سلام
تمام حرفاتو خوندم تا به جمله آخرت رسیدم . دختر خاله پسر خاله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چقدر با خالت غریبه ای فکر کردی . مادرتون و خالتون خواهر های خوبی بودن که شما بهم رسیدین ؟ ولی خب یا این آخریها یا از هم خیلی دور بودن ا باهم قهر بودن .
عروس خانم چون مادراتون باهم خواهرا سعی کنید از طریق خانواده مادری بینشون اطمینان و دوستی فراهم کنید خود و شوهرتم از این وسط بکش بیرون . نذار پیوند شما تو کشمکش دو خواهر قرار بگیره. .
حواست به رفتار خودت هم باشه که یه وقت به خالت بی احترامی نکنی .
بیشتر به همسرت نزدیک شو باهاش صحبت کن ولی طرف مادرت نگیر بگو اونا خواهرن باهم کنار میان ما زندگی پر از محبت و عاشقانه خودمونو داریم .
تمام ماجرا های عروسی بذار کنار تموم شده سه سال گذشته همه مون این چیزا رو داشتیم کم بوده یا بد بوده مهم نیست مهم همسرته که امروز پیشته و در کنارش آرامش داری ..........
بیشتر با همسرت حرف بزن . نذار تو دلت انباشته بشه نذار افکارت با رفتارت خودشو نشون بده .
چیزی نیست بزرگش نکن . بزار بین همسرت و خانوادت دوری دوستی ایجاد بشه . صبور باش سعی کن از ناراحتی پرهیز کنی
بدرود









علاقه مندی ها (Bookmarks)