گرامی
از توجه شما خیلی ممنونم.
این که فرمودین تایید یک یا چند نفر، لازمه بگم که قراره در آخر این یه هفته که ارتباطی نباشه ایشون مشاوره هم برن... که من پیشنهاد دادم مشاوره دو نفره هم می تونیم بریم که در این مورد قرار شده همون موقع به من خبر بدن.
بله حق با شماست حداقل راجع به من که همین طوره. من ایشون رو ظرف یک ماه انتخاب کردم ! پس گویا پسرها زود انتخاب می کنن. اما تو موارد قبلی هم من با این که انتخاب می کردم اما در آخر با یه یه رفتار خاصی که میدیدم یا یه موردی که به دروغ جا زده بودن تصمیمم عوض میشد.
در مورد که فرمایشتون در مورد نگرانی ها و به اصطلاح این ور بوم یا اون ور بوم، چقدر خوب تشخیص دادین. اتفاقا من درگیر این موضوع هم هستم.
بینید من آدم احساسی هستم ولی در عین حال می تونم خودم رو جمع و جور کنم و اصلا نشون ندم. طوری که ایشون تو ملاقات های اول می گفت من خشکم و خیلی جدی به نظر میام. کم کم اخلاق خودم رو نشون دادم. وتو هر قرار ، ساعت آخر قرار شوخی می کردم و خلاصه خودم بودم و ایشون از این اخلاق من خوشش میومد. بعدا که جدی بودم یا یه بار که به خاطر این که فعلا آشنایی هستش کم محلی کردم خیلی ناراحت شدن. و انتظار داشتن ایشونو از ناراحتی خارج کنم. که همین کارم کردم بعدش.
می خوام بگم که خیلی دوست دارم چارچوب رو تو رابطه که در حال حاضر آشنایی هستو رعایت کنم ولی از این طرف ایشون احساس بدی نسبت به من پیدا می کنه. نه این که من رول بازی کنم، نه این که من احساسی هستم و حالات و رفتار طرفم رو تا اندازه زیادی درک می کنم و برام مهمه،این جزء شخصیت منه. ولی از این طرف توجه زیاد باعث مشکلات دیگه میشه. این که ایشون فک کنه از طرف من صد در صد همه چی اکیه و ... خودتون دیگه بهتر می دونین.
یه سوال دارم که امروز بهش فکر می کردم و نگرانم.
ببینید درآمد من در حد یه مهندس که یکی دو ساله داره کار می کنه. خودم راضی نیستم. تصمیم دارم کنار کارم کارای دیگه هم انجام بدم. تو دو سه کار بازاری دیگه مهارت دارم. از کارمندی کلا خوشم نمیاد نه این که کارم رو کار بذارم، در کنار کارم می خوام کارای دیگه انجام بدم.
ایشون درآمدی که از من انتظار دارن دو برابر درآمد فعلی هستش. منم بهشون گفتم تا چند ماه دیگه کار جانبیم رونق خواهد گرفت. اما کار، کار آزاده و بگیر نگیر داره. من نگران اینم که بلکه موفق نشم. به هر حال دارم تو ایران زندگی می کنم و قانون خاصی راجع به این چیزا نیست و به قطعیت نمیشه گفت کامل موفق میشم یا نه.
من نگران اینم که ایشون کلا انتظارشون از من خیلی بالا بره. و خدایی نکرده بعدا اگه موفق نشدم و ایشون قبول کرده بود در کنار من زندگی کنه از وضع موجود ناراضی باشه و مشکل پیش بیاد...باتوجه به این که الان بهشون گفتم می تونم درآمدو زیاد کنم.
من دو سه بار راجع به این موضوعم باهاشون صحبت کردم که ممکنه تو کارم موفق نباشم و همین چیزایی که گفتم رو بهشون گفتم. در همین حد کافیه؟ میشه در این مورد راهنمایی کنید؟ می دونید نمی خوام طوری بشه که تحت تاثیر حرفای من رویاپردازی کنن و یه زندگی خیلی ایده آل برای خودشون تصور کنن و بعد اون طور که باید نباشه و ...
البته میگم من آدمی نیستم که حرف بزنم و عمل نکنم. در حال حاضرم تمام دغدغم استارت این کارای جانبی هستش. تو پست اولم گفتم احساس می کنم تو بعضی مسائل نپخته هستن به خاطر همینه..
ایشون دید خوبی در حال حاضر از جامعه در مورد کار و درآمدها ندارن. الان معضل بیکاری رو داریم. هم دوره ای های دانشگاه من 80 نفر بودن که 60 تاشون بیکار هستن و خودشون رو با ادامه تحصیل و ... سرگرم کردن. منو که میبینن و شکایت می کنم که فکر نمی کردم این همه درس بخونم و مهندس بشم آخرش این جوری باشه وضعم، میگن خدا رو شکر کن سرکاری. تازه حقوقم از نظر اون ها خیلی زیادم هستو میگن بچه هایی که سرکارن خیلی کمتر از تو حقوق می گیرن !! خیلی ناشکری ! واقعا هم هیمن طور هست حقوق نسبتا بالایی میگیرم.
حالا ایشون تو خونواده برادر ندارن که بیشتر حس کنن این معضل بیکاری و حقوق های کم تو این دوره و زمونه رو. من قبلا سه چهار مورد آشنایی که با دخترای دیگه برای ازدواج داشتمو که حالا یکیشون جدی تر بود و دو ماهیی طول کشید همه از این نظر راضی بودن و در آخر خودم بودم که تصمیم گرفتم ازدواج نکنم چون یه سری معیارا و ... فرق داشت اما از نظر توانایی مالی من خیلی راضی هم بودن.
به هر حال، انتظار بالای ایشون منو نگران کرده، راهی هست که من در این باره مطمئن شم که بعدها مشکلی نداشته باشم؟ خودم فکر میکنم شرایط زندگیشون و وضع درآمدشون دقیقا مشابه وضع درامد پدر من بوده. اینه که نگرانن و دوست ندارن دوباره همون راهو ادامه بدن. اینه که خیلی راجع به این مورد حساسیت نشون دادن. ولی درآمد من در حال حاضر به اندازه پدرم هست با این که تازه کار هستم.
از طرفی مطمئن نیستم همین طوره شاید واقعا انتظارشون خیلی بالا باشه.و درآمد آن چنانی بخوان... نمی دونم... من همون طوری که گفتم ایشون رو انتخاب کردم منتهاش امروز خیلی راجع به این موضوع فکر کردم و الان این موضوع ذهنم رو مشغول کرده. به راهنمایی شما نیاز دارم
ممنونم![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)