درود بانو
دوباره باید بگم شوربختانه چون تعداد آقایان در سایت زیاد نیست برای همین کمتر از دیدگاه یه مرد متاهل به تایپیک نگاه میشه.مثلا نظری که واحد گرامی گذاشتن وب رام جالبه 4تاهم تشکر خورده!!!
سلام.اون روز وقتی دیدم خوشحالید و خیلی خوشحال شدم. ببنید باتوجه به ازدواج سنتی که داشتید و تفاوت فرهنگی فاحشی که دارید اگه بخواید به این کارا دامن بزنید و ادامه بدید کارتون خدایی ناکرده بیخ پیدا میکنه...
ببنید به نظر من بحث خجالت نیست.. اگه ایشون خجالت می کشیدند باید شب هم خجالت می کشیدند اون قدر بحث کنید که پدر و مادرتون هم بفهمند هر چند بازم ممکنه خیلی عصبی شده ولی بازم هر چقدر شما عصبیش کرده باشید و و حق با ایشون بوده باشه کارشون درست نبوده
شاید هر مرد دیگه ای بود اونم خونه ی پدر شوهر..تا شما نمی اومدید لب به غذا نمی زد.. اگه ساعت دو شب هم نبود حتی سر شب هم بحثتون میشد مدیریت می کرد اصلا کار به بحث کشیده نشه یا اگه کشیده شد کوتاه می اومد و می گفت زشته پدر و مادر خانمم نفهمند ناراحت میشند و.. نمی دونم بعدش هم این قدر راحت نمی خوابید... اکثر طلاق ها اول زندگی به خاطر همین مسایل پیش میاد..
اصلا چرا شما سر سفره نرفتید ؟؟خواستید ببنید همسرتون چقدر فرق کرده یا عکس العملش چیه؟؟متاسفانه باید گفت همسر شما دقیقا اون چیزی که شما میخواید نیستند از نظر رفتار با توجه به فرهنگ و ادابی که دارند و بزرگ شدند...پس به جای تمرکز روی این ها..روی خوبی هاشون تمرکز کنید و کم کم و رفته رفته سعی کنید بهشون متوجه کنید که مثلا اگه چطور رفتار می کرد بهتر بود و شما بیش تر دوست داشتید و..
متاسفانه با دعوا و قهر اشتی و های این جوری فقط روابطتتون تیره تر میشه و خدایی ناکرده کار به جاهای باریک تر کشیده میشه.دوران عقد دوران شناخت هم هست ...نه محک زدن.. شما وقتی میبنید همسرتون این طوره هستند دیگه هیچ وقت سعی کنید وقتی میان خونتون با هم بحث کنید..چون جلوی مامان بابا دعواتون بشه اونا بفهمند و فقط شرایط بد تر میشه و قبح این کار برای طرفین ریخته میشه.. وقتی میبنید همسرتون بدون شما انگار نه انگار کاری کنید این اتفاق نیفته تا کم کم اون طوری که شما میخواید بشند...
امیدوارم مشکلتون زودتر حل بشه.
شاید از نظر شما بعنوان یه بانو درست باشه ولی از نظر یک آقا شوهر شما اصلا کار اشتباهی نکردهحرفشم کاملا درست و منطقیه.اینکه خونه خودتونه و دلیلی نداره که صدات بزنه(گرچه ایکاش صدا میزدن و منتظر شما میماند)و شماره دو برقراری رابطه جنسی کامل خوب شما همسرش هستی نامحرمش که نیستی حرفش درسته ولی حرف شما هم درسته بنظرم بهتره یکجورایی حد وسط را بگیرید.
خدایی مشکل بزگریه این داشتن رابطه توی دوران عقد

حالا مسئله دوم:اکثر دخترها وقتی ازدواج میکنن بخاطر اینکه از قبل بهش فکر کردن و کلی هم نقشه کشیدن شروع میکنن به عوض کردن شووهر بدبخت به مدل رفتاری و شخصیتی خودشان که توی این قالب شکل بگیرین دقیقا کار یکه شما کردید.ردخورد نداره حداقل تا 3ماه اول اینجوری.یعنی هرچی داشتی و نداشتی را ازت میگیرن و فقط میبینی خودش مانده تنهایی یکهو آقا پسر بخودش نگاه میکنه میبینه واقعا هیچی براش از دوران مجردی و شخصیت مجردیش نمانده برای همینه که تغییر میکنه و شروع میکنه به جبهه گیری کردن.شوهرت دقیقا همان حسی را داره که من داشتم و خیلی از مردهای دیگه توی دوران عقد.البته خدارا شکری من یکی انعطافم خبو بود ولی دیگه واقعا بعضی وقتها کم می اوردم!!!دقیقا میشن معلم اخلاق و مادر 
اونم بعد یه عالمه سکوت بینمون گفت منم میشینم به این اخلاقای کوفتیم فکر کنم ببینم چه دردی دارم اینجوری شدم..
این دقیقا حرفی و احساسی که اکثر مردها توی دوران عقد بهشون دست میده واقعا حس مزخرفیه فوق العاده مزخرف اینکه دوسش داری و میخوای بهش محبت کنی و ابراز علاقه ولی با کارهاش حتی داره من را از خودم میگیره بقول خسرو شکیبایی:اگه منو از من بگیری دیگه من نیستم.
یاد بگیر به شوهرت احترامب زار یو قبولش کنی همینی که هست با همه خبوی و ها و بدی هاش با همه نقاط قوت و کاستی هایی که داره کم کم تغییر میکنه ولی خواهشا بهش فشار نیارید
الان این جملشو خوب درک میکنم.طریقه حرف زدنتو باهاش درست کن و بهتر و ملایمتر و با احساستر باهاش حرف بزن.بهش بگو دوست دارم و اخلاق های خوب یداری بهش یادآوری کن چرا انتخابش کردی و بهش اعتما بنفس بده.از الان یاد بگیر رفتار صحیح در پیش بگیری.گلپسرت همسر اختیار کرده از بودن کنارش لذت ببره مادر جدید نمیخواد یا معلم نمیخواد
غر نمیزنی
گیر نمیدی
سرکوفت نمیزنی
مادر بودنت را بزار کنار
همینجور یکه هست دوسش داشته باش
راستی اطلاعاتت را نسبت به شخصیت مرد بالا ببر بیشترش برمیگرده که شخصیت والا مقام,شخصیت فرزانه و قدرشوکت ما آقایون را نمیشناسید(چقدر هندونه گذاشتم زیر بغل خودمون)
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)