به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 تیر 94 [ 02:51]
    تاریخ عضویت
    1393-8-11
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    701
    سطح
    14
    Points: 701, Level: 14
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من خودمم برای خودم متاسفم. دلم به حال پسرم و شوهرم میسوزه. اما عشق و محبت که زورکی نمیشه. من بچه بودم عقلم نمی رسید. فکر می کردم ازدواج کنم زندگیم از این رو به اون رو میشه. نه من با عشق ازدواج نکردم. با عشق یک طرفه ازدواج کردم. من بدم میاد ازش. از بوش از صداش از بودنش بدم میاد. اگه نباشه تو خونه من از خوشحالی عروسی می گیرم. من حتی وقت نمی کنم بشینم برای خودم یه کتاب بخونم. یه بیرون برم قدم بزنم. دارم فیلم می بینم ایراد می گیره. کتاب میخونم ایراد می گیره. می خوابم ایراد می گیره. میگه به من محبت کن. میگه به من عشق بده. منو بغل کن، فلان کن بیسار کن. راه میره تو خونه میگه چی شده؟ بیا با من حرف بزن! نمی فهمه درد من خودشه. من حوصله حرف زدن ندارم. من دلم نمیخوادش. از این که تو این سن یه پسر هشت ساله دارم ناراضیم. من نمیخواستم بچه دار شم. شوهرم خداروشکر پدر خوبیه. اگه من نباشم تو زندگی پسرم اون هم براش مادری می کنه هم پدری. میدونم دارم در نهایت پستی این حرفارو میزنم. اما اینا واقعا حرف دلمه. من نمیتونم. اون آقا رو دوست دارم. صبح تا شب دارم بهش فکر می کنم. دست از پا خطا نکردم که روم نشه تو چشمهای پسرم و شوهرم نگاه کنم. فقط فهمیدم خاک بر سرم شده که نمیتونم از وجود کسی که دوسش دارم، به خاطر وجود اونها تو زندگیم بهره ببرم.
    چه موقعیتی دارم؟ زیبایی و جوونی. همسرم چی؟ پز دادن با این موقعیت من که حتی وقتی قرار کاری داره منو با خودش میبره تا همکاراش مدام از من تعریف کنن و بیشتر تو چشم من فرو کنند که ما دوتا چرا اصلا به هم نمی خوریم! که من واسه چی یه پسری دارم که امسال داره میره کلاس دوم!
    نه اون اقا نمیدونست من متاهلم. من بهش نگقتم چون آدم خوب و شریفی بود. و بعد هم که دبدم قضیه داره بیخ پیدا می کنه مثل یه سایه از زندگیش محو شدم. از همه نظر با شوهر من فرق داره. تیپش، ظاهرش، مهربونی و محبتش که زوری نیست. همسر من یه مرد چاق سیگاریه که مدام دلش میخواد من مثل پروانه دور اون و پسرم بگردم. مرد خوبیه. ولی جذابیت نداره. همه آدمها چه دور چه نزدیک یه جوری با تیکه و متلک دارن به من میفهمونن که من چقدر خام شدم زن همچین مردی شدم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Pinaar تشکرکرده است .

    مامان فربد (دوشنبه 12 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.