
نوشته اصلی توسط
شیدا.
مینا جان،
بهتره به جای برخورد احساسی با موضوع، به حرفهایی که زده می شه فکر کنید، نه جبهه بگیرید.
خانمی که جدا می شه اوضاعش داغونه؟؟
خانمی که جدا می شه اگر واقعا از ته دل و با عشق و احساس ازدواج کرده و بعد هم بخاطر مشکلات ایجاد شده جدا بشه، باید حالش بد باشه. اگر نباشه عادی نیست.
مگه می شه شما با تمام احساست وارد یک رابطه بشی، چند سال زندگی کنی و بعد هم با یکسری مشکلات که مدتی برای حلشون تلاش کردی، جدا بشی و بعد بگی من حالم خوب خوبه؟
هیچی که نباشه، یه مدت خسته ای. یه مدت درگیری از نظر فکری، یه مدت باید بگذره تا افکارت سر و سامون بگیره.
به احتمال زیاد باید کمک حرفه ای بگیری تا به شرایط عادی برگردی.
اگر کسی بگه من طلاق گرفتم و مث روز اولم هستم و هیچی فرق نکرده، باید به سلامتش شک کرد.
اگر آقای مطلقه ای هم می ره یک دختر نوجوان یا جوان باکره و ... می گیره و فکر می کنه هنر کرده، هم به خودش ظلم کرده و هم به اون دختر خانم.
وقتی با کسی ازدواج می کنه که هم شرایطش نیست و درکش نمی کنه.
ازدواج خانم مطلقه و آقای مطلقه، هر دوشون خیلی سخته.
نه به خاطر پشتوانه و مسائل مالی و حرفهایی که تو جامعه و عرف در موردشون هست یا ....
بخاطر این که این دو آدم یک بار در عمیق ترین رابطه شون، ناموفق بودند و از نظر روحی آسیب جدی دیدن.
با فردی که این تجربه را نداشته نمی تونند راحت باشند (یا تلاش و آگاهی زیادی می خواد)
و باز بخاطر اون آسیب، در کنار هم کفو خودشون هم باید تلاش بیشتری کنند، چون هر دو آسیب دیده هستند و یه جاهایی لازمه مراعات همدیگه را بکنند.
هیچوقت فکر کردین، جدای از مسائل اجتماعی،
چرا روانشناسها طلاق را یکی از دردناک ترین تجربه های هر انسانی در زندگیش می دونن؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)