سلام اقا مبین
نمیشه گفت افسردگی
در حالت عادی هر از گاهی دل نیاز به گریه کردن داره چاره اش اینه که بعضی وقت ها یجایی خلوت کنی و راحت اشک بریزی
یه روح سالم نیاز داره به گریه تا به حس ارامش بعد ازون برسه
البته منظورم همیشه نیست اون هایی که مزمن حالت گریه دارن افسرده ان
اما ادم معمولی هم میخنده هم گریه می کنه
ادمی که شاده و دلش رقیق و شفافه یسری تحولات براش پیش میاد که باید با گریه و اشک بیرون بریزه گاهی علتش برا ما مبهمه و دقیقا نمیدونیم چرا گریمون میاد
این خیلی جای بحث داره
گریه سالم و بجا نشان سیال و جاری بودن روحه
اتفاقا یکی می گفت هرجا گریه تون اومد گریه کنین ولی معمولا ما در موقعیت های مناسبش به علت اینکه تو جمعیم جلوشو می گیریم و اون از بین نمیره انباشته میشه
بغض های کوچیک تبدیل به هق هق های طولانی میشه
نباید بذاری جمع بشه .
من هم ادم شادی ام ولی همین چندروز پیش تو خیابون بودم بخاطر یه مساله ای (شادی)گریه ام گرفت گریه شادی و جلوشو نگرفتم و راحت گریه کردم البته به حالت اشک ...
متاسفانه گاها عرف ما حیاتی ترین چیزها رو بد می دونه و سرزنش میکنه .
البته یه سوال دارم معمولا گریه های من ریشه شادی دارن و حال خوب بهم میدن .
گاهی گریه هامون بخاطر خلاهایی که داریم
گاهی دلیل عرفانی و عاشقانه داره
گاهی یه دلیل مشخص دنیایی داره
گاهی فقط یه بی قراری مبهمه بهانه می گیره ولی اگه تهشو بگیری به اصل قضیه میرسی
گاهی خیلی ارزشمنده
گاهی خیلی سخیف
گاهی از ذوق زیاد داری خفه میشی و بجاره ای جز گریه نداری
و....
تشخیص همه احوالاتمون برمی گرده به میزان شناخت خودمون از احوالاتمون .
چه بسا فردی خودش هم نمی دونه چشه .
گریه هرکس منشاش در نوع دغدغه های خودشه که میتونه بسیار متفاوت از هم باشه ...
شما چی ؟ احساس غم و اندوه شدیدی میکنید؟بخاطر چیه؟ اذیت میشین؟چطوریه؟
چیزهایی که نوشتم تجربه خودمه علمی و کارشناسی نیست .
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : جمعه 18 مهر 93 در ساعت 00:33
علاقه مندی ها (Bookmarks)