مرسی از راهنماییاتون دوستان. گفتم که ایرادایی که میگیره همش جنبه سرکوب داره... تو مسایل جنسی خودش مشکل داره و سر این موضوع اتفاقا من همیشه شاکیم که ماه به ماهه... تازه بعدشم کلی باید به خودش برسه تا مبادا قیافش بهم بریزه...
راستش شاید مطرح کردن مشکلات کلاف سردرگمه این زندگی کمکی به من نمی کنه... من هرچی محبتمو بیشتر میکنم اون بیشتر به خودش مغرور میشه... شوهر من فقط دلش اون نامزد سابقو میخواد و چون از دستش داده فک می کنه خیلی اشتباه کرده خودش یه بار گفت اگه یه روزی تو هم بری من در حسرتت میمونم.... مشاوره نرفتم اما کاش قبلش رفته بودم و پی به دمدمی مزاج بودنش میبردم. منم اقدام به بارداری نکردم کاملا ناخواسته بود....
شوهرمو زندگیمو دوست داشتم و خیلی سعی کردم حفظش کنم اما الان دیگه وقتی نگاهش میکنم فقط یاد توهیناش میفتمو ازش بیزار میشم.
تازه یه چیز دیگه بگم خندتون میگیره شوهره من سر غذا قشقرقی به پا میندازه که بیا و ببین... شانس آوردم آشپزیم خوبه وگرنه همون اوایل طلاقم میداد خونه هرکیم میریم میگه غذاشون فلانه بهمانه... یا اگه الان که باردارم یه ساعت بخوابم و به کار خونه نرسم سروصدا میکنه که خونه نامرتبه... بعد ازون ور دیشب بهم میگه هنرت خونه داریه....








علاقه مندی ها (Bookmarks)