به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1393-6-16
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    963
    سطح
    16
    Points: 963, Level: 16
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدای عزیز ممنون از پاسختون
    من با همسرم از طریق محل کار اشنا و علاقمند شدم. ولی الان که فکر میکنم میبینم که علاقه نبوده و تنها یک وابستگی بوده که به دلیل تنهایی من و عدم حضور خانوادم در کنارم ایجاد شده. زمانی که میحواستیم ازدواج کنیم همسرم به من نگفتن که من باید چنین شرایط مادی سختی را تحمل کنم و به علاوه خانوادشون گغتن که حمایت میکنن و من هم چون دیدم پسر سالم و با جربزه ای هست قبول کردم و فکر میکردم که میتونیم از پس مشکلات بربیاییم. اما خانوادش نه تنها حمایت نکردن بلکه انتظارات بیجای مادی هم از ما دارن. مثلا برای هر مراسمی باید براشون کادوی گرون قیمت بگیرم که اگه نگیرم مادرشوهرم تیکشو بارم میکنه.
    اما یک سال بعد از ازوداج متوجه پیامکهای مشکوکش و ارتباطش با یکی از همکلاسی دانشگاهش شدم و از اون به بعد هیچ اعتمادی بهش ندارم و علاقه از بین رفته
    راستش به نظرم من خیلی تو انتخابم اشتباه کردم و به نظرم خیلی بچگانه تصمیم گرفتم و الان حسابی پشیمونم
    البته من این احساس رو میکنم که شوهرم هم پشیمونه ولی هیچوقت به زبون نمیاره
    الان دیگه نمیخوام کار اشتباهی بکنم. لظفا راهنماییم کنید
    ویرایش توسط zendegiii : سه شنبه 08 مهر 93 در ساعت 17:37

  2. 3 کاربر از پست مفید zendegiii تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 19 مهر 93), maedeh120 (شنبه 19 مهر 93), شیدا. (سه شنبه 08 مهر 93)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 آبان 95 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    326
    امتیاز
    4,077
    سطح
    40
    Points: 4,077, Level: 40
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,507

    تشکرشده 858 در 268 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    47
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط zendegiii نمایش پست ها
    شیدای عزیز ممنون از پاسختون
    من با همسرم از طریق محل کار اشنا و علاقمند شدم. ولی الان که فکر میکنم میبینم که علاقه نبوده و تنها یک وابستگی بوده که به دلیل تنهایی من و عدم حضور خانوادم در کنارم ایجاد شده. زمانی که میحواستیم ازدواج کنیم همسرم به من نگفتن که من باید چنین شرایط مادی سختی را تحمل کنم و به علاوه خانوادشون گغتن که حمایت میکنن و من هم چون دیدم پسر سالم و با جربزه ای هست قبول کردم و فکر میکردم که میتونیم از پس مشکلات بربیاییم. اما خانوادش نه تنها حمایت نکردن بلکه انتظارات بیجای مادی هم از ما دارن. مثلا برای هر مراسمی باید براشون کادوی گرون قیمت بگیرم که اگه نگیرم مادرشوهرم تیکشو بارم میکنه.
    اما یک سال بعد از ازوداج متوجه پیامکهای مشکوکش و ارتباطش با یکی از همکلاسی دانشگاهش شدم و از اون به بعد هیچ اعتمادی بهش ندارم و علاقه از بین رفته
    راستش به نظرم من خیلی تو انتخابم اشتباه کردم و به نظرم خیلی بچگانه تصمیم گرفتم و الان حسابی پشیمونم
    البته من این احساس رو میکنم که شوهرم هم پشیمونه ولی هیچوقت به زبون نمیاره
    الان دیگه نمیخوام کار اشتباهی بکنم. لظفا راهنماییم کنید

    سلام
    ببین عزیزم دقیقا مشکلات از همین جا شروع میشه که پشیمون شدی از انتخابت،این موضوع هستش که الان احساس میکنی حسابی توی فشار هستی.

    خودت میگی کسی که بیشتر تلاش کرده باید نتایج تلاشش رو ببینه
    کاملا قبول دارم ولی اگه طرز فکرت اینه پس خودت دست به کار شو،من یه شرکت خصوصی برای خودم دارم،باور کن نه از پدرم پول گرفتم و نه کسی حمایتم کرد الان 26 ساله هستم دکتری هم میخونم از 20 سالگی کار کردم پولهامو جمع کردم ،علاوه برمدارک دانشگاهی هرگونه مهارت و تخصصی توی رشته خودم باشه به صورت جداگانه مدارک تخصصیشو گرفتم.با اینکه پدرم شکر خدا شرایط مالی خوبی داره،من حتی 1000 تومن ازش نمیگیرم همه ی بار زندگیم ،تحصیلم،هزینه های شرکت و کارمندا به دوش خودم هست ،اما اول از همه یقین دارم خدا روزی رسونه و دوما به توانایی های خودم ایمان دارم،(فشار زیادی روم هست ناگفته نماند)ولی خوشحالم چون ارزش تلاش بیشتر رو داره،هرچند شما الان متاهلی و بار مالی زندگی نباید روی دوشت باشه اما اگه انتظار داری توی جایگاه و شان اجتماعی خودت باشی پس باید تلاش کنی،اشتباه کردی زمان انتخابت الویتهاتو نسنجیدی،شما میتونستی یه چارت خوب از ایده آل ها و معیارهایی که اززندگی و همسرت میخواهی رو تهیه کنی،حالا گذشته ولی به نظر من اون قسمتهایی که برات سبز رنگ کردم کم چیزی نیست،همسرت رو حمایت کن کنار هم باید کامل بشین وقتی زمان انتخابت فکر کردی با جربزه هستش،مورد دوم هم گفتی فکر میکردم از پس مشکلات برمیایم (شک نکن بر میای)توانمند بودی که به اینجا رسیدی پس برمیای.
    مورد بعدی اون بی اعتمادی هست و اگه مطمئنی خطایی بوده و تموم شده ،فراموش کن،اگه مطمئنی معیار زمان ازدواجت که گفتی پسر سالمی هست درست بوده پس ریز نشو،همین تفکر که انتخابت اشتباه هست نمیذاره خوشبخت باشی،نمیذاره مشکلات رو با کمک همسرت رفع کنی،نمیذاره احساس رضایت کنی،انتخابی که زمان مجردیت کردی در حال حاضر همسرت هست،خواسته هات و زندگی همراه با آسایش رو ازش بخواه در کنار درک شرایط ،آرامش که داشته باشی به همه ی مادیات دنیا میارزه باور کن.
    موفق باشی

  4. 4 کاربر از پست مفید asemaneabi222 تشکرکرده اند .

    واحد (یکشنبه 20 مهر 93), zendegiii (شنبه 19 مهر 93), شیدا. (سه شنبه 08 مهر 93), صبا_2009 (چهارشنبه 09 مهر 93)

  5. #3
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    1- یه مقدار نسبت به مسائل مالی بی خیال شو. بسپار به همسرت. چرا بیش از حد مسئولیت نگران این امور هستی؟

    چون یه بار برای پوی پیش خونه بهش گفتم که 3ماه دیگه باید پول بدیم صاحبخونه کلی باهام دعوا کرد که تو ته دل ادمو خالی میکنی و همش ناامید میکنی منو و بعدش هم تا 3 روز بامن حرف نزد تا من رفتم منت کشی.
    اصلا مطرح نکن که بعد به شما بگه ته دلم را خالی کردی و قهر کنه و ...
    خودش می دونه و صاحبخونه.

    2- ازش بخواه. همونطور که خانواده اش ازش خواستن و عادتش دادن.
    متاسفانه شما خیلی بد شروع کردید و نباید به این روش بد عادتش بدین. نباید مسئولیتهای مالیش را به عهده می گرفتین.
    از این به بعد احتیاجاتت را مرتب بگو. ازش سفر و لباس و تفریح بخواه.
    در این مورد تاپیکهایی توی تالار هست، پیدا کن و بخون.
    توی این لینک بگرد ببین مطالب مربوط به موضوعت چی پیدا می کنی.

    3- این پست مدیر را بخون.

    4- شما تحصیلات خوبی داری و انشاله کار مناسبی هم پیدا می کنی. پس جای نگرانی برای آینده نیست.
    فقط باید سعی کنی دست از حمایت همسرت برداری و عادتش بدی که موظفه نیازهای شما را تامین کنه. حرفهای آسمان آبی عزیز درسته، اما موضوع فقط مشکل مالی نیست که با کار کردن حل بشه. شما هم مثل هر زن دیگه ای دوست داری که همسرت تامینت کنه و تکیه گاهت باشه. شاید خودت بتونی بهترین لباس را برای خودت بخری، اما تهیه اون از طرف همسرت، نیاز روحی شماست. این نیازت را مطرح کن و براش پاسخ مناسب بگیر که آزرده نشی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  6. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (چهارشنبه 09 مهر 93), khaleghezey (شنبه 19 مهر 93), واحد (یکشنبه 20 مهر 93), zendegiii (شنبه 19 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس از طلاق داره دیوونه ام میکنه
    توسط raha_ashegh در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 فروردین 95, 12:26
  2. کمکم کنید دارم دیوونه میشم
    توسط reza18 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 23:57
  3. چجوری برگردونمش؟دارم دیوونه میشم
    توسط marziehh در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 شهریور 90, 15:52
  4. یه مشکل عجیب که دیوونم کرده...
    توسط نسیم 68 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 مرداد 90, 12:14
  5. دارم دیوونه میشم
    توسط illia2005 در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 15 فروردین 88, 22:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.