سلام.شرایط منم مثه شما بود.موقعی که من رفتم خواستگاری دختر خالم .نوزده سالم بود و نامزدم چهارده سالش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با داییم اینا رفتیم خونشون.گفتن یه هفته وقت می خوایم.بعد یه هفته م جواب دادن که قبوله.البته خود نامزدم زیاد راضی نبود.یعنی نمی تونست منو که پسر خالش بودم به عنوان شوهرش قبول کنه ولی الآن خدا رو شکر وضع بهتره.
حالا پیشنهاد من.شما بهتر بود همون اول به جریان رسمیت می دادید و می رفتید خواستگاری. حالا یه جوابی می دادند دیگه.بالاخره رسمیت داشت.تکلیفت معلوم بود.حالا هم اشکالی نداره با داییت حرف بزن بگو لااقل بزار یه بار بیام خواستگاری.ببینیم حرف حسابتون چیه!!!
من الآن یه ساله با دختر خالم نامزد کردم.قرارم نیست تا یه سال دو سال دیگه عقد کنیم.پس تو هم می تونی هم چین کاری کنی.یعنی اگه دختر داییت موافق وصلت با تو باشه یه نامزدی بکنید که مرغ از قفس نپره . بعد از اون یکی دو سال دیگه عقد کنید.
فقط یه نظر و شاید یه راه حل بود.تاپیکاتو دنبال می کنم.امیدوارم که خوشبخت بشی.گرچه فکر نکنم تو این تالار با اقبال بلندی روبرو بشی..تو موضوع هایی که من در رابطه با همین موضوع نامزدم و سن کمش گذاشتم اکثریت دوستان گفتن که کارت اشتباهه و باید می ذاشتی بزرگتر شه و شخصیتش شکل بگیره و از این حرفا..به هر حال من ادامه دادم.الآنم دوسش دارم و اونم دوسم داره تا حدی . بالاخره گذشت زمان لازمه.توکلم به خداست.توکلت به خدا باشه رفیق.یا علی








علاقه مندی ها (Bookmarks)