سلام به همه دوستان
امیدوارم من رو تو دعای خیرتون شریک کنید پنج شنبه جمعه ای که گذشت از بدترین روزای عمرم بود همش داشتم گریه میکردم آبرومون تو ساختمون به خاطر یه سوتفاهم رفت پلیس یک نصف شب اومد در خونه خیلی ناراحتم دلگیرم ... تا زندگیم میاد اروم بشه یه داستان جدید به کل منهدمش میکنه ... دم اذان دعا یادتون نره ....![]()





پاسخ با نقل قول
!
از ته دل بشکنم
تا صدای گریه هام به راهرو های عاشقی برسه و خوشبختی بهم برگرده تا پدرم دوباره خوشحال بشه مادرم گریه های پنهانیش از رو شوق باشه .
)
و زندگی پراز ارامشی رو کنار اون به من بده و خداوند حسادت رو از وجودم بگیره
چیه تا حالا خسیس ندیدین!!!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)