روزبه جان سلام
اولا برگشت حساب و چکتو تبریک میگم . خدارو شکر
دوما از چند جهت من با تیام و سرگشته دوست و بانو کیما موافقم به خاطر اینکه اون دختر امروز همسر شماست و مدتی رو باهم بودید درسته رابطه نداشتین ولی رابطه حسی به عنوان زن شوهر داشتین و بیشتر عواملی جدا از خود شما باعث بروز این مشکل شده .
روزبه احساس میکنم در مواردی میتونستی عاقل تر و فهیمده تر رفتار کنی تا امروز کار به دادگاه نرسه خب وقتی دیدی همسرت تحت تاثیر مادرشه باید دل مادرشو بدست می آوردی .
روزبه زمان عقد زمان حساسیه و بیشتر اختیار داماد و خانواده دادماد دست خانواده عروسه تو این مدت خیلی باید احتیاط کرد
خیلی احترام ها وخیلی زور هارو باید انجام داد و چیزی نگفت . تا بعد عروسی حتی شب عروسی هم باید رعایت کرد
حالا گذشته و کار به اینجا رسیده بازم اگه راه داره امکانش هست قبل از اینکه پل های بیشتری خراب بشه برگرد
سوما که 70 درصد ذهن منو در مورد شما و تمام کسانیکه در وضعیت شما هستن مثل خودم مشغول کرده اینکه چون پاتون به دادگاه باز شده و اطمینان حسی و مالی بین شما از بین رفته قابل برگشت نیست
اولا شما هرگز به همسرت اطمینان نخواهی کرد و چیزی به نام خودت نخواهی زد نه خونه نه ماشین نه ارث پدری و ....
دوما شما هرگز برا خونه خرید نخواهی کرد مگه اینکه اول به کارت خانمت پول بزنی و از حساب ایشون برا خونه خرید کنی . بحث نفقه . هرگز به خانمت هدیه یا هبه نخواهی داد .
و خیلی موارد دیگه که گفتنش درست نیست و بد آموزی داره
نکته روزبه همسر مرحومم که هیچ من از همسر آینده ام هم میترسم و طبق قانون زندگی خواهم کرد .
نکته دوم اینکه شاید من ترسیدم ولی اگه تو چشمای همسرت زندگی هست و ته دلت هنوز چیزی هست برگرد شده غرورتو بشکن . من قبول دارم کم نذاشتی قبول دارم در حقت جفا شده قبول دارم از پول بیشتر قلب پاکتو براش گذاشتی ولی بازم به خاطر من فکر کن واسطه ای چیزی نامه ای بفرست و برگرد .
ایکاش هیچ وقت پام به دادگاه باز نمیشد هرچند امروز برام پردهایی از همسرم کنار رفته که هزار مرتبه خدارو شکر میکنم و لحظه ای ازش قافل نخواهم شد .
قسمت هایی رو شوخی کردم هرچند واقعیت داره واینکه زنها فرشته اند و من مطمعا هستم آینده خوبی برا خودم خواهم ساخت
بدرود









علاقه مندی ها (Bookmarks)