RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.
سلام. چکامه عزیزم الان پست هات رو خوندم. خیلی ناراحت شدم . خیلی . ببین من فقط دارم نظرم رو می گم. به نظر من یک روز با همسرت بنشین اساسی صحبت کن. اگه گوش نکرد براش یک نامه بنویس و برو خونه پدرت. یک فصت بهش بده یا بر می گرده یا نمی گرده. اگه نگشت برای همیشه از زندگیت حذفش کن. این چه عشقی که تو داری چکلمه عزیزم. به نظرم هر دو شما شرطی شدین. تو عادت کردی به ناز خریدن و البته بیشتر شوهرت عادت کرده به کم محلی کردن. رفتار همسرت خیلی بده. ببین اگه اون واقعا در پی اصلاح تو بود الان که این شرایط رو می دید باید تو رو می بخید.
من احساس می کنم تو هرچی بیشتر به طرفش می روی اون بدتر می کنه. انگر عادت کرده تلافی تمام این سال ها رو بکنه. تو هر رفتاری که توی سال های قبل داشته بودی الان تمام شده. زندگی مشترک یعنی بخشش و متاسفانه همسر تو این رو نمی دونه . چکامه محکم باش. تو بدون همسرت هم می تونی زندگیتو به نحو احسنت داشته باشی. تو هر چی بیشتر الان خودتو خورد کنی همسرتو وقیح تر می کنی. یک مدت ازش فاصله بگیر. یک جایی خوندم اگه عشقی مال تو باشی اگه تو اونو ولش کنی بازم مال تو و پیش تو می یاد.
یک نامه برای همسر بنویس و تمام این احساسات رو بگو. یا می خونه یا نمی خونه. اگه خوند که خودش برد کرده و اگه نخوند هم خودش باخته. بشین تو هم با خودت فکر کن. تا کی می خوای این زندگی رو ادامه بدی و آخرش به کجا می خوای برسی؟؟؟
روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...
هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)