
نوشته اصلی توسط
Shayan68
ممنون همگی
واقعا هم درست میگین . حرفتون منطقیه . اگه این اتفاق بعد از عقد می افتاد خیلی برام بدتر بود .
و راستشو بخواین برای دختر خانم خیلی بدتر شد !!! چون ایشون قبل از من هم نامزد داشتن ( به مدت چند ماه) که این طور که همه می گفتن به خاطر بداخلاقی اون پسره نامزدیشون به هم خورد . حالا من دومی بودم که اینطوری شد . پدرشم قصد شوهر داشتنشو نداشت تا یکی دو سال ولی به ما جواب رد ندادن . چون می شناختن ما رو . الانم پدرش گفته که تا یه سال دیگه شوهرش نمیدم و اگه صلاح باشه که باز قسمت هم میشن و اگه نه که هیچی .
وقتی دلیل مخالفت رو پرسیدیم فقط گفتن به خاطر جوش های من !!!! ولی واقعا شاید چیز دیگه ای بوده باشه . مثلا کسی دشمنی کرده باشه و از ما بد گفته باشه ، ممکنه همکلاسی های دختر خانم رو نظرش تاثیر گذاشته باشن و رایش رو زده باشن چون یکی از همکلاسی هاش برا برادرش می خواست . واقعا نمی دونم چی شد ؟؟ خیلی اتفاقی و ناگهانی شد . حتی به خودمم نگفتن . آخرین حرفامون مربوط میشه به وقتی که هنوز هیچی نمی دونستم که به من علاقه نداره .
ولی این چند روزه خیلی بهم سخت گذشت و می گذره . کلا خورده تو ذوقم !!! خیلی دلم شکست .
ولی با این حال با این که با من اینطور رفتار شد ، هنوز دوستش دارم . دوست دارم عیب و نقص هایی که دارم رو کمترش کنم و بعدا باز برم سراغش . اگه قسمت شد که فبها و اگرم نشد براش بهترین ها رو آرزو می کنم و امیدوارم خوشبخت بشه
علاقه مندی ها (Bookmarks)