به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دگربار

    خدایی بعضی وقتها از دست کارها و اخلاق بانوان متاهل که میان تایپیک میزنن اینقدر لجم میگیره ها میخوام بیام اونور مانیتور کیبورد و مانیتور کیس هرچی دم دستم هست یا بزنم خودمو بکشم یا بزنم صاحب تایپیکو بکشم از بس آدمو حرص میدن

    آخه تو چرا اینجوری میکنی دختر با زندگیت به والله قسم منی که اینجا نشستم از کارهایی که کردی اینقدر حرصم گرفته دندون هامو محکم بهم فشار میدم اینجوری شدم از دست کارهات.(باید یه غرامت درست حسابی از مدیر همدردی بگیرم از وقتی اومدم اینجوری همین چهارتا شوید روی سرمم ریخته از بس حرص خوردم)

    خواهشا التماست میکنم دست از این لجبازی و غرور و رفتارهای مردانت بردار تورو جان دخترت بس کن.بابا شوهر به این خوبی آقایی اینقدر دوست داره دختر به این خوبی دلت میاد بزنی بری؟خدایی مهدیه سادات وقتی گریه میکنه هق هقش بلند میشه نفسم بالا نمیاد خودمم میخوام بزنم زیر گریه با اینکه مرد هستم اونوقت شمایی که مادری چجوری میخوای از دخترت دل بکنی؟

    بیا و خواهشا یکم بیشتر روی رفتارهای خودت کار کن تا زندگیتو از نو بسازیم.شوهرت اخلاق هایی داره که درست نیست قبول دارم خدایی منم بعنوان یه مرد خودمم اخلاق هایی دارم که درست نیست ولی شما بانوی این خانه هستید از شما بیشتر توقع میره مخصوصا حالا که توی سایت همدردی هستید.یه جمله زیبا اینو یکی از کاربرهای قدیمی و باتجربه سایت زده بود خیلی خوشم اومد:
    زن در منزل حکم مربی را داره
    سعی کن مربی خوب و کاملی باشی.
    بزار یه نمونه از یکی از کاربرها بزارم دقیقا همانند شما رفتار میکرد باعث شد شوهرش خانه خودشو سوا کنه و دنبال کارهای طلاق باشه ولی با برخوردی که از خودش نشان داد من یکی واقعا تعجب کردم از قدرتی که در درون بانوان نهفته است و شوربختانه ازش استفاده نمیکنن.
    بالهای صداقت عزیزم خیلی ممنونم از اینکه همیشه راهکارهای مفید نشونم میدید و من چقدر استفاده میکنت!
    راستش امروز که داشتم میرفتم مهد دنبال پارمیدا تو دلم افتاده بود که الان علی رو میبینم و باورتون نمیشه دیدم تو ماشین دنبال جا پارک میگشد من دیدمش ولی نمیدونم اونم منو دید یا نه!!! خلاصه بهد از مهد به اصرار پارمیدا رفتیم پیش مامانماینا موقع برگشتن پارمیدا ماشین علی رو دید و گفت الا و بلا میخوام بابای رو الان ببینم،منم چون نمیدونستم کدوم خونه زندگی میکنه بهش زنگ زدم گفت چرا پارمیدا گریه میکنه گفتم ماشینو دیده میگه میخوام بابای رو ببینم،گفت برو جلوی ماشین واستا الان میام پایین...

    امد اول یک لبخند ملایم بهم زد سلام کرد( فکر کنم چون مدل موهامو عوض کرده بودم و رنگش کرده بودم خوشش امد) بعد از احوال پرسی به پارمیدا از ماشین خوراکی داد و پارمیدا رو مشغول کرث منم از فرست استفاده کردم و گفتم اگه چیزی واسه خونه لازم داری بیا ببر،تو هنوز مرد اون خونهای. و خلاصه تمام حرفهای بالهای صداقت گلم رو بهش گفتم بعد گفت نمیخوام چیزی بشنوم،گفت حساب بانکی چی شد سوده؟ گفتم من واقعاً اشتباه زیاد کردم رنجوندمت ولی نمیخوام کاری کنم که تورو از پارمیدا جدا کنم،گفت جدا نمیکنی من میخوام پولشو بدم،سهم خودشه،حالا چه به حساب بریزم یا دستی بدم یا خود اداره بده،چه فرقی میکنه؟گفتم تو هنوز همسرم هستی و تا آخر عمر پدر مهربون ثخترمونی پس تو بزرگ خانواده هستی دیگه بخاطر همین فلان بزار به حساب شما بریزن، گفت تو هم برو دنبال کارات من دیگه نمیتونم کرایه دوتا خونهرو بدم و تمام مخارجو،برو از شهر کمک بگیر من دیگه هیچی تش واسه خودم نمیمونه( حقم داره،نزدیک 4میلیون فقط واسه ما خرج مشه،خونه خودشم که هست مخارج اونجا بعد واقعا هیچی واسش نمی مونه)گفتم حتماً میرم دنبال کارام کمی بهم فرصت بده،گفت باشه فقط بجنب!!!
    گفت با وکیل حرف زدم میگه اگه خانومت موافقت کنن دیگه لازم نیست یک سال واستید واسه طلاق منم گفتم با همه احترامی که واست قاعل هستم ولی من حتی یک نیم قدم هو واسه جدای بر نمیدارم و درکت میکنم که میخوای سریع به آرامشت برسی،گفت الان آره ولی چه میدونم شاید باز خر شدم و به خاطر پارمیدا برگشتم ولی الان اصلا تمایلی به برگشت ندارم و اینجوری راحتم!گفتم علی جان تو حق داری ازم تنفر داشته باشه این حق تو که خوشبخت بشی و به آرامشی که دنبالشی برسی،من تو زندگی خیلی اشتباهات زیادی مرتکب شدم که از روی بی مهارتی و ناخواسته بودن و الان در صدد اصلاحشون هستم.( ناخداگاه اشکام سرازیر شد ولی آروم بودم پارمیدا امد گفت مامان گریه نکن بوسش کردم باز رفت تو ماشین، رومو کرده بودم اونور نبینه)..هیچی نمیگفت فقط مات و مبهوت گوش میداد (تعجب کرده بود که من چقدر آرومم و چقدر با بیرحمی اون من باز محبت میکنم) بقول Meinoush عزیز با لطافت باهاش حرف زدم و حرفهای تک تکتونو جلوی چشام آوردم واحد گلم گفتند بهش عشقتو نشون بده منم گفتم علی جون من اشتباه زیاد کردم ولی باور کن اگه باز برگردم به 10سال دیگه و باز حق انتخاب داشته باشم باز تورو انتخاب میکنم تو که تمام وجودمی و من از خدا خوشبختیتو میخوام گفت این انتخاب توه، من اصلا زن نمیگرفتم دیگه!!!گفتم این زندگی دیگه درست شدنی نیست و تقطیر خودم بود امیدوارم منو ببخشی یه روزی...گفت سوده خواهش میکنم گریه نکن جلوی بچه گفتم من آرومم اونم گفت منم آرومم بزاریک روز میام با هم حرف میزنیم( اولش گفت ما حرفی واسه صحبت نداریما و حالا...)

    موضوع بانکم گفت،گفت تمام اطمینانو گرفتی با این کارت قسم خوردم کار من نبوده و ماجرارو وسط کوچه بهش گفتم گفت سمیرا (خواهرم) که اینجوری نبود چرا آخه چه فکری راجب من کرده گفتم خواهره بک ثانیه احساس کرده تو میخوای بهم ظلم کنی،گفتم اصلا کارش درست نبوده و منم ناهاش حرف نمیزنم، گفت نه کارت اشتباست مگه حرفام یادت رفته خانواده در درجه اولن منم گفتم آره مثل تو که همه کسمی و در رتبه اولی،چیزی مگفت( خدا رو شکرباور کرد کار من نبوده) گفت نامه هامو چرا باز میکنی،گفتم من هیچکدومو باز نکردم مگر اینکه اسمم روش باشه،گفت آره راست میگی اشتباه من بود واقعا اسمت روشون بود ولی واسه من بود،گفتم ببخشید دیگه باز نمیکنم... بعد دیگه تاریک داشت میشود گفتم پامی بریم مامان فردا مهد داری گریه کرد الا و بلا برم پیش بابای، بعد خود علی گفت تو برو خونه که مثل من سرما نخوری من یه نیم ساعت دیگه میارمش خونه( بمیرم سرما هم خورده بود،کی واسش سوپ میزاره) هیچی منم تمام راهو تا خونه اشک ریختم از خوشحالی که نرم شده بود،تو خونه سریه یجادمو پهن کرثمو نماز شکر خوندم...
    اینم ادرسشه:
    http://www.hamdardi.net/thread-35378.html

    انصافا اگه بگم همسر خوبی هستی فقط یه ایرادی که داری یادت رفته شما زن هستی با تماما ظرافت هایی که داره ولی داری دقیقا همانند مردها رفتار میکنی انتظار داری جواب هم بگیری!!
    خواهشا شما مثل شوهرت رفتار نکن اینو راحت بهت بگم نه تنها شما بلکه اکثر بانوان متاهل که مثل شوهرهاشون رفتار کنن زندگیشون به طلاق منجر میشه میدونی چرا:چون فوق العاده مردها لجباز کله شق و یکدنده و فقط حرف خودشان را قبول میکنن میخوای بیشتر بگم اگه باعث میشه آرام بشی,خوب اگه شما بانوان هم همینجوری باشید که دیگه واویلا میشه.
    لطفا یکم بیشتر بشین فکر کن این زندگی را میشه درست کرد شوهرتم دوست دارم تو هم دوسش داری جفتتون به هم علاقه دارید اونم زیاد فقط دارید لجبازی میکنید.بخدا حیفه زندگی که میشه عاشقانه باشه را اینجوری دارید خرابش میکنید.دخترت توی سن حساسیه

    - - - Updated - - -

    درود دگربار

    خدایی بعضی وقتها از دست کارها و اخلاق بانوان متاهل که میان تایپیک میزنن اینقدر لجم میگیره ها میخوام بیام اونور مانیتور کیبورد و مانیتور کیس هرچی دم دستم هست یا بزنم خودمو بکشم یا بزنم صاحب تایپیکو بکشم از بس آدمو حرص میدن

    آخه تو چرا اینجوری میکنی دختر با زندگیت به والله قسم منی که اینجا نشستم از کارهایی که کردی اینقدر حرصم گرفته دندون هامو محکم بهم فشار میدم اینجوری شدم از دست کارهات.(باید یه غرامت درست حسابی از مدیر همدردی بگیرم از وقتی اومدم اینجوری همین چهارتا شوید روی سرمم ریخته از بس حرص خوردم)

    خواهشا التماست میکنم دست از این لجبازی و غرور و رفتارهای مردانت بردار تورو جان دخترت بس کن.بابا شوهر به این خوبی آقایی اینقدر دوست داره دختر به این خوبی دلت میاد بزنی بری؟خدایی مهدیه سادات وقتی گریه میکنه هق هقش بلند میشه نفسم بالا نمیاد خودمم میخوام بزنم زیر گریه با اینکه مرد هستم اونوقت شمایی که مادری چجوری میخوای از دخترت دل بکنی؟

    بیا و خواهشا یکم بیشتر روی رفتارهای خودت کار کن تا زندگیتو از نو بسازیم.شوهرت اخلاق هایی داره که درست نیست قبول دارم خدایی منم بعنوان یه مرد خودمم اخلاق هایی دارم که درست نیست ولی شما بانوی این خانه هستید از شما بیشتر توقع میره مخصوصا حالا که توی سایت همدردی هستید.یه جمله زیبا اینو یکی از کاربرهای قدیمی و باتجربه سایت زده بود خیلی خوشم اومد:
    زن در منزل حکم مربی را داره
    سعی کن مربی خوب و کاملی باشی.
    بزار یه نمونه از یکی از کاربرها بزارم دقیقا همانند شما رفتار میکرد باعث شد شوهرش خانه خودشو سوا کنه و دنبال کارهای طلاق باشه ولی با برخوردی که از خودش نشان داد من یکی واقعا تعجب کردم از قدرتی که در درون بانوان نهفته است و شوربختانه ازش استفاده نمیکنن.
    بالهای صداقت عزیزم خیلی ممنونم از اینکه همیشه راهکارهای مفید نشونم میدید و من چقدر استفاده میکنت!
    راستش امروز که داشتم میرفتم مهد دنبال پارمیدا تو دلم افتاده بود که الان علی رو میبینم و باورتون نمیشه دیدم تو ماشین دنبال جا پارک میگشد من دیدمش ولی نمیدونم اونم منو دید یا نه!!! خلاصه بهد از مهد به اصرار پارمیدا رفتیم پیش مامانماینا موقع برگشتن پارمیدا ماشین علی رو دید و گفت الا و بلا میخوام بابای رو الان ببینم،منم چون نمیدونستم کدوم خونه زندگی میکنه بهش زنگ زدم گفت چرا پارمیدا گریه میکنه گفتم ماشینو دیده میگه میخوام بابای رو ببینم،گفت برو جلوی ماشین واستا الان میام پایین...

    امد اول یک لبخند ملایم بهم زد سلام کرد( فکر کنم چون مدل موهامو عوض کرده بودم و رنگش کرده بودم خوشش امد) بعد از احوال پرسی به پارمیدا از ماشین خوراکی داد و پارمیدا رو مشغول کرث منم از فرست استفاده کردم و گفتم اگه چیزی واسه خونه لازم داری بیا ببر،تو هنوز مرد اون خونهای. و خلاصه تمام حرفهای بالهای صداقت گلم رو بهش گفتم بعد گفت نمیخوام چیزی بشنوم،گفت حساب بانکی چی شد سوده؟ گفتم من واقعاً اشتباه زیاد کردم رنجوندمت ولی نمیخوام کاری کنم که تورو از پارمیدا جدا کنم،گفت جدا نمیکنی من میخوام پولشو بدم،سهم خودشه،حالا چه به حساب بریزم یا دستی بدم یا خود اداره بده،چه فرقی میکنه؟گفتم تو هنوز همسرم هستی و تا آخر عمر پدر مهربون ثخترمونی پس تو بزرگ خانواده هستی دیگه بخاطر همین فلان بزار به حساب شما بریزن، گفت تو هم برو دنبال کارات من دیگه نمیتونم کرایه دوتا خونهرو بدم و تمام مخارجو،برو از شهر کمک بگیر من دیگه هیچی تش واسه خودم نمیمونه( حقم داره،نزدیک 4میلیون فقط واسه ما خرج مشه،خونه خودشم که هست مخارج اونجا بعد واقعا هیچی واسش نمی مونه)گفتم حتماً میرم دنبال کارام کمی بهم فرصت بده،گفت باشه فقط بجنب!!!
    گفت با وکیل حرف زدم میگه اگه خانومت موافقت کنن دیگه لازم نیست یک سال واستید واسه طلاق منم گفتم با همه احترامی که واست قاعل هستم ولی من حتی یک نیم قدم هو واسه جدای بر نمیدارم و درکت میکنم که میخوای سریع به آرامشت برسی،گفت الان آره ولی چه میدونم شاید باز خر شدم و به خاطر پارمیدا برگشتم ولی الان اصلا تمایلی به برگشت ندارم و اینجوری راحتم!گفتم علی جان تو حق داری ازم تنفر داشته باشه این حق تو که خوشبخت بشی و به آرامشی که دنبالشی برسی،من تو زندگی خیلی اشتباهات زیادی مرتکب شدم که از روی بی مهارتی و ناخواسته بودن و الان در صدد اصلاحشون هستم.( ناخداگاه اشکام سرازیر شد ولی آروم بودم پارمیدا امد گفت مامان گریه نکن بوسش کردم باز رفت تو ماشین، رومو کرده بودم اونور نبینه)..هیچی نمیگفت فقط مات و مبهوت گوش میداد (تعجب کرده بود که من چقدر آرومم و چقدر با بیرحمی اون من باز محبت میکنم) بقول Meinoush عزیز با لطافت باهاش حرف زدم و حرفهای تک تکتونو جلوی چشام آوردم واحد گلم گفتند بهش عشقتو نشون بده منم گفتم علی جون من اشتباه زیاد کردم ولی باور کن اگه باز برگردم به 10سال دیگه و باز حق انتخاب داشته باشم باز تورو انتخاب میکنم تو که تمام وجودمی و من از خدا خوشبختیتو میخوام گفت این انتخاب توه، من اصلا زن نمیگرفتم دیگه!!!گفتم این زندگی دیگه درست شدنی نیست و تقطیر خودم بود امیدوارم منو ببخشی یه روزی...گفت سوده خواهش میکنم گریه نکن جلوی بچه گفتم من آرومم اونم گفت منم آرومم بزاریک روز میام با هم حرف میزنیم( اولش گفت ما حرفی واسه صحبت نداریما و حالا...)

    موضوع بانکم گفت،گفت تمام اطمینانو گرفتی با این کارت قسم خوردم کار من نبوده و ماجرارو وسط کوچه بهش گفتم گفت سمیرا (خواهرم) که اینجوری نبود چرا آخه چه فکری راجب من کرده گفتم خواهره بک ثانیه احساس کرده تو میخوای بهم ظلم کنی،گفتم اصلا کارش درست نبوده و منم ناهاش حرف نمیزنم، گفت نه کارت اشتباست مگه حرفام یادت رفته خانواده در درجه اولن منم گفتم آره مثل تو که همه کسمی و در رتبه اولی،چیزی مگفت( خدا رو شکرباور کرد کار من نبوده) گفت نامه هامو چرا باز میکنی،گفتم من هیچکدومو باز نکردم مگر اینکه اسمم روش باشه،گفت آره راست میگی اشتباه من بود واقعا اسمت روشون بود ولی واسه من بود،گفتم ببخشید دیگه باز نمیکنم... بعد دیگه تاریک داشت میشود گفتم پامی بریم مامان فردا مهد داری گریه کرد الا و بلا برم پیش بابای، بعد خود علی گفت تو برو خونه که مثل من سرما نخوری من یه نیم ساعت دیگه میارمش خونه( بمیرم سرما هم خورده بود،کی واسش سوپ میزاره) هیچی منم تمام راهو تا خونه اشک ریختم از خوشحالی که نرم شده بود،تو خونه سریه یجادمو پهن کرثمو نماز شکر خوندم...
    اینم ادرسشه:
    http://www.hamdardi.net/thread-35378.html

    انصافا اگه بگم همسر خوبی هستی فقط یه ایرادی که داری یادت رفته شما زن هستی با تماما ظرافت هایی که داره ولی داری دقیقا همانند مردها رفتار میکنی انتظار داری جواب هم بگیری!!
    خواهشا شما مثل شوهرت رفتار نکن اینو راحت بهت بگم نه تنها شما بلکه اکثر بانوان متاهل که مثل شوهرهاشون رفتار کنن زندگیشون به طلاق منجر میشه میدونی چرا:چون فوق العاده مردها لجباز کله شق و یکدنده و فقط حرف خودشان را قبول میکنن میخوای بیشتر بگم اگه باعث میشه آرام بشی,خوب اگه شما بانوان هم همینجوری باشید که دیگه واویلا میشه.
    لطفا یکم بیشتر بشین فکر کن این زندگی را میشه درست کرد شوهرتم دوست دارم تو هم دوسش داری جفتتون به هم علاقه دارید اونم زیاد فقط دارید لجبازی میکنید.بخدا حیفه زندگی که میشه عاشقانه باشه را اینجوری دارید خرابش میکنید.دخترت توی سن حساسیه
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  2. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    ali6594 (جمعه 21 شهریور 93), anisa (جمعه 21 شهریور 93), شیدا. (شنبه 22 شهریور 93), صبا_2009 (جمعه 21 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.