به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام آقای مبین
    درکتون می کنم.من هم همین چند وقت پیش این طور شده بودم. نسبت به مساله ای آلرژی پیدا کرده بودم . چیزی هم نشده بودها! ولی حساس شده بودم.
    همین طوری گریم می گرفت. میومدم حال و احوال می نوشتم گریه ناک می شد. خلاصه این جوری بودم.
    راه حل این بود که هی میومدم تاپیک می زدم ولی نمی فرستادم!
    اول تاپیک را می نوشتم تا آخرش گریه می کردم وقتی تایپک را می نوشتم و تموم می شد می دیدم انگار راه حل را پیدا کردم! انگار خودم می فهمیدم جواب چیه...به خاطر همین از فرستادن تاپیک هام پشیمون می شدم چون با نوشتن حسم بهتر شده بود...(ولی اگر می خوندینشون فقط گریتون می گرفت.خوب شد نفرستادم!)
    شما هم احساستون را بنویسید. کلا عصبانیتتون،خشمتون و هرچی به ذهنتون میاد بنویسد. تو نوشتن غر بزنید از این و اون بگید.... هر چی دلتون خواست بگید.... دوست داشتین ارسال کنید و دوست هم نداشتین همون طوری دیلیت کنید... خیلی تاثیر داره. برای من که موثر بوده
    اگه یکی باشه که شما را درک کنه خیلی خوبه...
    من خودم اون موقع که ناراحت بودم حس می کردم کسی نیست درکم کنه! به مادرم می خواستم درد و دل کنم نمی تونست منو درک کنه و مسالم را بی اهمیت می دونست. می خواستم بیام اینجا بنویسم می گفتم بیام بنویسم همه می گن این چقدر ناشکره و احتمالا از مسالم اینجا یه بحث راه میفتاد!
    ولی کسی را پیدا کردم که درکم کرد و غر زدن هام را تحمل... ازش خیلی ممنونم همین که روم قضاوت نکرد و منو می فهمید خیلی خوب بود و البته راهکار هم بهم دادند.
    نمی دونم من چه جوریم؟ گاهی راه حل را بلدم ولی دوست دارم به یکی مشکلم را بگم و اونم فقط بگه می فهممت.
    چقدر اون موقع ناراحتیم عصبانی می شم یکی بهم بگه مشکلی نیست که!یا سرزنشم کنه. در حالی که من اگر درک بشم تمام احساسات منفیم می ره...
    مدل من این طوریه.چند بار هم این اتفاق برام افتاده و این طوری حالم خوب میشه...

    یه چیز دیگه هم که تجربه دارم گاهی تکرار یک واقعه آدم را تو حس منفی می بره و نمیشه از اون حس منفی جدا شد. باید این حس منفی را سریع کات کرد! تو این جور مواقع مسافرت خیلی جواب می ده! این که آدم یه مدت از اون محیط قبلیش دور باشه و یه روند جدیدی را پیش بگیره! مثلا یه مدت هم حتی همدردی نیاد...
    توصیه می کنم دو سه روز آخر هفته با دوستانتون یا خانواده یه شمال یا یه جای خوب برید. مسافرت بهترین راه حل برای فراموش کردن حس های منفیه.
    موفق باشید

    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  2. 4 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    mobin31080 (شنبه 19 مهر 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 19 مهر 93), آرام دل (دوشنبه 21 مهر 93), شیدا. (شنبه 19 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.