به نظرم راجع به ماهواره دخالت شما صحیح نیست.
شما مشغول درس و کار هستین پس طبیعتاً بجز شب تایمی رو تو خونه صرف نمی کنید. برای شب خودتون برنامه ریزی داشته باشید. یه فیلم مفید، یه کتاب خوب، یه موزیک لایت و در کنارش مطالعه و... در کل تو حال خودتون باشید. این مشکل با یه هندزفری، نسبتاً حل میشه.
این موردیه که مادرتون باید باهاش برخورد داشته باشن نه شما! هرچی کمتر روتون به هم باز بشه بهتره.
راجع به هزینه ها، تو شرایط موجود، هم برخورد و هم زیر آبی رفتن گزینه های خوبی هستند. بستگی به شخصیت خودتون داره.
برای زیرآبی رفتن میتونین یه سرمایه گذاری انجام بدین و بعد خودتونو مقروض نشون بدین! مثلا فلان چیزو خریدم و هرچی درمیارم باید قسط شو بدم. سفته امضا کردم و فلان...
ولی من بودم اینکارارو نمیکردم. شما اگه تو پایتخت باشین با یک ششم درآمدی که گفتین و اگه تو شهرستان باشین با یک بیستمش میتونین زندگی مستقل خوابگاهی داشته باشین! بالاتر از سیاهی که رنگی نیست! اینجوری خیال آدم هم راحت تره...
یه بنده ی خدایی از آشناها، حدود 20 سال پیش سیب زمینی و پیاز میفروخت. شغلش این بود. با یه پدر بی اعصابِ بداخلاقِ بی فرهنگ و شهره ی شهر...
این آدم با پشتکار و ایمان، تلاش کرد و به هرچیزی که حقش بود رسید. بهترین شغل، بهترین رفاه، بهترین همسر و زندگی، بهترین عزت و محبوبیت و احترام...
الان این مرد، خودش از درستکاریش شهره ی شهره. و دیگه هیچ کس گذشته ی پدرشو یادش نمیاد.
حتی خود اون پدر الان از بچه ش حساب میبره. اینه که گفتم به ارزش های خودتون تکیه کنید.
با مادرتون مدارا کنید. مثلا 5 بار سکوت کنید و ششمین بار جوری برخورد و تهدیدشون کنید که هم تعجب کنن و هم بترسن.
اول بهشون یه عزت و احترام و محبت و توجه خاص بدین. اجازه بدین چیزی برای از دست دادن داشته باشن. بعد اگه به رفتار بدشون ادامه دادن، تهدید کنید که همه ی اینارو ازت میگیرم و میذارم میرما...
همه چیزو نمیشه باز کرد. قلقش دستتون میاد.
اما راجع به اقوام!!
به قول آقای رائفی پور یه بچه دوساله بیاد پاتو نیشگون بگیره؛ برمیگردی بغلش میکنی میبوسیش میگی تو ننه بابا نداری بامزه؟؟ چرا وِلی تو؟؟ برم ننه باباتو پیدا کنم.. دنبال تربیتش میگردی.
اما اگه خودت یه بچه ی 3 ساله باشی، یه بچه ی 2 ساله بیاد باهات ور بره، تو هم یه مشت میکوبی تو چشش.
دیدی بچه های شیر به شیر چقد با هم دعواشون میشه؟! واسه همینه دیگه.
یه کم که فاصله ی سنی بیشتر باشه میگه مامان؟؟ بیا یه دقیقه این بچه رو جمع کن داره دفترمو پاره میکنه. نمیاد بچه رو بگیره بزنه بگه دفتر منو پاره میکنی؟!! اینجوری نیس...
ما کوچیکیم، حقیریم که انقد بهم میریزیم و واکنش نشون میدیم. یاد بگیریم بزرگ شیم.
شما اجازه بده مادر یه مدتی رو با خودش دعوا بگیره.
واکنش نشون نده. لبخند بزن، فاصله بگیر ، بحثو عوض کن و ...
جایی که دوس نداری هم نرو. اجازه بده بازم بازم با خوش دعوا بگیره.
شما اگه میخوای شرایطت تغییر کنه، باید یه بهایی بدی و یه چیزایی رو هم تو خودت تغییر بدی یا نه؟!
پس قوی باش. تلاش کن. میتونی انشاالله.








علاقه مندی ها (Bookmarks)