مرسی مایده خانوم شیدا خانوم و هم اوای عزیز. شوهرم خودش هم از کار مادرش ناراحت شد تفلک هرچی میگمو قبول داره چون میدونه هیچوقت بی دلیل از کسی ناراحت نمیشم چون خیلی صبورمو ساکت خودشم همیشه میگه مطمینم اگه هم بگم هرکس برام ارزش قایل شد کادو داد بهش کادو میدم چیزی نمیگه ولی اونموقع سکوت کردم که یه روزی جبران کنم.ولی احساس میکنم حق با شماست ولی دلم اصلا رضا نیست
اره من تو اتاق مشغول عکس گرفتن بودم فک کنم همون موقع که من نبودم با همه هماهنگ کرده
- - - Updated - - -
مادرشوهرم بهش بر خورده که چرا بابات نتونسته مامانت نیامده اخه کی مریض قلبو دوهفته از عملش نگذشته ورو ول میکنه و میاد خب اونجا عروسی گرفتیم اونا هم هرچندتا فامیلاشونو اوردن و که این بحث نباشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)