کشیدن برن، شما هم زمنیه رو واسش فراهم کردید،
    فکر میکنم با تغییر رویه شما ایشون هم تغییرات مثبتی داشته باشن، البته البته از همون روز اول نباید انتظار هیچ تغییری داشته باشید!

    باید با صبوری پیش برید، و فقط فعلا روی خودتون کار کنید
    مطمئنا مشاوره هم به همسرتون غیرمستقیم میگن که شما رو کمی برای مدتی آزادتر بگذارند، تا شما بهتر بتونید فکر کنید و واسه خودتون وقت بزارید

    -------------------------------------------------------------------
    شما از همسرتون زیباتر هستید،خب این یه چیز خیلی طبیعی هست که خانم زیباتره
    نمیدونم منظورت از موقعیت بهتر چی هست، ولی عزیزم مطمئن نباش همه خانمهای با موقعیت خوب حتما همسرخوبی هم گیرشون میاد!
    هیچوقت حسرت گذشته رو نخور، با اما و اگر نمیشه زندگی کرد، فقط زندگی فعلیت رو خراب میکنه
    قدر داشته هات رو بدون،میدونی اینجا چقدر تاپیک میزنن دخترای مجرد که دوست دارن فقط یه همسر خوب و بااخلاق و ... مثل همسر شما داشته باشن؟ هیچکدومشون هم از من و شما پایینتر نیستن نه از نظر زیبایی نه موقعیت نه مدرک نه هیچی دیگه...
    میتونید برید ببینید
    اتفاقا من فکر میکنم خیلی از همین دوستای عزیزمون،زمانی که همسن شما بودن خواستگاری مثل همسر شما داشتن (احتمالا) ولی ازدواج نکردن، الان هم واقعا پسر خوب و مناسب اوناشاید کمتر پیدا میشه
    الان اونا از موقعیتشون ناراضی هستن،شما هم ناراضی!
    می بینید؟؟ اگه قرار باشه تو جایگاه اونا هم باشید باز ناراضی بودید! پس مشکل از زود ازدواج کزدن شما نیست،مخصوصا که میگید همسرتون مشکل خاصی ندارن خداروشکر. پس از زندگی ای که دارید لذت ببرید و قدرش رو بدونید
    مطمئنم خوشبخت هستید

  10. 9 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    elham.e (یکشنبه 11 آبان 93), maedeh120 (یکشنبه 11 آبان 93), Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), Quality (سه شنبه 13 آبان 93), SpecialBoy (یکشنبه 11 آبان 93), گوش ماهی (یکشنبه 11 آبان 93), سوده 82 (سه شنبه 13 آبان 93), سنجاقک ابی (پنجشنبه 20 آذر 93), شیدا. (یکشنبه 11 آبان 93)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 بهمن 94 [ 21:39]
    تاریخ عضویت
    1393-6-16
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 14 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    به نظر من این نوع برداشت از زندگی دیدن نیمه خالی لیوانه. توی همین سایت یا خیلی جاهای دیگه می تونی موردهایی رو پیدا کنی که شوهراشون چقدر بهشون بی توجه هستن و مشکلات دارن.
    این که میگید دوست داشتن زورکی نیست درسته ولی اگر به زندگیتون علاقه دارید می تونید این عشق و علاقه و دوست داشتن رو توی خونه ایجاد کنید . اول از همه به نظرم عضو انجمن آزاد بشید و از مشاوره مدیران استفاده کنید. مطمئن باشید که خیلی بهتون کمک می کنه و هزینه ای که بابت مشاوره خصوصی پرداخت می کنید بسیار ناچیز هست.
    کتاب از حال بد به حال خوب نوشته دکتر دیوید برنر و بگیرید و حتما بخونید خیلی توی تغییر حالت موثر هست. یه چند مدتی اول روی خودتون کار کنید (البته قبل از همه اینها مهم اینه که بخواید تغییر کنید و اوضاع رو بهتر کنید) بعد اگر با کمک مشاورهای اینجا تونستید با همسرتون صحبت کنید و تغییراتی رو که دوست دارید پیش بیارید اگر نه از فرصتی که شوهرتون واسه رفتن پیش مشاور به وجود آورده حتما استفاده کنید.
    بهتره که داستان بچه تون رو از احساسی که نسبت به پدرش دارید جدا کنید. سعی کنید تمام عشق و محبتی رو که پسرتون احتیاج داره صادقانه و خالصانه بهش هدیه بدید. اول اینکه این موضوع باعث می شه خودتون آرامش بیشتری داشته باشید و خودتون و به خاطر مادر خوب نبودن سرزنش نکیند. دوم اینکه پسرتون عشق و محبت لازم و کسب می کنه که هم توی زندگی متاهلی ،هم اجتماعی و هم کاریش تاثیر بسیار مثبتی داره. دونستن این نکته الزامی که ما باعث به وجود اومدن بچه ها هستیم و به اونا زندگی دادیم پس باید وظایفمون رو هم به بهترین شکل در مقابلشون انجام بدیم. مطمئنن پسر شما هم شایسته بهترین ها هست. و شما هیچ وقت این و ازش دریغ نمی کنید.
    در مورد اون آقا هم تا موقعی که سعی در نگهداری آثار و علائم حضورش توی زندگیتون داشته باشید مطمئن باشید که هیچ تغییر مثبتی توی زندگی و روحیتون ایجاد نمی شه پس همین طور که یکی از دوستان اشاره کردن اول از همه تموم نشونه هاو یادگاری های اون آقا رو از بین ببرید. و تمرکزتون رو روی همسر و بچتون بزارید.
    اگر بعضی از بچه ها اینجا یه مقدار تند صحبت می کنند و یا شما رو سرزنش می کنند ناراحت نشید و مشاوره رو ادامه بدید اونها هم قصدشون اینه که شما رو نسبت به این آفت مطلع کنند ولی به یه روش دیگه.
    باور کن زندگی شما پتانسیل خیلی خوبی واسه خوب شدن و لذت بردن داره فقط تلاش خودت و می طلبه.
    ایشالا که بتونی راه درست و انتخاب کنی و شادی رو واسه خودت و خونوادت به ارمغان ببری.

    - - - Updated - - -

    سلام
    به نظر من این نوع برداشت از زندگی دیدن نیمه خالی لیوانه. توی همین سایت یا خیلی جاهای دیگه می تونی موردهایی رو پیدا کنی که شوهراشون چقدر بهشون بی توجه هستن و مشکلات دارن.
    این که میگید دوست داشتن زورکی نیست درسته ولی اگر به زندگیتون علاقه دارید می تونید این عشق و علاقه و دوست داشتن رو توی خونه ایجاد کنید . اول از همه به نظرم عضو انجمن آزاد بشید و از مشاوره مدیران استفاده کنید. مطمئن باشید که خیلی بهتون کمک می کنه و هزینه ای که بابت مشاوره خصوصی پرداخت می کنید بسیار ناچیز هست.
    کتاب از حال بد به حال خوب نوشته دکتر دیوید برنر و بگیرید و حتما بخونید خیلی توی تغییر حالت موثر هست. یه چند مدتی اول روی خودتون کار کنید (البته قبل از همه اینها مهم اینه که بخواید تغییر کنید و اوضاع رو بهتر کنید) بعد اگر با کمک مشاورهای اینجا تونستید با همسرتون صحبت کنید و تغییراتی رو که دوست دارید پیش بیارید اگر نه از فرصتی که شوهرتون واسه رفتن پیش مشاور به وجود آورده حتما استفاده کنید.
    بهتره که داستان بچه تون رو از احساسی که نسبت به پدرش دارید جدا کنید. سعی کنید تمام عشق و محبتی رو که پسرتون احتیاج داره صادقانه و خالصانه بهش هدیه بدید. اول اینکه این موضوع باعث می شه خودتون آرامش بیشتری داشته باشید و خودتون و به خاطر مادر خوب نبودن سرزنش نکیند. دوم اینکه پسرتون عشق و محبت لازم و کسب می کنه که هم توی زندگی متاهلی ،هم اجتماعی و هم کاریش تاثیر بسیار مثبتی داره. دونستن این نکته الزامی که ما باعث به وجود اومدن بچه ها هستیم و به اونا زندگی دادیم پس باید وظایفمون رو هم به بهترین شکل در مقابلشون انجام بدیم. مطمئنن پسر شما هم شایسته بهترین ها هست. و شما هیچ وقت این و ازش دریغ نمی کنید.
    در مورد اون آقا هم تا موقعی که سعی در نگهداری آثار و علائم حضورش توی زندگیتون داشته باشید مطمئن باشید که هیچ تغییر مثبتی توی زندگی و روحیتون ایجاد نمی شه پس همین طور که یکی از دوستان اشاره کردن اول از همه تموم نشونه هاو یادگاری های اون آقا رو از بین ببرید. و تمرکزتون رو روی همسر و بچتون بزارید.
    اگر بعضی از بچه ها اینجا یه مقدار تند صحبت می کنند و یا شما رو سرزنش می کنند ناراحت نشید و مشاوره رو ادامه بدید اونها هم قصدشون اینه که شما رو نسبت به این آفت مطلع کنند ولی به یه روش دیگه.
    باور کن زندگی شما پتانسیل خیلی خوبی واسه خوب شدن و لذت بردن داره فقط تلاش خودت و می طلبه.
    ایشالا که بتونی راه درست و انتخاب کنی و شادی رو واسه خودت و خونوادت به ارمغان ببری.

  12. 5 کاربر از پست مفید farnaz40 تشکرکرده اند .

    Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), reihane_b (یکشنبه 11 آبان 93), SpecialBoy (یکشنبه 11 آبان 93), کیت کت (یکشنبه 11 آبان 93), شیدا. (یکشنبه 11 آبان 93)

  13. #17
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    حالا که همسرت هم راضی به مشاوره حضوری هست بهترین کار همینه که اقدام کنید.
    مشاور خوب پیدا کن و با جدیت پیگیر رفع مشکلتون باش.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  14. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), SpecialBoy (یکشنبه 11 آبان 93), گوش ماهی (یکشنبه 11 آبان 93), سوده 82 (سه شنبه 13 آبان 93)

  15. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 آبان 94 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1393-8-06
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    14,528
    سطح
    78
    Points: 14,528, Level: 78
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 322
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial10000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    775

    تشکرشده 2,481 در 570 پست

    Rep Power
    168
    Array
    واااااااای چقدر با خیلیییی از نظرهاتون موافقم.افرین.افرین.
    دوست عزیرم، ریحانه خانوم و فررانه خانوم واقعا به نکات ظریفی اشاره کردن لطفا در نظر داشته باشید.بعضی قسمت های حرف هاشون برای منم قابل استفاده بود.
    ویرایش توسط کیت کت : یکشنبه 11 آبان 93 در ساعت 15:09

  16. 5 کاربر از پست مفید کیت کت تشکرکرده اند .

    maedeh120 (یکشنبه 11 آبان 93), Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), rayehe (یکشنبه 11 آبان 93), SpecialBoy (یکشنبه 11 آبان 93), سوده 82 (سه شنبه 13 آبان 93)

  17. #19
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pinaar نمایش پست ها
    راستش قصد ندارم كه جدا شم از شوهرم، قصد دارم ياد بگيرم دوستشون داشته باشم، مثل يه زن خوب باشم، دركش كنم.

    دوست دارم ياد بگيرم واسه پسرم مادرى كنم. دوستش داشته باشم، آينده ش برام مهم باشه.

    قطعا پيش مشاور خواهيم رفت، چون بس كه شوهرم نشسته اينور اونور درد دل كرده و به هيچ نتيجه اى نرسيده قاطعانه تصميم گرفته بريم پيش مشاور. منتها ميخوام بدونم مشاور اگه مشكلاتو بهش بگم احيانا در موردش با شوهرم صحبت خواهد كرد يا نه؟ چون نمى خوام اون چيزى بدونه.


    با سلام

    بسیار تحسینت می کنم برای این جملاتت . این نشون دهنده این هست که شما در زندگی دچار غافلگیری شدید یعنی بدون آمادگی ازدواج کردی و زود هم بدون آمادذگی و درک مناسبی از زندگی مشترک بچه دار شدی و ...... لذا همه چیز را از چشم همسرت می بینی . اما ته دلت خودت از این احساسات از این بی احساسایت نسبت به اونها ناراضی هستی و این خوبه . اینکه به فکر حلش هستی خیلی خیلی خوب هست از این جهت که بهت انگیزه عمل می دهد .

    تصمیمیت برای مشاوره حضوری هم بسیار عالی هست و همانطور که کیت کت اشاره کرد بهتر هست که یک مشاور مطمئن و ترجیحاً زن پیدا کنی و از همان اول هم بگویی قسد داری خودت را تغییر دهی و زندگیت را بازسازی کنی .

    عشق زیاد همسرت و خرج احساساتش نسبت به شما هم آفتی هست که شما را بی تفاوت کرده . بهتره با درک درست این عشق با تصور اینکه اگر نبود و با کسی زندگی می کردی که مثل بعضی از خانمهایی که آمده اند تالار و از بی تفاوتی همسرانشان و عدم احساس ورزیشان گفته اند می بود چطور بود ؟؟؟

    واقعیت این هست که وقتی درک عمیقی از زندگی و ضرورتهایش و مهارتها و همسری نداشته باشیم از هرچه که داریم ناراضی هستیم و دنبال آنچه فکر می کنیم نداریم هستیم و هدر می دهیم فرصتهای لذت بردن از آنچه داریم را و به آنچه چشم دوخته ایم هم نمی توانیم برسیم چون شدنی نیست .

    شما هم از بودن با همسرت ، پسرت و لحظه لحظه زندگیت لذت نمی بری و حسرت تصوراتت را می خوری تصور همسری بهتر که می توانستی داشته باشی و موقعیتی بهتر و ..... ولی آیا اکنون می شود به آن تصورات رسید ... خودت هم فهمیده ای که خیر پس چرا امروز را فدای ای کاش ها می کنی . به این فکر نمی کنی این روزهای عمر است که از دست می رود ؟ خدا ناکرده اگر برای امروزمان فردایی در کار نباشد ( یک لحظه تصورش را بکنیم که فردا آخرین روز زندگی ماست ) بنگریم که چگونه گذرانده ایم ؟ ...... اگر می گوییم ای وای چرا بهتر از این استفاده نکردم بدانیم که بهتر است امروز را دیابیم و از داشته هایمان لذت ببریم و کوتاهی نکنیم که کوتاهی را درمانی نیست .

    بر لب جویی نشین و گذر عمر ببین
    کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

    مشاوره که رفتی بخواه که راه کار عملیاتی دهد و به شدت عمل گرا باش ما هم در حد توانمان بهت کمک می کنیم که زندگی را طوری دیگر ببینی





  18. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    سوده 82 (سه شنبه 13 آبان 93)

  19. #20
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pinaar نمایش پست ها
    راستش قصد ندارم كه جدا شم از شوهرم، قصد دارم ياد بگيرم دوستشون داشته باشم، مثل يه زن خوب باشم، دركش كنم.

    دوست دارم ياد بگيرم واسه پسرم مادرى كنم. دوستش داشته باشم، آينده ش برام مهم باشه.

    قطعا پيش مشاور خواهيم رفت، چون بس كه شوهرم نشسته اينور اونور درد دل كرده و به هيچ نتيجه اى نرسيده قاطعانه تصميم گرفته بريم پيش مشاور. منتها ميخوام بدونم مشاور اگه مشكلاتو بهش بگم احيانا در موردش با شوهرم صحبت خواهد كرد يا نه؟ چون نمى خوام اون چيزى بدونه.


    با سلام

    بسیار تحسینت می کنم برای این جملاتت . این نشون دهنده این هست که شما در زندگی دچار غافلگیری شدید یعنی بدون آمادگی و صرفاً رمانتیک ازدواج کردی و زود هم بدون آمادگی و درک مناسبی از زندگی مشترک بچه دار شدی و ...... لذا همه چیز را از چشم همسرت می بینی . اما ته دلت خودت از این احساسات منفی از این بی احساسیت نسبت به همسر و فرزندت ناراضی هستی و این خوبه . اینکه به فکر حلش هستی خیلی خیلی خوب هست از این جهت که بهت انگیزه عمل می دهد .

    تصمیمیت برای مشاوره حضوری هم بسیار عالی هست و همانطور که کیت کت اشاره کرد بهتر هست که یک مشاور مطمئن و ترجیحاً زن پیدا کنی و از همان اول هم بگویی قصد داری خودت را تغییر دهی و زندگیت را بازسازی کنی .

    عشق زیاد همسرت و خرج احساساتش نسبت به شما هم آفتی هست که شما را بی تفاوت کرده . بهتره با درک درست این عشق با تصور اینکه اگر نبود و با کسی زندگی می کردی که مثل بعضی از خانمهایی که آمده اند تالار و از بی تفاوتی همسرانشان و عدم احساس ورزیشان گفته اند می بود چطور بود ؟؟؟

    واقعیت این هست که وقتی درک عمیقی از زندگی و ضرورتهایش و مهارتها و همسری نداشته باشیم از هرچه که داریم ناراضی هستیم و دنبال آنچه فکر می کنیم نداریم هستیم و هدر می دهیم فرصتهای لذت بردن از آنچه داریم را و به آنچه چشم دوخته ایم هم نمی توانیم برسیم چون شدنی نیست .

    شما هم از بودن با همسرت ، پسرت و لحظه لحظه زندگیت لذت نمی بری و حسرت تصوراتت را می خوری تصور همسری بهتر که می توانستی داشته باشی و موقعیتی بهتر و ..... ولی آیا اکنون می شود به آن تصورات رسید ... خودت هم فهمیده ای که خیر پس چرا امروز را فدای ای کاش ها می کنی . به این فکر نمی کنی این روزهای عمر است که از دست می رود ؟ خدای ناکرده اگر برای امروزمان فردایی در کار نباشد ( یک لحظه تصورش را بکنیم که فردا آخرین روز زندگی ماست ) بنگریم که چگونه گذرانده ایم ؟ ...... اگر می گوییم ای وای چرا بهتر از این استفاده نکردم بدانیم که بهتر است امروز را دریابیم و از داشته هایمان لذت ببریم و کوتاهی نکنیم که کوتاهی را درمانی نیست .

    بر لب جویی نشین و گذر عمر ببین
    کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

    مشاوره که رفتی بخواه که راه کار عملیاتی دهد و به شدت عمل گرا باش ما هم در حد توانمان بهت کمک می کنیم که زندگی را طوری دیگر ببینی





  20. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    mehdi1392 (یکشنبه 11 آبان 93), Pinaar (یکشنبه 11 آبان 93), reihane_b (دوشنبه 12 آبان 93), SpecialBoy (سه شنبه 13 آبان 93), گوش ماهی (چهارشنبه 14 آبان 93), واحد (چهارشنبه 14 آبان 93), سوده 82 (سه شنبه 13 آبان 93)


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.