سلام نقاب عزیز
ایشان برای سفر زیارتی به ایران آمده بود که با همکلاسیهای من آشنا شد و از انها خواسته بود که معرفی کنند و در یک اردوی دو روزه ایشان مرا دید و بعد هم چون من سفر زیارتی خارجی داشتم با واسطه و اجازه خانواده ام خواستگاری کرد. هم مذهب و هم عقیده هستیم و خانواده ام هم مخالف نیستند فقط خونسردند علاوه بر این کار پدرم در خارج از ایران است و هر چندماهی به ایران میاید و خلاصه اینکه خواهر و برادرای من هم کشورهای مختلف زندگی میکنند و بالطبع مشکلات زیادی هم داریم و جمع و جور شدن شرایط خیلی زمان میبرد. و به ایشان هم تا نیامدن پدرم اجازه امدن به ایران را نداده ام.
از نظر شما ممنونم در ضمن اینکه کتب روانشناسی زیاد میخوانم ولی نگرانم که نکنه این ازدواج با مشکلاتی مواجه بشه و من داغون بشم.چون با تمام خوددار بودنم و عدم احساسی برخورد کردنم به ایشان علاقه و احترام زیادی قائلم هرچند که چهار سال از من کوچکتر است.