.
- - - Updated - - -
Rosa جان، "کارن هورنای" که یک خانم روانکاو آلمانی است، معتقده:
خیلی از این مسایل ریشه در کودکی ما داره.
وقتی در کودکی تحقیر ، زور و فشار ، مورد توجه قرار نگرفتن ، نبود احساس امنیت ، سختگیری بیش از حد یا حمایت بیش از حد ، فقدان محبت صادقانه رو تجربه کرده باشیم،
اینها همه باعث میشن که کودک احساس اضطراب دائمی داشته باشه و دنبال راه حل بگرده
درنتیجه سه تا راه حل در پیش می گیره:
یا مهرطلب میشه و سعی میکنه زیر چتر حمایت یه فرد قوی بره
یا برتری طلب میشه و قدرتشو نشون میده تا از آزار بقیه در امان باشه
یا عزلت طلب میشه و میگه به کسی کاری ندارم تا اونا هم به من کاری نداشته باشن
حالا این میشه درام زندگی ما و تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنه
یه فرد مهرطلب مدام به دیگران تکیه میکنه و سعی داره به هر وسیله ممکن اونها رو خوشحال و راضی نگه داره
همیشه حس میکنه نیازمند کمک و حمایت اتکایی است
باور نداره که خودش به تنهائی از عهده کارها و اداره زندگیش بر بیاید.
ولی من فکر میکنم شما اونقدر توانایی و استعداد دارید که با پرورش اونها از جمله مهارتهای ارتباطی می تونید تموم مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.
اگه ما فکرکنیم نیاز داریم رضایت دیگران رو جلب کنیم تا حمایت و احترام اونا رو بدست بیاریم و زیر بار تعدی و زور دیگران بریم، در اونصورت همیشه احساس اجحاف و پایمال شدن حقمونو میکنیم
اگه حس کنیم دارن بهمون زور میگن و به حقمون داره اجحاف میشه ، طبیعیه که نسبت به آدما حس عناد پیدا می کنیم
ولی اغلب، این عناد رو بروز نمی دهیم و مثل آتش زیر خاكستر اون رو حفظ می کنیم. مگر در مواقعی که کاسه صبرمون لبریز شده و حالت انفجاری و پرخاش پیدا می کنیم و عکس العمل شدید نشان می دهیم.
سه روز قبل "عشق آفرین" در پست 10 این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-36111.html#post358267
حرف خوبی زد:
البته هر انسانی از آدم زور گو بدش میاد و کینه داره ولي اگه ما رفتار مهر طلبانه داشته باشیم، چون نمیتونیم جرات مندانه و بالغانه احقاق حق کنیم، مدام حس میکنیم داریم از افراد ظالم آزار میبینیم و همیشه احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کنیم.
کارن هورنای تو کتاب عصبیت و رشد آدمی میگه:
درواقع یه مهرطلب باخودش میگه چون من ضعیف هستم (مهرطلبها خودشونو قبول ندارن و اعتمادبنفس ندارن)، پس دیگران باید طوری با من رفتار کنن که من احساس کنم فرد مفید و خوبی هستم.
و هورنای به این میگه توقع عصبی.
خوب این توقعات عصبی در دنیای بیرون ما برآورده نمیشن
مثلاً شاید خیلی از ما آدمها ، انتظار داشته باشیم که همه با ما محترمانه برخورد کنن
خوب وقتی مردم این کارو نکنن، کینه زیادی نسبت به آدمهای اطرافمون حس میکنیم. فکر میکنیم آخه چرا اونا توقعات مونو برآورده نمی کنن؟ چرا به ما احترام نمیذارن؟
یعنی اینطور نیست که همیشه یک زورگو و ظالم یک جائی وجود داره و دائم ما رو آزار ميده بلكه توقعات عصبي و برآورده نشده ما اين احساسها را در ما ایجاد میکنه.
اگه انتظاراتمون رو برآورده نکنن احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کنیم
تو یه سایت خوندم که مهرطلبي در ميان ايراني ها روحيه غالب بشمار مي ره
و فرد گرفتـار آن، بـه اصطلاح هم چوب را مي خورد و هم پياز را!
يعني زحمت انجام و ارائه خدماتي را به خود همـوار مـي كنـد، ولـي از آنچه انجام داده است ناراضي مي شود و احساس اجحاف مي كند .
برای درمانش هم کارن هورنای میگه همین که ما به این احساسات و دلایلش آگاه بشیم، باعث میشه این احساسات در ما از بین بره
Rosa جان در مورد خویشتن دوستی هم یه مطالعه ای بکنین
در این آدرس:
http://www.ktark.com/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85
کاربر عزیزی بنام "حسن یوسف" مطالب جالبی از کتاب خانم "لوئیز ال هی" در مورد خویشتن دوستی گذاشته که خیلی جالب و خواندنیه
من خودم اخیراً در مورد خویشتن دوستی مطالعه کردم و واقعا باید بگم کمک خیلی زیادی به من کرد.
و از اونجا شروع شد که تو سایت همدردی بعضی ها توصیه کرده بودن که در مورد خویشتن دوستی بخونیم. از همشون ممنونم
آرزو می کنم Rosa-c ی عزیز همیشه موفق و پرانرژی و شاداب باشید.
- - - Updated - - -
Rosa جان، "کارن هورنای" که یک خانم روانکاو آلمانی است، معتقده:
خیلی از این مسایل ریشه در کودکی ما داره.
وقتی در کودکی تحقیر ، زور و فشار ، مورد توجه قرار نگرفتن ، نبود احساس امنیت ، سختگیری بیش از حد یا حمایت بیش از حد ، فقدان محبت صادقانه رو تجربه کرده باشیم،
اینها همه باعث میشن که کودک احساس اضطراب دائمی داشته باشه و دنبال راه حل بگرده
درنتیجه سه تا راه حل در پیش می گیره:
یا مهرطلب میشه و سعی میکنه زیر چتر حمایت یه فرد قوی بره
یا برتری طلب میشه و قدرتشو نشون میده تا از آزار بقیه در امان باشه
یا عزلت طلب میشه و میگه به کسی کاری ندارم تا اونا هم به من کاری نداشته باشن
حالا این میشه درام زندگی ما و تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنه
یه فرد مهرطلب مدام به دیگران تکیه میکنه و سعی داره به هر وسیله ممکن اونها رو خوشحال و راضی نگه داره
همیشه حس میکنه نیازمند کمک و حمایت اتکایی است
باور نداره که خودش به تنهائی از عهده کارها و اداره زندگیش بر بیاید.
ولی من فکر میکنم شما اونقدر توانایی و استعداد دارید که با پرورش اونها از جمله مهارتهای ارتباطی می تونید تموم مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.
اگه ما فکرکنیم نیاز داریم رضایت دیگران رو جلب کنیم تا حمایت و احترام اونا رو بدست بیاریم و زیر بار تعدی و زور دیگران بریم، در اونصورت همیشه احساس اجحاف و پایمال شدن حقمونو میکنیم
اگه حس کنیم دارن بهمون زور میگن و به حقمون داره اجحاف میشه ، طبیعیه که نسبت به آدما حس عناد پیدا می کنیم
ولی اغلب، این عناد رو بروز نمی دهیم و مثل آتش زیر خاكستر اون رو حفظ می کنیم. مگر در مواقعی که کاسه صبرمون لبریز شده و حالت انفجاری و پرخاش پیدا می کنیم و عکس العمل شدید نشان می دهیم.
سه روز قبل "عشق آفرین" در پست 10 این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-36111.html#post358267
حرف خوبی زد:
البته هر انسانی از آدم زور گو بدش میاد و کینه داره ولي اگه ما رفتار مهر طلبانه داشته باشیم، چون نمیتونیم جرات مندانه و بالغانه احقاق حق کنیم، مدام حس میکنیم داریم از افراد ظالم آزار میبینیم و همیشه احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کنیم.
کارن هورنای تو کتاب عصبیت و رشد آدمی میگه:
درواقع یه مهرطلب باخودش میگه چون من ضعیف هستم (مهرطلبها خودشونو قبول ندارن و اعتمادبنفس ندارن)، پس دیگران باید طوری با من رفتار کنن که من احساس کنم فرد مفید و خوبی هستم.
و هورنای به این میگه توقع عصبی.
خوب این توقعات عصبی در دنیای بیرون ما برآورده نمیشن
مثلاً شاید خیلی از ما آدمها ، انتظار داشته باشیم که همه با ما محترمانه برخورد کنن
خوب وقتی مردم این کارو نکنن، کینه زیادی نسبت به آدمهای اطرافمون حس میکنیم. فکر میکنیم آخه چرا اونا توقعات مونو برآورده نمی کنن؟ چرا به ما احترام نمیذارن؟
یعنی اینطور نیست که همیشه یک زورگو و ظالم یک جائی وجود داره و دائم ما رو آزار ميده بلكه توقعات عصبي و برآورده نشده ما اين احساسها را در ما ایجاد میکنه.
اگه انتظاراتمون رو برآورده نکنن احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کنیم
تو یه سایت خوندم که مهرطلبي در ميان ايراني ها روحيه غالب بشمار مي ره
و فرد گرفتـار آن، بـه اصطلاح هم چوب را مي خورد و هم پياز را!
يعني زحمت انجام و ارائه خدماتي را به خود همـوار مـي كنـد، ولـي از آنچه انجام داده است ناراضي مي شود و احساس اجحاف مي كند .
برای درمانش هم کارن هورنای میگه همین که ما به این احساسات و دلایلش آگاه بشیم، باعث میشه این احساسات در ما از بین بره
Rosa جان در مورد خویشتن دوستی هم یه مطالعه ای بکنین
در این آدرس:
http://www.ktark.com/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85
کاربر عزیزی بنام "حسن یوسف" مطالب جالبی از کتاب خانم "لوئیز ال هی" در مورد خویشتن دوستی گذاشته که خیلی جالب و خواندنیه
من خودم اخیراً در مورد خویشتن دوستی مطالعه کردم و واقعا باید بگم کمک خیلی زیادی به من کرد.
و از اونجا شروع شد که تو سایت همدردی بعضی ها توصیه کرده بودن که در مورد خویشتن دوستی بخونیم. از همشون ممنونم
آرزو می کنم Rosa-c ی عزیز همیشه موفق و پرانرژی و شاداب باشید.
- - - Updated - - -
Rosa جان، "کارن هورنای" که یک خانم روانکاو آلمانی است، معتقده:
خیلی از این مسایل ریشه در کودکی ما داره.
وقتی در کودکی تحقیر ، زور و فشار ، مورد توجه قرار نگرفتن ، نبود احساس امنیت ، سختگیری بیش از حد یا حمایت بیش از حد ، فقدان محبت صادقانه رو تجربه کرده باشیم،
اینها همه باعث میشن که کودک احساس اضطراب دائمی داشته باشه و دنبال راه حل بگرده
درنتیجه سه تا راه حل در پیش می گیره:
یا مهرطلب میشه و سعی میکنه زیر چتر حمایت یه فرد قوی بره
یا برتری طلب میشه و قدرتشو نشون میده تا از آزار بقیه در امان باشه
یا عزلت طلب میشه و میگه به کسی کاری ندارم تا اونا هم به من کاری نداشته باشن
حالا این میشه درام زندگی ما و تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنه
یه فرد مهرطلب مدام به دیگران تکیه میکنه و سعی داره به هر وسیله ممکن اونها رو خوشحال و راضی نگه داره
همیشه حس میکنه نیازمند کمک و حمایت اتکایی است
باور نداره که خودش به تنهائی از عهده کارها و اداره زندگیش بر بیاید.
ولی من فکر میکنم شما اونقدر توانایی و استعداد دارید که با پرورش اونها از جمله مهارتهای ارتباطی می تونید تموم مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.
اگه ما فکرکنیم نیاز داریم رضایت دیگران رو جلب کنیم تا حمایت و احترام اونا رو بدست بیاریم و زیر بار تعدی و زور دیگران بریم، در اونصورت همیشه احساس اجحاف و پایمال شدن حقمونو میکنیم
اگه حس کنیم دارن بهمون زور میگن و به حقمون داره اجحاف میشه ، طبیعیه که نسبت به آدما حس عناد پیدا می کنیم
ولی اغلب، این عناد رو بروز نمی دهیم و مثل آتش زیر خاكستر اون رو حفظ می کنیم. مگر در مواقعی که کاسه صبرمون لبریز شده و حالت انفجاری و پرخاش پیدا می کنیم و عکس العمل شدید نشان می دهیم.
سه روز قبل "عشق آفرین" در پست 10 این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-36111.html#post358267
حرف خوبی زد:
البته هر انسانی از آدم زور گو بدش میاد و کینه داره ولي اگه ما رفتار مهر طلبانه داشته باشیم، چون نمیتونیم جرات مندانه و بالغانه احقاق حق کنیم، مدام حس میکنیم داریم از افراد ظالم آزار میبینیم و همیشه احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کنیم.
کارن هورنای تو کتاب عصبیت و رشد آدمی میگه:
درواقع یه مهرطلب باخودش میگه چون من ضعیف هستم (مهرطلبها خودشونو قبول ندارن و اعتمادبنفس ندارن)، پس دیگران باید طوری با من رفتار کنن که من احساس کنم فرد مفید و خوبی هستم.
و هورنای به این میگه توقع عصبی.
خوب این توقعات عصبی در دنیای بیرون ما برآورده نمیشن
مثلاً شاید خیلی از ما آدمها ، انتظار داشته باشیم که همه با ما محترمانه برخورد کنن
خوب وقتی مردم این کارو نکنن، کینه زیادی نسبت به آدمهای اطرافمون حس میکنیم. فکر میکنیم آخه چرا اونا توقعات مونو برآورده نمی کنن؟ چرا به ما احترام نمیذارن؟
یعنی اینطور نیست که همیشه یک زورگو و ظالم یک جائی وجود داره و دائم ما رو آزار ميده بلكه توقعات عصبي و برآورده نشده ما اين احساسها را در ما ایجاد میکنه.
اگه انتظاراتمون رو برآورده نکنن احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کنیم
تو یه سایت خوندم که مهرطلبي در ميان ايراني ها روحيه غالب بشمار مي ره
و فرد گرفتـار آن، بـه اصطلاح هم چوب را مي خورد و هم پياز را!
يعني زحمت انجام و ارائه خدماتي را به خود همـوار مـي كنـد، ولـي از آنچه انجام داده است ناراضي مي شود و احساس اجحاف مي كند .
برای درمانش هم کارن هورنای میگه همین که ما به این احساسات و دلایلش آگاه بشیم، باعث میشه این احساسات در ما از بین بره
Rosa جان در مورد خویشتن دوستی هم یه مطالعه ای بکنین
در این آدرس:
http://www.ktark.com/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85
کاربر عزیزی بنام "حسن یوسف" مطالب جالبی از کتاب خانم "لوئیز ال هی" در مورد خویشتن دوستی گذاشته که خیلی جالب و خواندنیه
من خودم اخیراً در مورد خویشتن دوستی مطالعه کردم و واقعا باید بگم کمک خیلی زیادی به من کرد.
و از اونجا شروع شد که تو سایت همدردی بعضی ها توصیه کرده بودن که در مورد خویشتن دوستی بخونیم. از همشون ممنونم
آرزو می کنم Rosa-c ی عزیز همیشه موفق و پرانرژی و شاداب باشید.
- - - Updated - - -
Rosa جان، "کارن هورنای" که یک خانم روانکاو آلمانی است، معتقده:
خیلی از این مسایل ریشه در کودکی ما داره.
وقتی در کودکی تحقیر ، زور و فشار ، مورد توجه قرار نگرفتن ، نبود احساس امنیت ، سختگیری بیش از حد یا حمایت بیش از حد ، فقدان محبت صادقانه رو تجربه کرده باشیم،
اینها همه باعث میشن که کودک احساس اضطراب دائمی داشته باشه و دنبال راه حل بگرده
درنتیجه سه تا راه حل در پیش می گیره:
یا مهرطلب میشه و سعی میکنه زیر چتر حمایت یه فرد قوی بره
یا برتری طلب میشه و قدرتشو نشون میده تا از آزار بقیه در امان باشه
یا عزلت طلب میشه و میگه به کسی کاری ندارم تا اونا هم به من کاری نداشته باشن
حالا این میشه درام زندگی ما و تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنه
یه فرد مهرطلب مدام به دیگران تکیه میکنه و سعی داره به هر وسیله ممکن اونها رو خوشحال و راضی نگه داره
همیشه حس میکنه نیازمند کمک و حمایت اتکایی است
باور نداره که خودش به تنهائی از عهده کارها و اداره زندگیش بر بیاید.
ولی من فکر میکنم شما اونقدر توانایی و استعداد دارید که با پرورش اونها از جمله مهارتهای ارتباطی می تونید تموم مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.
اگه ما فکرکنیم نیاز داریم رضایت دیگران رو جلب کنیم تا حمایت و احترام اونا رو بدست بیاریم و زیر بار تعدی و زور دیگران بریم، در اونصورت همیشه احساس اجحاف و پایمال شدن حقمونو میکنیم
اگه حس کنیم دارن بهمون زور میگن و به حقمون داره اجحاف میشه ، طبیعیه که نسبت به آدما حس عناد پیدا می کنیم
ولی اغلب، این عناد رو بروز نمی دهیم و مثل آتش زیر خاكستر اون رو حفظ می کنیم. مگر در مواقعی که کاسه صبرمون لبریز شده و حالت انفجاری و پرخاش پیدا می کنیم و عکس العمل شدید نشان می دهیم.
سه روز قبل "عشق آفرین" در پست 10 این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-36111.html#post358267
حرف خوبی زد:
البته هر انسانی از آدم زور گو بدش میاد و کینه داره ولي اگه ما رفتار مهر طلبانه داشته باشیم، چون نمیتونیم جرات مندانه و بالغانه احقاق حق کنیم، مدام حس میکنیم داریم از افراد ظالم آزار میبینیم و همیشه احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کنیم.
کارن هورنای تو کتاب عصبیت و رشد آدمی میگه:
درواقع یه مهرطلب باخودش میگه چون من ضعیف هستم (مهرطلبها خودشونو قبول ندارن و اعتمادبنفس ندارن)، پس دیگران باید طوری با من رفتار کنن که من احساس کنم فرد مفید و خوبی هستم.
و هورنای به این میگه توقع عصبی.
خوب این توقعات عصبی در دنیای بیرون ما برآورده نمیشن
مثلاً شاید خیلی از ما آدمها ، انتظار داشته باشیم که همه با ما محترمانه برخورد کنن
خوب وقتی مردم این کارو نکنن، کینه زیادی نسبت به آدمهای اطرافمون حس میکنیم. فکر میکنیم آخه چرا اونا توقعات مونو برآورده نمی کنن؟ چرا به ما احترام نمیذارن؟
یعنی اینطور نیست که همیشه یک زورگو و ظالم یک جائی وجود داره و دائم ما رو آزار ميده بلكه توقعات عصبي و برآورده نشده ما اين احساسها را در ما ایجاد میکنه.
اگه انتظاراتمون رو برآورده نکنن احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کنیم
تو یه سایت خوندم که مهرطلبي در ميان ايراني ها روحيه غالب بشمار مي ره
و فرد گرفتـار آن، بـه اصطلاح هم چوب را مي خورد و هم پياز را!
يعني زحمت انجام و ارائه خدماتي را به خود همـوار مـي كنـد، ولـي از آنچه انجام داده است ناراضي مي شود و احساس اجحاف مي كند .
برای درمانش هم کارن هورنای میگه همین که ما به این احساسات و دلایلش آگاه بشیم، باعث میشه این احساسات در ما از بین بره
Rosa جان در مورد خویشتن دوستی هم یه مطالعه ای بکنین
در این آدرس:
http://www.ktark.com/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85
کاربر عزیزی بنام "حسن یوسف" مطالب جالبی از کتاب خانم "لوئیز ال هی" در مورد خویشتن دوستی گذاشته که خیلی جالب و خواندنیه
من خودم اخیراً در مورد خویشتن دوستی مطالعه کردم و واقعا باید بگم کمک خیلی زیادی به من کرد.
و از اونجا شروع شد که تو سایت همدردی بعضی ها توصیه کرده بودن که در مورد خویشتن دوستی بخونیم. از همشون ممنونم
آرزو می کنم Rosa-c ی عزیز همیشه موفق و پرانرژی و شاداب باشید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)