به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 76

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تقدیر نمایش پست ها
    خدایا ا ا ا ا ا ابه فریادم برس
    خیلی ناراحتم.خیلی دلم سوخته.مگه من چقدر بد بودم؟مگه چقدر غیر قابل تحمل بودم؟یعنی اصن کارای خوب در حق این آدم نکردم؟یعنی دوست داشتن من اصلا واسش ارزش نداشت؟من که همیشه فکر و ذکرم خوشحال کردن و رضایت اون بور منکه تا تونستم باهاش همراهی کردم .مگه تو بقیه زندگیا اختلاف نظر نیست؟خدایا ا ا ا اآخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    دیشب بابام به دایی شوهر زنگ زدن که تکلیفمونو بدونیم بعد ایشون رفته بودن با خواهرشون و شوهرم صحبت کرده بودن .یه حرفایی زدن اصلا شاخ در آوردم تا تونستن حرفای بیخود بهم بستند.که تنبله بی خیاله بی محلی کرده بی احترامی کرده.به خدا من نه تنها این کارا رو نکردم تازه از اونوری هم بودم یعنی فقط سعی ام این بوده راضی باشن کارایی بکنم که شوهرم دوست داره .تازه داییه با این همه ادعای فضل و منطق برگشته میگه دخترتون از وقتی اومدن چه تلاشی واسه برگردوندن زندگیش کرده؟.آقا من خنگم نمیفهمم یا واقعا اینا یه حرفایه مسخره میزنن؟شوهرم مدام میگفت نمیخوام تمومش کنیم مادر شوهرم با نقشه منو از همون اتاق انداخت بیرون حالا تازه بعد اینکه مشاور کلی رو من کار کرده که انقد تقلا نکن تلاش بی خود نکن فایده نداره برگشتن میگن چه تلاشی کرد!؟آخه این آقا یه لحظه از خودش نمیپرسه این پسر چه تلاشی کرد؟نه تو این مدت تو کل این زندگی.به صرف حرف که نمیشه یکیو قبول و یکیو رد کرد.من وقتی میگم تلاش کردم یعنی کارای عملی انجام دادم آخ خدا چقدر دلم سوخته.
    توروخدا شما یه نظری بدین همش به خودم میگم شاید من دارم اشتباه میکنم شاید اون حق داره.دارم دیوونه میشم
    عزیزم،اگه مشاور به تو گفته همسرت خودشیفته هست که تو نباید خودتو سرزنش کنی.برو خصوصیات آدمهای خودشیفته رو بخون.اگه واقعا تشخیص مشاور درست باشه که تو همین که هفت سال باهاش زندگی کردی شاهکار کردی.من خودم تجربه برخورد با یه آدم خودشیفته رو دارم.(یکی از خواستگارام.البته اون موردش حاد بود)من به یه مشاور مراجعه کردم تا مطمئن بشم میتونم باهاش ازدواج کنم یانه.مشاور بهم گفت به هیچ وجه باهاش ازدواج نکن.گفت حتی با یه خودشیفته معمولی هم زندگی سخته چه برسه به این.بعدم گفت که اینجور آدمها رفتار طرف مقابل رو زیر ذره بین قرار میدن.و تو اگه کار مثبتی هم براشون بکنی این براشون هیچ ارزشی نداره و دلیلی بر خوب بودن تو نیست.البته همه اینا در صورتی درسته که شوهر تو واقعا خودشیفته باشه.در این صورت تو اصلا نباید خودتو سرزنش کنی.من کاملا درک میکنم که تو همه کاری براش کردی و اینا کوچکترین ارزشی برای او وخانوادش نداشته و اینها رو به حساب ضعف تو گذاشتن.
    راستی میگن آدمهای که جذب افراد خودشیفته میشن اعتماد به نفس کمی دارن.پس احتمالا باید روی اعتماد به نفستم کار کنی عزیزم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده است .

    رزا (پنجشنبه 24 مهر 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 96 [ 12:23]
    تاریخ عضویت
    1393-6-30
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    3,791
    سطح
    38
    Points: 3,791, Level: 38
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    که اینجور آدمها رفتار طرف مقابل رو زیر ذره بین قرار میدن.و تو اگه کار مثبتی هم براشون بکنی این براشون هیچ ارزشی نداره و دلیلی بر خوب بودن تو نیست.البته همه اینا در صورتی درسته که شوهر تو واقعا خودشیفته باشه.در این صورت تو اصلا نباید خودتو سرزنش کنی.من کاملا درک میکنم که تو همه کاری براش کردی و اینا کوچکترین ارزشی برای او وخانوادش نداشته و اینها رو به حساب ضعف تو گذاشتن.
    راستی میگن آدمهای که جذب افراد خودشیفته میشن اعتماد به نفس کمی دارن.پس احتمالا باید روی اعتماد به نفستم کار کنی عزیزم.[/quote]

    آنیتای عزیز حرفتون کاملا درسته واقعا زندگی کردن با اینجور آدما سخته چون هر کاری میکنی راضی نمیشن و به چشمشون نمیاد من حاضر شدم با خانوادش تو یه خونه زندگی کنم تمام جهیزیه امو جمع کردم تو یه خونه نیمه ساز با خاک یکسان شد اون جهیزیه خراب و شگسته ولی باخودم گفتم وسیله مهم نیست مهم همراهی من تو زندگی با شوهرمه تو یه اتاق فقط با یه تخت و کمد دیگه حتی حمامم مشترک بود ببین چه وضعی بود.ولی مادر شوهرم و شوهرم برگشتن بهم گفتن تو که کار خاصی نکردی که!!!واگه خودشون یه کاری میکردن خیلی ناچیزم که بود من که اولا دوهزار دفه تشکر میکردمو شوهرمو واسه هرکاریش بالا میبردم ولی اونا انقدر از خودشون تعریف میکردن که نگو البته من عکس العمل خاصی انجام نمیدادم رفتارای مادر شوهرمو کاری نداشتم میگفتم بذار هرجور میخواد باشه به من مربوط نیست ولی شوهرم هم از اون نشیت میگرفت وقتی قهر میکرد اصلا محل دیگه نمیذاشت تا برم نازشو بکشم یه وقتی بود بهش گفتم یه جوری رفتار میکنی حس میکنم منت سرم گذاشتی داری باهام حرف میزنی و اونم راحت گفت معلومه.من اوایل بهش میگفتم از سر غرور با من رفتار نکن ولی بعدا فهمیدم این غرور ناشی از همون خود شیفتگیه حتی قبل از اینکه مشاورم بهم بگه فهمیده بودم خود شیفته است ولی چیز ی که هست اینه که اولا با خودم میگم خب هرکی یه نقطه ضعفی داره ولی خب شوهرم یه کارای باب میل منم انجام میداد هرچند کم بعدشم همش الان اون کار خوبا میاد تو ذهنم .نمیدونمز چرا اون اذیتا نمیاد تو ذهنم؟

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تقدیر نمایش پست ها
    که اینجور آدمها رفتار طرف مقابل رو زیر ذره بین قرار میدن.و تو اگه کار مثبتی هم براشون بکنی این براشون هیچ ارزشی نداره و دلیلی بر خوب بودن تو نیست.البته همه اینا در صورتی درسته که شوهر تو واقعا خودشیفته باشه.در این صورت تو اصلا نباید خودتو سرزنش کنی.من کاملا درک میکنم که تو همه کاری براش کردی و اینا کوچکترین ارزشی برای او وخانوادش نداشته و اینها رو به حساب ضعف تو گذاشتن.
    راستی میگن آدمهای که جذب افراد خودشیفته میشن اعتماد به نفس کمی دارن.پس احتمالا باید روی اعتماد به نفستم کار کنی عزیزم.
    آنیتای عزیز حرفتون کاملا درسته واقعا زندگی کردن با اینجور آدما سخته چون هر کاری میکنی راضی نمیشن و به چشمشون نمیاد من حاضر شدم با خانوادش تو یه خونه زندگی کنم تمام جهیزیه امو جمع کردم تو یه خونه نیمه ساز با خاک یکسان شد اون جهیزیه خراب و شگسته ولی باخودم گفتم وسیله مهم نیست مهم همراهی من تو زندگی با شوهرمه تو یه اتاق فقط با یه تخت و کمد دیگه حتی حمامم مشترک بود ببین چه وضعی بود.ولی مادر شوهرم و شوهرم برگشتن بهم گفتن تو که کار خاصی نکردی که!!!واگه خودشون یه کاری میکردن خیلی ناچیزم که بود من که اولا دوهزار دفه تشکر میکردمو شوهرمو واسه هرکاریش بالا میبردم ولی اونا انقدر از خودشون تعریف میکردن که نگو البته من عکس العمل خاصی انجام نمیدادم رفتارای مادر شوهرمو کاری نداشتم میگفتم بذار هرجور میخواد باشه به من مربوط نیست ولی شوهرم هم از اون نشیت میگرفت وقتی قهر میکرد اصلا محل دیگه نمیذاشت تا برم نازشو بکشم یه وقتی بود بهش گفتم یه جوری رفتار میکنی حس میکنم منت سرم گذاشتی داری باهام حرف میزنی و اونم راحت گفت معلومه.من اوایل بهش میگفتم از سر غرور با من رفتار نکن ولی بعدا فهمیدم این غرور ناشی از همون خود شیفتگیه حتی قبل از اینکه مشاورم بهم بگه فهمیده بودم خود شیفته است ولی چیز ی که هست اینه که اولا با خودم میگم خب هرکی یه نقطه ضعفی داره ولی خب شوهرم یه کارای باب میل منم انجام میداد هرچند کم بعدشم همش الان اون کار خوبا میاد تو ذهنم .نمیدونمز چرا اون اذیتا نمیاد تو ذهنم؟[/quote]
    وای دقیقا،وقتی حرفاتو میخوندم یاد اون خواستگارم میفتم.اینکه کارهای خودشون رو بزرگ میکنن و کارهای طرف مقابل به چشمشون نمیاد.اون کارهای خوبی که میگی رو اوایل رابطه انجام میداد؟خوب آدمهای خودشیفته خیلی تمایل دارن که اول طرف مقابل رو جذب کنن و بعد به محض دیدن کوچکترین ابراز وجود یا مخالفتی از طرف مقابل شخصیت واقعی خودشون رو نشون میدن.منم دقیقا کارهای خوبش رو که سعی میکرد منو جذب کنه توی ذهنم میومد و اذیتم میکرد.ولی وقتی به این فکر میکردم که اون کارها از ته دلش نبوده و فقط برای به دست آوردن من بوده،دیگه فکر کردن بهش اذیتم نمیکنه.طبیعیه که فراموش کردن برای تو سخت تره چون به هر حال اون سالها همسرت بوده ولی من مطمءنم تو از عهدش بر میای.تو سعی خودتو کردی.کار دیگه ای از دستت برنمیومد.بیشتر از این خودتو برای کسی که لیاقتت رو نداشته آزارنده.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.