رزا جان دور و بریام بهم میگن کسی بیاد نو زندگیت اونو فراموش میکنم نه خودش. جدایی ما سر درگیری همسرم با مامانم شروع شد یه بی تفاوتی و دلخوری. عکس العمل همسرم پیاده کردن من جلو خونه پدرم بود یه جورایی یعنی منو پس داد که مامانمو بچزونه. وقتی هم که مامانم زنگ زد واسه رفع مشکل درگیری لفظی و تهدید کردن پیش اومد. نتیجه این شد که ظرف یک هفته رفتیم پیش وکیل که توافقی جدا شیم با توافق اینکه من تمام حقوقمو ببخشم. منو جلو همه خرد کرده بود با خودم گفتم اجازه نداره سر یه قضیه ساده منو به همین راحتی بندازه بیرون. ازش شکایت کردم و پول رهن خونرو گرفتم و جدا شدیم. میگفت باید از من دلجویی میکردین پدر و برادرت باید میومدن جلو. البته من اینقدر عصبانی بودم که به کسی اجازه اینکارو ندادم. قبل طلاق پشیمون شده بودم بهش گفتم من زندگیمو دوست دارم برگرد. گفت تمام مهریتو ببخش و برگرد. میترسیدم به خاطر پول این حرفو زده باشه. منو طلاق داد که فقط از مامانم انتقام بگیره. از محضر اومدیم بیرون گفت برو به مامانت بگو این نتیجه کارشه. با این تفاسیر فکر برگشت درسته؟ ضمنا بعد چند بار پیام دادن تهدید کرده در صورت مزاحمت ازم شکایت میکنه!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)