دوستان از همگی شما که در حل اختلاف پیش آمده کمکم می کنید نهایت تشکر رو دارم.
دوست عزیز خانم رزا ما با هم اختلاف خانوادگی نداشتیم فقط رفت آمد خانوادگیمون خیلی کم بود .
متاسفانه بعضی رفتارها هست که به مرور زمان خودشون رو نشون میدن و در طول دوران عقد بود که من به ماهیت و روش زندگی خانواده همسرم پی بردم. ما کلا سطح فرهنگی متفاوت داریم چیزهایی که از نظر من و خانواده ام مهمه از نظر اونها خیلی پیش پا افتاده است و اصلا مهم نیست اونها به رفت و آمدخانوادگی و تعاملات اجتماعی بها نمیدن..متاسفانه همسر من با بروز اوضاع وخیم اقتصادی جهت بهبود شرایط کاری نمیکنه کسی که کل حقوقش میره برای پولی که نیست خونه نداره و حمایت مالی هم از طرف خانواده نمیشه (چون خانواده هم چیزی ندارن که بخوان حمایت کنن )باید بفکر اصلاح اوضاع بشه خداوند قادر هست ولی از قدیم گفتن از تو حرکت از خدا برکت . کل دوران عقد اون با یک فرد غریبه هیچ فرقی نداشت مثل اینکه اومده بوده بود مسافرخونه و من و خانواده ام موظف بودیم بهش سرویس بدیم تنها کار من این بود که حرص خوردم هربار باهزار شیوه باهاش صحبت کردم ولی متاسفانه حرکت مثبتی از اون ندیدیم آخر سر هم کار به گوشه و کنایه می رسید وقتی پدرخانواده اش میگه شما توی دوران عقدین و مشکلات شما رو باید پدرتون و خانواده اتون حل کنه از پسرش انتظار بیشتری نمیشه داشت متاسفانه کل این ایام حس نکردم که همسری دارم حالا هم دیگه دلم نمیخواد حرکتی برای بهبود اوضاع بکنم .کل کارم شده مطالعه کتاب و خودندن مقالات سایت اما متاسفانه دل و داغی برام نمونده بیشتر افکارم منفی هست که کل ذهنم رو پرکرده حالا سعی میکنم بهش فکر نکنم اما واقعا توی برزخم .یه جوری بجای حل مسئله دارم صورت مساله رو پاک میکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)