حالا من ازطرف شوهرم می نویسم .
خانم من فرد معتقدی هست.
باهوش وریرک هست.
اهل زندگی کردن هست.
تاحالا قهرنکرده برودخانه ی باباش.
ظاهرش خوب است.
قدش بلندهست.
شایددرظاهرسروصداراه بندازدولی ته دلش مهربون است.
وقتش راهدرنمی دهد.
به خاطرتربیت بچه هادرسش را کم کرد.
باوضع بداقتصادی من ساخته است.
به سروظاهرخودش درحدتوان می رسد.
اگربچه هابذارندتوی سلیقه وآشپزی کم نمی ذارد.
خییییییییییلی پاک است وکاملاو100درصدوفاداربه زندگی یعنی ارتباط بانامحرم اصلا چون مومن است.
مهربون ودوست داشتنی وفداکاراست.
زخم زبونهاونیش وطعنه های مادرم راتحمل کرده است.به به چه زن خوبی
آهان نکته ی مهم یادم رفت رابطه ی جنسی اش الآن بامن خوب است(اولاش 2سال طول کشیدتاعروسی کردیم چون من هیچ علاقه ای به رابطه ی کامل نداشتم یعنی بحثش فرق می کنه من به خاطرچشم وگوش بسته بودنم هیچی بلدنبودم وبدم می اومد)تابااجازتون بافیلمهای کذایی کامپیوترشوهرم مشکل حل شد.







.
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)